Freitag, 28. Januar 2011

مسؤلیت 3

ترجمه از ملیحه رهبری
مجله فلسفی. از سلسله بحث های فلسفی

مسؤلیت (3)ـ

قسمت سوم:ـ

رافایل:اما بازمی گردیم به جمله نیچه؛«حقیقت آنچه هستی، باش!» دراین جمله به نظرمی رسد که انسان مجبور است وانتخاب دیگری ندارد. گویا که برای:«حقیقت آنچه هستی باش!» باید انسان از درون ویژه گی های مشخص
ومحدودی خود را دگرگون کند. وخیلی ساده آنچیزی را ازخود بیرون بکشد که بوده است.[مثل پروانه که به شکل کرم در درون پیله پنهان است و دریک دگرگونی از پیله بیرون می آید وبال بازمی کند.]ـ
ژودیت
: یک شیوه تعیین شده از قبل یا دیترمینیسموس است[دیترمینسموس؛ مخالف آزاد بودن انسان نیست اما مدعی است که انسان خیال می کند که آزاد است اما درواقع اینطورنیست.]ـ
رافایل: یک چنین آدم شدنی یا به این شیوه (وظیفه مندی درارتش)، باب طبع خیلی ها نیست واهلش نیستند. اما درباره نیچه وارسطو واین جمله: « حقیقت، آنچه هستی باش.» به راه وروش خود آنها چنین واقعیتی پیدا می کند که دست یابی به نوعی از آزادی است وانسان شاهد پیروزی بردگرگونی های خویش(غلبه بر نیروها یا تضادهای درونی خویش) است.[ تا به واقعیت خویش برسد!]ـ
ژودیت: بله، درست است! همزمان باید فشارها ورنج های این انتخاب را پذیرفت. چه راهی باید این انسان دنبال کند و- درهای چه جهانی را انسان به روی خود باز می کند. درباره نیچه طبعا جای بحث بسیار دارد. برای او این جهان نو از میان چشم اندازهای ممکن وگوناگونی است که بسیاری ازآنها، به نوعی ازخلاقیت مستمر می انجامند. همچنین این نوآوری، نوعی ازایده های جدید وچشم اندازهای جدید درجهانی نوست. متعهد کردن خود به معنای تطبیق خود با پیشرفت وتغییرات جهان نیز می باشد وبرعکس دیترمینیسموس تاریخی است. آدم به خودش می گوید که دراینجا می توانم خودم چیزی خلق کنم وآنوقت تعهد می پذیرد در برابرو برای آنچه که خود قادر به ایجاد آن شده است وهمچنین مسؤل دربرابر خطاهای خود است، زیرا قدرت آفرینش وخلاقیتش وبه دنبال یافتن وگشایش راهی نو است.ـ
می توان به گونه دیگری هم چنین بیان کرد:« برای خودم آگاهانه روشن میکنم که چه هستم و راه خودم را دنبال می کنم.» اما چه راهی دربرابر ما گذاشته شده است؟
رافایل: اما اینگونه هم می تواند باشد که انسان به جای پایدار بودن در راه خودش به همبستگی رو نماید وخود را درهمبستگی وپیوند با آن کلیتی حس کند که وجود دارد و عمیقا درک کند که درپیوند با این هستی می باشد. درمورد نیچه اگرچه با آن واقعیت موجود یکی نمی شود اما عمیقا[ازموضع بالاتری] با آن همدردی می کند اگرچه خودش آن رنج(ضعف) یا مشکل را ندارد.ـ
ژودیت: بله! احساس مسؤلیت باید اینگونه باشد اما وقتی آدم فقط به خودش فکرکند ودرقبال خودش متعهد باشد این فورمول نیچه بر روی پلاکارد ارتش:« حقیقت آنچه هستی باش!» اساسا به کدام شکل ازتعهد ومسؤلیت پذیری راه می برد وحتی به آن نوع دیگر؛ که درنقطه مقابل واقعیت است.ـ
می خواهم عکس بسیارجالب دیگری را به شما نشان بدهم. تصویرفوکو(فیلسوف) را درژانویه سال 1972 و یکسال ونیم بعد ازآن سخنرانی ژان پل سارتر که روی بشکه رفت.ـ
عکس گردهمآیی واکسیون روشنفکران برای اعتراض و همبستگی با زندانیان دربرابردادگستری پاریس را نشان میدهد که درحال خواندن قطعنامه ای هستند. دراین عکس سارتر وفوکو ودولوس وبسیار دیگری از روشنفکران به نام، درگروه حامی زندانیان حضوردارند. سارتر همان پیپ را برلب وهمان پالتو را به تن دارد که درسخنرانی روی بشکه به تن داشت ودرکنار او فوکو ایستاده است که درآنزمان استاد دانشگاه است. دراین جلسه فوکوشخصا وهمانگونه که وظیفه یک فیلسوف است، سخنرانی نمی کند تا درباره حقیقت یا جهانی که مردم ازآن خبرندارند، آگاهی رسانی کند، بلکه او به عنوان یک عضو ازآن جمع، درهمبستگی با بقیه است که درآنجا حضور دارند. دراینجا می توان دید که تعهد واحساس مسؤلیت وعملکرد روشنفکری یا روشنفکرها به وضوح تغییرکرده است. فوکو نه به نام خودش یا دیگران حرفی نمی زند زیرا موقعیت خود را خوب تشخیص می دهد و حرف او درآنجا، همان حرفی است که بقیه (درباره زندانیان) می گویند.ـ
رافایل: حالا عکس دیگری را نگاه می کنیم که این عکس درسال2009 دریک ساحل ناپل درایتالیا گرفته شده است وجسد غریقی را نشان میدهد که درکنار ساحل افتاده است. بقیه درحال شنا وتفریح کردن هستند وبا بی تفاوتی چتری را کنار جسد گذاشته وپنهانش کرده اند تا آرامش آنها را به هم نریزد. ـ
جمله ای از روسو است که به فلاسفه دیگر می خندد ومی گوید:« هروقت دلت خواست بمیر! من که زنده هستم!» عکسی که نماینگرعدم احساس مسؤلیت انسانی است وافراد کنارساحل از روی عمد فاصله گرفته اند که مسؤلیتی نداشته باشند.ـ
ژودیت: تصویرتکان دهنده ای است ماغرق شده ای را می بینیم. شاید عکس واقعیت دیگری داشته باشد ازآنچه که در نگاه اول می خواهد بگوید. میتوان به گونه ای دیگرفکرکرد که مردم به گروه نجات زنگ زده اند وچتری بالای جسد گذاشته اند تا دراثرآفتاب بو نگیرد وشاید دورترازجسد درحال گفتگو ودلسوزی برایش هستند.اما نخستین تأثیری که عکس بربیننده می گذارد، بی تفاوتی وخونسردی آدم هاست. از این عکس ها زیادند. این درایتالیاست که روزانه ازآلبانی ولیبی و.. مهاجرانی غیرقانونی روزانه از طریق سیسیل و... تلاش می کنند که غیرقانونی به ایتالیا واروپا وارد شوند.ـ
این بی تفاوتی عمومی مردم دراین صحنه؛ نشاندهنده فقدان هرنوع احساس مسؤلیت وتعهدات انسانی است.ـ
تیتر: انسان درچه موضع ومقامی است، وقتی که ازهرنوع تعهد واحساس مسؤلیت صرفنظروچشم پوشی می کند.ـ
رافایل:این عکس نشان میدهد که آدمها نه تنها توجهی به مرده ندارند بلکه پنهانش هم می کنند که به سوی نرمالیته برگردند با وجود آنکه می دانند درآنجا کسی مرده است.ـ
ژودیت: بله! دردناک است اما فکرکنیم به بی خانمان های پاریس که کودکان دون کیشوت خوانده می شدند و با چادرهای خوابشان درکنار رود سن وآنها جماعت کثیری بودند وسرمای زمستان را درآنجا به سربردند. ابتدا موضوع شوک آور بود وخیلی سروصدا کرد. بعد عادی شد وهمه به آن عادت کردند ومردم ازکنار آنها می گذشتند و به دنبال کار خود می رفتند. به یک واقعیت پذیرفته شده درپاریس تبدیل شده بودند.ـ
رافایل: انسان به آن عادت می کند!ـ
ژودیت: انسان بعد ازآنکه امری برایش عادی شد، دیگرواقعیت آن را حس نمی کند واحساساتش برانگیخته نمی شوند. گویی که اصلا آن را نمی بیند. دیدن واقعیت وانکارنکردن آن وقتی میسراست که انسان ابتدا احساس مسؤلیت داشته باشد. وقتی انسان خودداری ازدیدن جسدی درکنار دریا می کند وحتی آن را پنهان میکند که حس نشود یا دیدن گداهای کناررودسن یا دیگر بدبختی های جهان و...امری است که فیلسوف اشپینوزا آن را خشم ونفرت می خواند. این خشم ونفرت را اشپینوزا علیه کسانی لازم می داند که به دیگران ظلم می کنند. وقتیکه انسان اطرافیان خود را دیگرحس نمی کند. یعنی که واقعیت ها دیگر تأثیری براو ندارد.ـ
رافایل: به بیان دیگرمی توان گفت که احساس مسؤلیت هنری است که انسان بتواند رنج وآلام دیگران را حس ودرک نماید. ـ
وقتی قادر به دیدن دیگر انسانها نیستیم وتوجهی به آنها نداریم، واقعیت برای ما چیست وبه چه چیزی توجه داریم.ـ
ژودیت! بله! اما وقتی آدم خودش درد دیگران را ندارد وحس همدردی هم با بقیه ندارد، آنوقت دنیای خود ما ازچه چیزی تشکیل شده است و واقعیت درآن چیست که بقیه انسان ها را دیگرنمی بینیم وحس نمی کنیم؟ این یک شکل وحشتناک از محدود شدن احساسات وادراکات انسانی(بشری) و واقع بینی است واین امربه دیده، فقدان واقع گرایی وهمبستگی لازم دربین ما انسانها نگریسته می شود. این تصاویرکه دیدیم همه دریک امر مشترک هستند؛
سقراط این سؤال را مطرح می کند که آیا حقیقت را نه اینجا ودر روی زمین، بلکه آن بالا و درآسمان باید پیدا کرد؟ وآن چرخش انگشت سبابه او به سوی بالا دوگونه تحلیل می شود: اول به معنای آسمان ایده هاست یا به معنای کنتاکت واصطکاک ودرگیرشدن با واقعیت هاست. درمورد سارتر واقعیت چگونه دیده می شود؟ آیا از بالای بشکه-پایین - بهتردیده می شود؟ یا آدم واقعیت را بهترمی بیند، وقتی که درمیان آن حضوردارد ودرگیرآن هست. مثل فوکو که درآن اکسیون برای دفاع اززندانیان دربرابر دادگستری حضورمی یابد؟ و واقعیت برای آن آدمهایی که درساحل دریا با لباس شنا حضوردارند، چیست؟
تیتر: احساس مسؤلیت ما نشاندهنده رابطه ما با واقعیت هاست.ـ
رافایل: باید جمع بندی کنیم.ـ
ژودیت: بله! وهمزمان چیست واقعیت با حفره هایش، یکی آن را می بیند ودیگری آن را مخفی می کند وازاین طریق واقعیت درحصاری از خودخواهی وپرده پوشی وفردیت محدود میشود که این امری وحشتناک است. واین همان اگوایسموس و فردیت خودخواهانه است که ما امروزشاهد آن هستیم. شاید به همین دلیل لازم و مهم است که...ـ
رافایل: احساس مسؤلیت کنیم.ـ
ژودیت: بله دقیقا! احساس مسؤلیت کنیم.ـ
پایان!ـ
ژانویه 2011
http://malihehrahbari.blogspot.com/


اسامی به لاتینJean Cavailles, logikerDieterismus
Solipsismus
Diogenes
Sartre-Jean-paul
Asklepios
Blaise Pascal Gedanken
Solipsismus
Spinoza
Sokrates
Phaidon
Jacques Louis David
Michel Foucault
Judith Revel
.تیترهای بحث به آلمانی
Kann man sich ohne Engagement zum Gehorsam verpflichten?
Sic zu engagieren, heißt sich auf die Offenheit der Welt einlassen.
Die Wahrnehmung ist wesentlich beim Engagement.
Unser Engagement zeigt, wie wir die Realität betrachten.
:منبع
Philosofie Magazin
Engageman
Doku-Reihe vom Philippe Truffault
Frankreich 2010, Arte F

Freitag, 21. Januar 2011

مسؤلیت 2

.ترجمه : ملیحه رهبری
مجله فلسفی. سلسله بحث های فلسفی.

مسؤلیت(2)ـ

قسمت دوم:ـ

رافایل: حالا و دراینجا به نوع ونگرش دیگری در فلسفه می پردازیم، اگرچه یک تغییر نرمال وطبیعی ای به نظرمی رسد، ازسقراط که یک فیلسوف است تا ژان پل سارتر که یک روشنفکرمتعهد وکمترفیلسوف است. به عکسی از ژان پل سارتر نگاه می کنیم. این عکس ژان پل سارتر را دراکتبرسال 1970 درخیابانی درپاریس نشان می دهد که بر روی بشکه ای بالا رفته وایستاده است تا برای عابران ورهگذران سخنرانی کند، زیرا حکومت وقت یک فعال سیاسی یعنی آلنا گسمار را محبوس کرده بود و حزب او را که پرولتاریای چپ بود، ممنوع کرده بود. دراینجا ما یک روشنفکر را می بینیم که آگاهانه خود را وظیفه مند کرده است وامکانات زمان خود را به کارگرفته است تا آزاد باشد اما تناقض دراینجاست که همین امر ازاو یک تمثیل (سمبل یا شخصیت) ایده آل ساخته است.ـ
ژودیت: با دو موضوع مختلف روبه رو هستیم. ازیکسو سارتر یک فیلسوف متعهد و عکس او را نشان میدهد که روی بشکه ای ایستاده است و این عمل او و استفاده ازبشکه ما را به یاد دیوگنس می اندازد.ـ
رافایل: اما دیوگنس اصلا دریک بشکه زندگی می کرد نه آنکه از بشکه استفاده کند تا دربالای آن قرار گیرد.ـ
ژودیت :بله درست است واز سوی دیگر هم موضوع افکار عمومی است. اینجا خیابان بین کوق است ودیوگنس با زندگی کردن دریک بشکه افکارعمومی را با نشان دادن این وضعیت وشرایط زندگی اش(واقعیت تکان دهنده بیکاران یا کارگران) تحت تأثیر قرار می داد. سارتراز بشکه استفاده کرده و روی آن رفته است تا افکار عمومی را مطلع کند. آگاهی ببخشد، نسبت به آنچه که آن را حقیقت می داند. وچه کسی را آگاه می کند؟ عابران را! سارتربا استفاده ازمیکروفون به مردم حقایقی را می گوید که وسیله ای برای دسترسی به آن ندارند. سارتر به عنوان روشنفکرانقلابی وجدان ها را بیدار می کند. چشم ها را باز می کند تا وضعیت خود را درک کنند. اویک پیام آور روشنایی یک عنصرروشنگراست.ـ
رافایل: به لاتین یعنی لوکس فق یا ستاره پیام آور صبح است.ـ
تیتر: یک روشنفکرمتعهد وجدان های خفته را به لرزه می اندازد وبیدار می کند!ـ
ژودیت: بله! ازیکسو خیلی باارزش است وما احساس مسؤلیت شخصی او را می بینیم که نسبت به خودش انجام می دهد(وظیفه اش را نسبت به خودش ووجدانش انجام میدهد.) وازسوی دیگراین احساس مسؤلیت برای دیگران است؛ با این هدف که به دیگران توضیح دهد و نوعی از احساس مسؤلیت که مثل تعلیم و تربیت وپرورش وانتقال ارزش های یک جهان نو ویا ارزش های نوینی که باید دیگران را ازآن آگاه کرد. همزمان این دنیای ارزشی که او دیگران را به آن دعوت می کند، تطبیقی با زندگی شخصی خود سارتر ندارد ومنطبق با آن ارزش ها نیست که او دیگران را به آن آگاه می کند. درمورد سقراط و بقیه، تنها زندگی شخصی خود آنها گواه تعهدها واحساس مسؤلیت هایشان بوده است وارزش هایی که به دیگران عرضه می کردند یا به جهان ارزشی دیگری( حقیقت) آنان را می خواندند.ـ
رافایل: به این معنا که سقراط درعین حال که به آسمان ایده های نو تعلق دارد اما ازسوی دیگرهم یک شرکت کننده فعالـــ درمبارزه علیه محاصره شهرپوتی دییا است و حتی به قهرمانی دست می یابد. سارتر برعکس این موضوع، زندگی شخصی دیگری(میانه و وسط) دارد. خود را برای اجتماع متعهد می کند و درسال 1970 که این عکس انتشار یافت او به عنوان مدیریک مجله رادیکال چپ- لاکوز دو پوبلیک بود که بدینوسیله علیه ممنوعیت حزب پرولتاریا اعتراض می کرد وبا وجود شرایط زمانی حساس وپرتحولی که درجریان بود اما او شب ها وقتش را به خودش تخصیص می داد تا بیوگرافی خود را بنویسد.ـ
به همین دلیل ارزش دارد که مطاله کنیم و مطالبی را بخوانیم که او درباره احساس مسؤلیت و تعهد روشنفکرنوشته است. من کلمات قصاری را از او انتخاب کرده ام که او درآن استناد به پاسکال دارد. سارتر می گوید یک نویسنده به نظر من وقتی متعهد ومسؤل خوانده می شود که با افکار منور واندیشه خود حاضراست که عملا درمیان گود بازی( میدان عمل) باشد و درموضعی باشد که یک میدان عمل ممکن را برای بازتاب وانعکاس افکارخود به وجود آورد واین دو را با یکدیگر مربوط سازد. [اندیشه وعمل را]ـ
ژودیت: بله! اما فکرمی کنم که این جملات قصاراو چندین وجه وجنبه به خود می گیرند. برای خود سارتر و دیگران این سوآلات مطرح می شود که برای چه کسی و به نام چه کسی و با کی طرف صحبت هستم. من صحبت می کنم برای خودم وهمچنین برای دیگران زیرا که این گفته ها ریشه درواقعیت و حقیقت دارند. که این واقعیت ها برای خود ساتر قابل دیدن و رویت است! وکمی مسخره یا غیرجدی است که اساسا این سؤالات به این سمت وسوهدایت نمی شوند که زندگی شخصی خودش را زیرعلامت سؤال ببرند. بودن یا نبودن نام کتاب اوست که دروسط جنگ جهانی دوم 1943نوشته است وعملا درجنگ کاری(قهرمانی) نکرده است اگرچه ترسو نبوده است یا نمی گوییم که باید کاردیگری انجام می داد اما نکرد....ـ
رافایل: تعهد ومسؤلیت او دراین بود که بنویسد. ـ
بله! دیگران به عنوان تعهد و وظیفه چیزدیگر وکار دیگری را فهمیده وانجام داده بودند. ژان کاوالیه یک شاعر بود که جان خود را داد. او درزمره نیروهای مقاومت درآمده بود. آدم ازیک فیلسوف، انتظار دیگری دارد.ـ
تیتر: رابطه بین فلسفه و زندگی واقعی می تواند به روش های مختلف باشد.[حتی فیلسوف هم درزندگی واقعی ممکن است به گونه ای عمل کند که مطابق گفته هایش که آنها را حقیقت می داند، نباشد.]ـ
رافایل: حال به موضوع دیگری می پردازیم. درخیابان به یک پوستر بزرگ و تبلیغی برخورد می کنیم که مال ارتش ماست وبر روی پوستر به عنوان یک انگیزه مهم وعلاقمند کردن داوطلبان به کمپانی سال 2010، یک جمله نغز فلسفی ازنیچه را نوشته اند: « حقیقت آنچه هستی، باش.» به زبانی ساده می توان گفت؛ جمله ای که معنای حقیقی آن سنگین ترازآن است که با شانه های معمولی بتوان تحمل کرد.ـ
بله! نمی شود انتظارداشت که درارتش، نیچه را مطالعه وپژوهش کنند یا تأثیرپوستر تبلیغاتی را(!).ـ
درادامه جمله آمده است:« چگونه یک انسان به حقیقت وجود خود آگاه می شود!» تناقض دراین است که دراینجا حقیقت خویش را یافتن اما با ورود دریک نهاد یا مؤسسه که قصد نداریم دراینجا درباره این نهاد(ارتش) قضاوت کنیم، امکان پذیراست زیرا دراین نهاد(ارتش) او یعنی آدم، احساس مسؤلیت شخصی یافته و مسؤلیت پذیرخواهد شد اما به شرط فرمانپذیری زیرا بدون این فرمانپذیری ارتش نمی تواند شکل بگیرد.ـ
ژودیت: دراینجا عنصر جدید فرمانپذیری وارد شده است. احساس مسؤلیت وجوه مختلف دارد اما اطاعت کردن حتما به معنای بخشی از تعهد واحساس مسؤلیت نیست. یک وجه آن یگانه بودن با قول داده شده است، و توجه به ارزش های مشخص و تعیین شده است واطاعت پذیری یعنی که به رسمیت پذیرفتن بالاترازخود است. درارتش سلسله مراتب جدی ای وجود دارد. دراین سیستم انتظار نیست که رعایت ها واحترامات معطوف به ارزش ها باشد بلکه به آدم ها(سلسله مراتب) وبه سیستم است.ـ
رافایل: دوباره به پوستروسخن نیچه بازمی گردیم. سخن نیچه چنین معنایی دارد که انسان (درگیرتضادهای درونی خود شود وبجنگد) برآنها غلبه کند وبرخود فایق آید ونیچه چنین منظوری نداشته است که اینکارتوسط خدمت درارتش میسرخواهد شد!ـ
ژودیت : جمله نیچه هیچ سنخیتی با تبلیغ پوستر ندارد. آنچه مورد نظرنیچه بوده ، این بوده است که انسان بتواند خویش را ازطریق تناقض ودرگیری با آنها پیدا کند وکشف کند ورشد کند وبتواند دروضعیت نوینی قراردهد اما درارتش چنین امری خیلی سخت قابل تصور است زیرا که چنین فضایی وجود ندارد وفرد وظیفه مند شده است که فرمان بپذیرد. تنها ارتش اینطور نیست و دریک شرایط زمانی و مکانی دیگری مثلا در کلیسا هم فرمان پذیری هست.ـ
رافایل: یا مثلا درازدواج که زن از شوهر فرمان پذیری داشته وبرعکس نبوده است. آیا درسته؟[این مناسبات مسؤلیت شخصی انسان را درفرمانپذیری عنوان می کند.]ـ
ژودیت: بله اینطورمتداول بوده است. چون پیوند خانوادگی وبخشی ازآن بر این تعهد پذیری مبتنی بوده است. درگذشته انسان به این شکل خود را متعهد می کرد(اطاعت زن ازشوهر) زیرا زندگی و زندگی خانوادگی چنین انتظاری را ازاو داشت یا چنین وظیفه ای برای زن نوشته شده بود واو هم این وظیفه را انجام میداد. ولی درارتش فرد برای مدت زمان مشخصی متعهد است ووظیفه مند است که اطاعت کورکورانه کند و بدون مجادله وبحث فرمان ببرد، بدون آنکه ارزش گذاری کند(!) وخود فرمانپذیری درارتش یک ارزش است ولی مشکل دراینجاست که مثل نمونه های تاریخی دادگاه نورنبرگ پیش می آید. وقتیکه جنایتکاران نازی را به پای میز محاکمه آورده بودند، اظهار می کردند که من تصمیم نگرفتم و من فرمان را اجرا کردم و به درست وغلط بودن آن فرمان کاری نداشتم! این شیوه سلب مسؤلیت از خود کردن، با موضوع تعهد ومسؤلیت انسانی در تناقض ومشکل قرار می گیرد. چطور می شود که انسان بدون احساس مسؤلیت شخصی خود، وظیفه مند باشد ویا ازعقیده خود صرفنظر کند.ـ
رافایل:آیا انسان می تواند اظهار کند که بیگناه است و به دلیل شغلش دست به جنایت زده است، آنگونه که موریس پاپون جنایتکار نازی مدعی بود؟
ژودیت: دقیقا ![نه!]!
ـ
ادامه دارد...ـ
ژانویه 2011اسامی به لاتینAlain Geismar
Jean Cavailles, logiker
Parrhssia
Diogenes
Sartre-Jean-paul
Asklepios
Blaise Pascal Gedanken
Solipsismus
Spinoza
Sokrates
Den Schierlinsbecher trinken
Phaidon
Die Philosophenschulevon Athen
Höhlengleichnis
Jacques Louis David
Michel Foucault
Aspekten einen Hahn
Judith Revel
.تیترهای بحث به آلمانیDas Engagemant des Philospphen ist,
sich am Bestehenden zu reiben.
Der engagierte Intellektuelle, rüttelt das Gewssen wach.
Kann man sich ohne Engagement zum Gehorsam verpflichten?
منبع
Philosofie Engageman
Doku-Reihe vom Philippe Truffault
Frankreich 2010, Arte
F

Freitag, 14. Januar 2011

مسؤلیت 1



ترجمه از ملیحه رهبری
مجله فلسفی. سلسله بحث های فلسفی

مسؤلیت(1)ـ


قسمت اول
هرچقدرهم که انسان بخواهد بی تفاوت باقی بماند اما باز نمی تواند از خود سلب مسؤلیت کند. آیا کسانی که احساس مسؤلیت می کنند به این دلیل است که نمی توانستند، انتخاب دیگری داشته باشند؟
رافایل انتهوون- خود یک فیلسوف است که تلاش دارد با یک سلسله بحث های فسلفی، پیوندی بین گذشته و زمان حال برقرار کند وبین ادبیات خشک- با فلاسفه بزرگ تا- به امورجاری فعلی پیوندی نو بزند.ـ
مقدمه:ـ
حتی اگرانسان خود را مسؤل نیز نداند، آنهم یک تصمیم گیری ویک عقیده شخصی است. فرقی نمی کند که شجاع یا ترسو باشیم ویا اهل مقاومت یا همرنگ جماعت ودنباله روباشیم، به هرحال تصمیمی گرفته ایم ونتیجه ای دارد، چه بخواهیم یا نخواهیم.ـ

در زمینه این دوگانگی با استاد دانشگاه در رشته فلسفه خانم ژودیت قوویل بحث می کنیم.ـ
تیتر: این امرغیرممکن است که خود را ازمسؤلیت بری دانست. خود را متعهد نکرد.ـ
احساس مسؤلیت کردن دو حالت وجود دارد. اول آنکه ناچاریم و چاره دیگری نداریم. انسان چه بخواهد یا نخواهد به دنیا آمده است و به میان کوران زندگی پرتاب شده است واز سوی دیگر نیزاینگونه است که- احساس مسؤلیت را انتخاب کنیم و اینگونه درباره مان قضاوت شود.ـ
بله! تعهد واحساس مسؤلیت یک موضوع قابل بحث با ابعاد مختلفی است. ازیکسودرگیر زندگی و مسؤلیت هایش هستیم ولی ازسوی دیگر هم ازآن می گریزیم. تصمیم گیری یا عملکرد ما یک چیزمادی ملموس نیست که کسی آن را ببیند، این عملکرد روندی در درون خود ما دارد واینکه در برابر این انتخاب چه خواهیم کرد و درکدام یک ازاین دوسمت قرار خواهیم گرفت. به طور مثال کسانی که به عنوان نیروهای مقاومت جنگیده اند وکسانی که خیانت کرده اند و کسان دیگری نیز که نه این و نه آن بوده و پاسیو باقی مانده اند.ـ
رافایل: مردم شجاع دوست ندارند آن گروه های دیگر را.ـ
تیتر: انتخاب نکردن و نپذیرفتن مسؤلیت نیز،- یک نظر وعقیده است.ـ
رافایل: با این احوال آیا هرکسی دربرابرعملکرد خود مسؤل است و-اینکه کاری انجام داده است (مسؤلیت پذیرفته) یا اینکه کاری انجام نداده است؟
ژودیت: البته که فرد مسؤل است، اگروظیفه ای را انجام نداده باشد وبه طور کلی دربرابر واقعیتی که قرار میگیرد، یعنی اینکه آیا غیرمهم وغیرحیاتی به آن نگاه کرده باشد و یا نه... و متأسفانه پدیده زمان ماست که می گوییم؛ موضوع ربطی به من ندارد و مسؤلیت من نیست. و وقتی کسی می گوید که این واقعیت به من ربطی ندارد، درواقع افق انتظارات از خودش را بسیارمحدود می کند ودرحصارفردیت خودش وخودخواهی خودش وعلایق شخصی خودش باقی می ماند. وطبیعتا این موضوع خود مسیله ای است و مشکلاتی به دنبال خواهد داشت.ـ
رافایل: به معنای زولیپ سیسموس یا انزوا درخویشتن خویش! فکرکنید به پاسکال وبه سؤال او که آیا اصلا خدایی وجود دارد؟ حتی اگرهم وجود نداشته باشد وجهان پوچی مطلق باشد اما شما در وسط این گود خلقت هستید وبازهم باید این شرایط نجات داده شود و[تغییر کند]. آیا آنچه پاسکال می گوید؛ به موضوع تعهد واحساس مسؤلیت مربوط می شود؟
ژودیت: بستگی دارد که چگونه این موضع اخلاقی درگفتارپاسکال را فهم کنیم. کاملا متناقض است. ازیکسومن آزاد هستم که هیچ مسؤلیتی نپذیرم وهیچ کاری نکنم زیرا معلوم نیست که اصلا برای چی باید کاری بکنم، وقتی که ارزش آن معلوم نباشد.[مجازات یا پاداش عملی درکارنباشد و...]؟ ازسوی دیگر، من کاری میکنم یا مسؤلیتی می پذیرم و مستقل ازپاداش یا مجازات(به من بدهند یا ندهند) ودراین حال آن عمل ازارزش خاصی برخوردار است زیرا نه به خاطرهدف شخصی خاصی ویا پاداش- بلکه به خاطرآنکه آن را با ارزش دانسته ام، انجام گرفته باشد. چه اتفاقی می افتد اگر من کاملا آزاد و بدون چشم داشت به هیچ پاداش نیک یا بدی، شخصا فکرکرده باشم که چه کار(مسؤلیتی) را باید انجام دهم وازچه کاریا مسؤلیت دیگری باید بگذرم و کاملا بدون انتظاراز هر قول یا پاداشی کاری را انجام دهم یا ندهم.[آزادانه مسؤلیتی را بپذیرم یا نپذیرم]. درحالیکه یک شرایط کاملا یکسانی دراختیارمن هست که احساس تعهد نسبت به انجام وظیفه ام بکنم یا نکنم؟ دریک چنین لحظه ای انسان کاملا تنها و به خودش درفکرکردن وتصمیم گیری واگذار می شود.ـ
رافایل: دربرابرما یک تابلوی بزرگ نقاشی به نام مرگ سقراط ازژاک لویی داوید قرار دارد که سقراط(معلم بزرگ) را نشان میدهد. دراین تابلو سقراط آماده نوشیدن جام شوکران است وهمزمان آماده است که پس از نوشیدن آن بمیرد ودراین لحظه که این کار را می کند، اطاعت یا فرمانبرداری از قانون (کتاب قانون) میکند.ـ
سقراط درفایدون(نام کتاب قانون) توضیح می دهد که انسان درتمام طول عمرش باید روح خود را ازآلایش تن پاکیزه کند وروح خودرا ازیک بدن ناپاک آزاد کند، آنهم توسط فلسفه، درغیراینصورت روح نمی تواند بعد ازمرگ ازتن وعادت های بد آن آزاد شود.همزمان و درهمین موضع سقراط به گونه ای متضاد و دوگانه تعهد واحساس مسؤلیت را نیز مطرح می کند.ـ
ژودیت: من فکرمی کنم که ازدوزاویه یا منظرمی توان، تحلیل کرد. درنگاه اولیه درباره انگشت سقراط که بالا را وآسمان را نشان می دهد،...ـ
رافایل: این نقاشی مدرسه فیلسوفان آتن را نشان میدهد که مشهورترین اثر رافایل است. دراین اثرنقاشی پلاتون(فیلسوف) سمبلی ازتفکر وتوجه یا سیرکردن درآسمان است ودرکنارش ارسطو را که بر روی زمین ویک مظهرواقع گرا بودن است.ـ
ژودیت: بله! ارسطو دست خود را برای واقعیت وآنچه واقعی است، بازکرده است وآن را نشان میدهد. به نظرم دوامکان اظهار نظریا تحلیل می تواند وجود داشته باشد. باراول معنای کلاسیک فلسفی، در سمت وسوی تحلیلی که پلاتون دارد که سقراط درلحظات قبل از مرگ درمییابد که حقیقت درآن بالا و درآسمان ایده هاست و نه درپایین ودرزمین. زنجیرهایی که اوخود را ازآن آزاد کرده است؛ زنجیرهای زندان و زنجیرهای غار تاریکی (!) است.ـ
رافایل: آزاد از قید وبندهای بازدارنده در زندگی؟
ژودیت: طبیعتا! همانگونه که درکتاب هفتم ازپلاتون تشریح شده است که ازغارتاریکی (تمثیل غار) بیرون آمدن و نوررا دیدن. به سوی آسمان ایده ها! وسقراط نیزمی گوید: سخت است که به تاریکی وغار دوباره برگشتن پس ازآنکه انسان حقیقت را دیده است ووظیفه مند شده است که آن را بگوید وبه آن گواهی دهد، چون انسان ازسرشت وهستی تغییرپذیری برخورداراست. ودراینجاست که سقراط جام شوکران را سرکشیده است زیرا بهتراست که انسان بمیرد تا دروغ بگوید یا حقیقت را کتمان نماید. این یک تحلیل بود اما تحلیل دیگروجالبی ازمیشایل فوکوست که دراواخرعمرش گفته است. درسخنرانی دانشگاهی اش درکالج فرانسه که آخرین وصیت سقراط را چنین تحلیل می کند که ما یک بدهی به آسکله پیوس داریم. آسکه پیوس خدای پزشکی(دانش پزشکی) بوده است که دراینجا و درموضع ادبیات و به این معنا که سقراط درلحظه مرگ می خواهد بگوید- که باید برای خدای پزشکی قربانی کنم واز او تشکرکنم که مرا از زندگی شفا داده است واین آزاد شدن، به وسیله مرگ انجام می یابد.[ خدای پزشکی نتوانسته است مانع مرگ بشود.] به همین دلیل جام شوکران را سرمی کشد که سرانجام ازسایه های زندگی( زندگی غیرحقیقی) نجات یابد.ـ
رافایل: باید اینطورفهمید که گویی زندگی یک ابتلا وگرفتارشدن درعارضه ای است، به گونه ای که مرگ یک شفا و راه نجات ازعارضه یا بیماری زندگی است؟
ژودیت: بله! منظورزندگی حقیقی است! این حرکت انگشت سبابه به سوی آسمان دو معنا دارد: یکی حرکتی مجازی و ازسوی دیگرهم یک حرکت اخلاقی به معنای وظیفه مندی و باید است. تو باید!ـ
معنای دیگرنیزاز میشایل فوکو(فیلسوف)است که بسیارجالب است وکاملا سمت وسوی دیگری دارد. سقراط از آسکله پیوس(خدای علم پزشکی) تشکر می کند زیرا که فلسفه او را، از قضاوت غلط ودرک وفهم غلط وآموزش اشتباه نجات داده است واو توانسته است خود را بیابد وبفهمد واین امر(شناخت) تنها درحیطه زندگی وحیات امکان پذیراست. حرکت دست سقراط نشانگرآن نیست که زندگی حقیقی یک امرمجازی یا درآسمان ایده هاست بلکه ...ـ
رافایل: بلکه درانجام دادن وعمل کردن به ضرورت هایی است که باید انجام یابند.ـ
ژودیت: بله! عمل کردن به ضرورت ها وآنهم کاملا درپهنه مادی وبه راه و روش فیزیکی ودرهمین جهان مادی وخاکی. یونانی ها یک کلمه دارند به نام تریبه به معنای اصطکاک که این کلمه را پلاتون درنامه هفتم خود نیزتحت عنوان کنتاکت واصطکاک نیروهای متضاد که با یکدیگردرگیر می شوند واین تأثیر فلسفه است وظیفه فلاسفه است که درگیربا واقعیت شوند واصطکاک ایجاد شود یا تلاش کنند و این کلمه را به معنای تجسس و تحقیق نیزبه کاربرده است.ـ
رافایل: سقراط متعلق به تاریخ قدیم فلسفه است که به عنوان فیلسوف درگیرگفتگو با خدایان می شد وبه عنوان فیلسوف عملا کاری نداشت زیرا درآسمان ایده ها زندگی میکرد.[عملا کاری نمی کرد]. اما ازسوی دیگر هم سقراط به عنوان یک سربازشجاع نامیده شده است که درشکستن محاصره شهرپوتیدیه جان خود را به خطرمیاندازد تا زندگی آلکه بیه را نجات دهد وعملا کار و وظیفه انسانی(مادی/ زمینی) خود را انجام می دهد. وما به عنوان یک سیاستمدار(دخالت کننده درامور سیاسی) او را می بینم که دوباربا به خطرانداختن جانش، قانون را ازخطر سوء استفاده نجات میدهد. دریک موضع درمقام دفاع از امری درست دست به عمل می زند و درموضع دیگرعلیه یک موضوع سیاسی مشخص نادرست نیز اقدام می کند، زیرا آن را خطرناک می داند.ـ
ژودیت: بله! همزمان وبا دست زدن به عمل، او صحبت ازحقیقت نیز می کند. دریونان باستان، وقتی فلاسفه خود را موظف یا وظیفه مند می دانستند، درموضع مشاور درکنار سیاسیون قرار می گرفتند که به این کارپارییزیان میگفتند.
دخالت سقراط به عنوان مشاوردرکنارسیاسیون به اینگونه بود که می گفت:« به تو نمی گویم که چه چیزی خوب یا بداست!» بلکه می گفت:« واقعیت یا حقیقت را به تو نشان میدهم و چشم تو را باز میکنم و به تو توانایی می دهم که خودت بفهمی و تشخیص بدهی که تصمیم گیری درست درحوزه مسؤلیتت چیست و درنتیجه آن، درک وفهم های غلط برچیده شوند. سقراط خود را وظیفه مند نمی کرد تا بگوید چه چیز بد یا خوب است بلکه می گفت:« چشم تو را باز می کنم تا واقعیت را آنگونه که هست ببینی.»ـ
رافایل: شما درباره پارییزیان صحبت می کنید. یک کلمه که معنا ومفهوم آن میشایل فوکو(فیلسوف) را خیلی عمیق تحت تأثیرقرارداده بود وبه آن پرداخته است وفراموش کردم که بگویم؛ اتفاقا یک تیم علمی دانشگاهی درسوربن درحال حاضردرحال تحقیق درباره فوکو و تخصص درباره نظرات اواست که این مفهوم پارییزیان را با معنای شجاعت مرتبط می داند. شجاعت گفتن حقیقت را داشتن.ـ
ادامه دارد...ـ
ژانویه
2011
نام ها: ـJudith Revel
Spinoza
Sokrates
Den Schierlinsbecher trinken
Phaidon
Die Philosophenschule von Athen
Höhlengleichnis
Jacques Louis David
Michel Foucault
Parrhssia
تیترهای بحث
Es ist unmöglich , sich nicht zu engagieren.
Fehlendes Engagement ist auch eine Stellungnahme.
Eine Tat gewinnt an Bedeutung, Wenn sie nicht von Persönlichen Interessen gelenkt wird
Das Engagemant des Philospphen ist, sich am Bestehenden zu reiben..
منبع
Philosofie Engangemant
Doku-Reihe vom Philippe Truffault
Frankreich 2010, Arte F

Samstag, 1. Januar 2011

برابری 3

ترجمه از ملیحه رهبری

مجله فلسفی- سلسله بحث های فلسفی ازفلیپ تروفولت.ـ
بحث وگفتگو با آقای ژان فابین اشپیتز؛ وی استاد فلسفه سیاسی دردانشگاه پاریس می باشد.ـ
برابری (3)ـ
قسمت سوم
- حالا به تصویردیگری نگاه می کنیم که متعلق به دیکتاتورکره شمالی آقای کیم جونگ ایل است و رهبرمحبوب درکره شمالی نامیده می شود. درتصویر او را می بینیم که درمکان بسیار بلندی درسکوی سخنرانی ایستاده است و دو دست خود را به حالت سلام پیش آورده است. جمعیت کثیروفشرده ای ازمردم (صد ها هزار نفر) دربرنامه شرکت کرده اند وصحنه جذب کننده ای به وجود آورده اند. [مردم درمکانی پایین ودرزیرپای رهبرهستند.] آنها لباس های یکرنگ ویک فورمی(انیفورم) به تن دارند، به گونه ای که درتصویرفقط یک رنگ صورتی دیده می شود وآنهم جمعیتی کثیرو صدها هزارنفر. تنها نظامی ها با رنگ سبز یا خاکی وعده کم دیگری نیز با رنگ قرمز مشخص شده اند، بدون آنکه چهره کسی دیده شود. دراینجا انسان ها فقط با رنگ ازهم تمایزمی شوند. فرد یا فردیت(شخصیت مستقل) درتوده عظیم جمع حل یا محو شده است.ـ
تیتر: منحرف کردن برابری به شبیه سازی.ـ
بله! درپشت این عکس تناقضی پنهان شده است، وقتیکه توتالیترالیسموس ویا کمونیسموس و.. به این شیوه عمل می کند. این سیستم ها بسیار متفاوت ازسیستم های دموکراسی هستند که کنترل کمتری را بر روی مردم اعمال می کنند. این مطلب را الکساندر زینوویو در کتاب هایش به دقت تشریح نموده است.ـ
یک ماشین تبلیغاتی وعوامفریبی عظیم به راه می افتد که تساوی توده ها را نشان میدهد. این ماشین آزادی توده ها را درحجمی کلان تبلیغ می کند. نوعی ازآزادی غیرمعمول وغیرمتعارف که گویی حقیقت محض است. وچون هیچکس این ماشین رسمی تبلیغاتی را به عنوان حقیقت باورنمی کند، هرکس برای خودش حقیقتی را جستجو می کند وقاعدتا باید حق اعتراض به این ماشین عظیم تبلیغاتی وغیرحقیقی داشته باشد وآزاد باشند که حرف بزنند اما ازآنجا که این نوع سیستم ها با کنترل شدید، هرگونه دگراندیشی را رد می کنند، به ویژه درکره شمالی یک سیستم پلیسی خیلی سرکوبگر وبی رحمانه ای حاکم است، چگونه می تواند کسی آزاد باشد تا اعتراض کند! همچنین سیستم های دیگری نیز هستند[مترجم: مثل رژیم آخوندی] که به همین شیوه ها می خواهند، درجامعه همه را یک شکل کنند که آنها هم به گونه ای بسیار خطرناک می شوند.ـ
تیتر: جنون برابرکردن همه مثل هم.ـ
ولی دراین تصویرمربوط به دیکتاتورکره شمالی و برابرکردن همه مثل هم به این شیوه، نشاندهنده یک شیوه جنون آمیز ودیوانه وار مساوی کردن- و نشان دهنده یک مشکل عقلانی است.ـ
تیتر: آدمها مثل مهره های شطرنج
بعضی ازسیستم ها می خواهند توده ها مردم را طوری عرضه کنند که گویی درصفحه شطرنج ومثل مهره های شطرنج با آنها بازی می کنند یا مردم چنین نقشی را دارند؛ چنین افکاری، غیرقابل قبول هستند.ـ
سؤال:آیا چنین نیست که دراین نوع سیستم ها، آدمها را مساوی و برابرمثل لانه مورچه ها فرض کرده اند؟
آنچه دراین عکس می بینیم، توده های ساده مردم هستند که گروه گروه درچند رنگ مشخص شده اند واصلا هیچکدام صورتشان دیده نمیشود وبعد خود دیکتاتوراست که تنها فرد وشخصیت وچهره ای است که پوستر بزرگ او را نشان میدهد.ـ
این عکس ما را به یاد گفته توک ویل می اندازد که درباره اینان می گفت: جایگاه یا مقامی که اینگونه افراد یا رهبران می جویند مثل پادشاه یا پادشاه خورشید است که خودش تنها عنصرکیفی وغیرقابل مقایسه با مردم است و چنان دربالای سر بقیه قرارمیگیرد که از نظرخود او بقیه به این صورت(عناصرکمی) با همدیگرمساوی هستند. [تفاوت هایشان کمی است وتنها عنصرکیفی خود رهبراست.]
باید توجه داشته باشیم که این انقلابیون قبل از انقلاب اساسا چنین نظرات یا ادعاهایی را درباره تفاوت وفرق داشتن خودشان با بقیه مطرح نمی کنند. بعد جامعه به این شکل درجه بندی شده درمی آید!( همه توده های کمی هستند و تنها رهبرکیفی است.)ـ
انقلاب کبیر فرانسه با برداشتن درجه بندی ها وطبقه بندی ها، آغازیک دموکراسی بود. این دموکراسی درنقطه اوج خودش به مقام ودرجه پادشاه وحاکمیت یکنفر برهمه پایان داد. بنا به قضاوت تاریخ سیستم پادشاهی خود عامل اصلی بود که موجب انقلاب شد.[ وحالا دوباره به نام آزادی وتساوی توده ها وانقلاب، یکنفرمثل پادشاه خورشید بالای سرهمه باشد!!]ـ
تیتر: هیچ جامعه بشری مثل جمع یا توده مورچگان نیست. ـ
اما باز به بحث لانه مورچه ها برگردیم. باید مواظب باشیم که هیچ جامعه انسانی را مثل جامعه مورچه ها نباید دانست، حتی اگراز دید رهبرشان، واقعیت اینگونه باشد. زیرا انسان ها وتک تک انسان ها قادر به فکرکردن هستند. حتی اگردر زیر بار فشار چنین دیکتاتوری هایی باشند که راه های ارتباطات با جهان ودسترسی به اطلاعات را برآنها ببندد تا قدرت فکرکردن وتشخیص آنها فعال نشود و ذهن های آنها را درچهارچوبی محدود باقی بماند، بازهم این جوامع مثل لانه مورچه گان نیست.ـ
-با آنکه انسان مورچه نیست اما این نوع دیکتاتوری ها می خواهند از انسان ها، جامعه ای برابرومتساوی مثل مورچگان بسازند که این امر به لحاظ سیاسی هم محکوم به پایان یافتن است.ـ
- هیچوقت موفق نمی شوند زیرا انسان فکرمی کند ونمی توان انسان را به جامعه مورچگان برگرداند، این عمل حتی به لحاظ سیاسی شکست خورده است.ـ
-این سیستم ها که نمی خواهند اندیویدوالیسم انسانی را بپذیرند ازنظرسیاسی هم شکست خورده وپایان یافته هستند. بی تفاوتی این رژیم ها به آزادی و اندیویدوالیسم(آزادی فردی) به آنجا راه می برد که نمی توانند مردم خود را قانع کنند ودست به سرکوب آنها می زنند. سرکوب نمودن دربرابرحق اعتراض مردم، نشانه ضعف درونی سیستم است و مشروعیت خود را زیرعلامت سؤال می برد. شاید بتوان نتیجه گرفت که تساوی کردن به زور یک بهانه است برای به کار گرفتن سرکوب وخشونت علیه حق اعتراض است.[رابطه آزادی فردی وحق اعتراض داشتن.]ـ
- درست است. صرفنظراز هرسیستم سیاسی که برقرار باشد ولی مردم خودش را سرکوب کند؛ این رژیمی است که خواسته های مردم را نمی فهمد و درموقعیتی نیست که مشکلات اجتماعی را حل کند. حتی اگرپرقدرت مثل هیولایی باشد اما بخواهد تحت عنوان تساوی، همین مردم را به خدمت بگیرد ومثل برده در خدمت یک سیستم ماشینی دربیآورد که این امردرست نیست و این وضعیت قابل اعتراض است.ـ
اساسا یک سیستم یا رژیم برای آن نیست که خلقی را دربند بکشد، بلکه به دلیل نیازآنها به خودش باید برسرکار باشد. یعنی خود خلق آنها را بخواهد، نه آنکه به زور مسلط باشند. ـ
یکبار دیگر به موضوع آزادی ودموکراسی باز می گردیم. ودوباره درباره کتاب شما صحبت می کنیم. درآنجا شما به یک امکان یا اتفاق اشاره می کنید که این اتفاق می تواند یک ارث و میراث باشد. به هرحال افرادی که تجمع ثروث نموده اند، نیز می میرند.آیا نمی توان بعد ازمرگشان آن ثروت انباشته را به گونه قانونی، دولت مالک شود. بعد ازمرگ آدمهای ثروتمند، نزدیکانشان بعضی ارث و میراثی می برند و وبرخی نیز با دست خالی بیرون می روند. آیا نمی توان به نام تساوی، ارث و میراث کلانی را که فرد ازخود به جا گذاشته است، به گونه ای آنرا تقسیم کرد که ازآن حالت انباشت ثروت خارج شود ومجددا دردست یک عده معدود باقی نماند؟ چرا به نام آزادی باید افراد یا روابط افراد مثل زنجیربه هم پیوسته باشد، به گونه ای که انتقال ثروت درجایی حالت موروثی به خود گیرد؟
خیلی خوب گفتید. درقرن نوزده ام بسیاری معتقد بودند که حفظ شدن ثروت به شکل ارث بردن، یک آداب و رسوم قدیمی قبل ازانقلاب کبیر است ودلیلی درست وجود ندارد که بازهم این مناسبات وآداب وسوم قدیمی دوباره رعایت یا حفظ شوند واین ارث و میراث بین همه بازماندگان یکسان تقسیم شود یا دربین نسل بعدی تقسیم شود. اما به دلیل روابط ومناسبات خانوادگی وبشری این امرممکن نشد. پیشنهاد می شد که مالیات سنگینی برارث ومیراث بسته شود. اما مشکل در اینجاست که مالیات برارث و میراث هم درکشور ما(فرانسه) با وجود دموکراسی(!) کمترشده است و نباید اینطورمی بود. درزمان جنگ مالیات برارث و میراث چنان بالا بود که میراث برندگان هیچی گیرشان نمی آمد.ـ
ولی درحال حاضر وتضاد دراینجاست که متأسفانه درکشورما دولتمردان وسیاسیون وکسانی که درموضع رهبری جامعه هستند، حق برارث و میراث را به عنوان حقی درجوامع آزاد تلقی می کنند. یا ازآن دفاع می کنند.ـ
بله! می تواند یک حق باشد اما حقی درقلرو ثروتمندان است
!ـ شاید یک آزادی باشد و یک آزادی فردی اما درخدمت جامعه وتساوی درجامعه نیست.ـ
تیتر: ثروت خود را به وارثین سپردن، برای تساوی درجامعه یک امرزیان آوروغیرسازنده است.ـ
این امر[تمرکزثروت وانتقال آن با خانواده خود] جامعه را قطبی می کند.این امراز تساوی به دوراست وبه آزادی نیز لطمه می زند. این آزادی به خود آزادی لطمه می زند واز این روی یک آزادی غلط است.ـ
پس آزادی غلط آخرین جمله وختم بحث امروز ماست.ـ
با تشکروادامه بحث دراینترنت قابل دنبال کردن می باشد. ـ
پایان!ـ
دسامبر2010
2010
http://malihehrahbari.blogspot.com /
منبع:
Philosofie Magazine
Philosofie Gleichheit
Doku-Reihe vom Philippe Truffault
Frankreich 2010, Arte F
نام کتاب آقای ژان فابین اشپیتز
Den zufall abschaffen.
Abolir le hazard نام کتاب به فرانسه
اسامی به لاتین:ـ
Alexis Teoqevill
Prokrusues
Seus
Kim Jong-il
Alexander Zino View

تیترهای بحث به آلمانی برای علاقمندان
Philosofie Magazine
Philosofie Gleichheit
Gleichheit heißt gleiche Recht für alle.
Gleichheit und Gleichmacher ist nicht das Gleiche.
Chancen gleichheit und Gleichberechtigung unterscheiden.
Gleichheit darf die Unterschiede nicht verleugnen
Gleichheit ist eine Folge vom Freiheit
.muss man die Freiheit einschränken um Sie zu schützen.
Verschiedenheit und Gleichheit bedingen einander .
In Namen der Egalität gegen Egalitarismus Kämpfen.
Der Freihet schadet sich selbst
Falsch Freiheit, davon gibt es vieles!
Falsche Freiheit ,ein Prima Wort!

Sonntag, 26. Dezember 2010

برابری 2

ترجمه از ملیحه رهبری
مجله فلسفی- سلسله بحث های فلسفی ازفلیپ تروفولت.ـ

برابری (2)ـ

قسمت دوم

تیتر: نابرابری، مرگ آزادی است!ـ
بحث کردیم که تأکید بر برابری یا یکسان بودن همه مثل هم چنین تهدیدی را دارد که یک وحدت با استفاده از قدرت یا زور- را به دنبال داشته باشد و حالا تصویر دیگری را نگاه می کنیم که یک نابرابری اجتماعی را نشان می دهد. تصویر یک خیابان را دریک محله اشرافی با فاصله از شهر لندن نشان میدهد. در کنار خیابان اتومبیل های گرانقیمت لیموزین پارک شده اند که نشاندهنده رفاه و ثروت زیادی دراین بخش از شهر است. واز کنار این اتومبیل ها یک گدای خانه به دوش که تمام وسایل زندگی اش را دریک گاری سوپرمارکت ریخته است، درحال عبورکردن ازکنارلیموزین هاست.ـ
بله! تصویرتکاندهنده ای است. این تصویرساده ضد همه حرف هایی است که درباره تساوی گفتیم. این تصویرنشاندهنده عدم تساوی وبرابری- و وجود یک اختلاف طبقاتی عمیق دریک جامعه دموکراتیک است. پس می توان گفت که اختلاف طبقاتی شدید، به معنای مرگ آزادی است وبه آن سمت وسو هدایت می کند.ـ
- باید بررسی کرد که چه برسرایده آل های آقایان آمده است که درجامعه ای که شعارهایش آزادی ودموکراسی بوده است، چگونه است که سطح درآمد ها چنان متفاوت است که برخی درزیرخطر فقرزندگی می کنند، درجامعه ای که درآن انسان ها برابر و مساوی هستند. باید به روی این موضوع متمرکز شویم که آزادی کسب درآمد و ثروت دریک جامعه آزاد به رشد وثروت بیشتر هم می انجامد. بعد جامعه قطب بندی می شود وثروت، ثروت می آورد. این نتیجه چنان ناسازگار وغیرقابل قبول است که به تناقض روابط می انجامد وباید درجهت تصحیح وعلیه آن اقداماتی قانونی صورت گیرد.ـ
- بحث برسراین موضوع است، در جامعه ای که آزادی و برابری برای انسان ها به رسمیت شناخته شده است، اختلاف درآمدها اجازه دارند یا ندارند در چه سطحی باشند؟
والبته نباید درآمدها زیر خط فقر باشند. اختلاف فاحش باید کنترل شود تا آنچه که وعده داده شده است، عملی گردد وآنهم نه برای بخش کوچکی بلکه برای همه. درجامعه ای که ازآزادی فردی درآن صحبت می کنیم، هرکسی حق دارد که به نابرابری اعتراض کند این فرد گدا حق اعتراض دارد. (اما اعتراضی نمی کند.) واین تصویر که ما شاهد آن هستیم، با آزادی فردی هم درتناقض است و نشاندهنده وجود مشکل درمقوله آزادی نیزهست.ـ
معروفترین مثال دراین زمینه ازآناتول فرانس است که می گوید: در زیرپل شکسته آزادی خوابیدن یا مثل این مثال که روباه را دریک طویله بستن.ـ
بستن روباه درطویله به موضوع دیگری مربوط می شود اما تناقض درعقیده توک ویل درباره آزادی این است که آزادی یک فورم از رقابت است، اما رقابتی که باید آن را محدود نمود. ـ
تیتر: آیا آزادی یک فورم ازرقابت است!ـ
زیرا در ابتدا هرکس درست مثل بقیه ازحقوق مساوی برخوردار است اما بعد چون آزاد است وارد میدان رقابت می شود واگراینطور نبود هیچ رقابتی ممکن نمی شد.ـ
چنین نیست که تساوی دریک سمت، وسیستم رقابتی وبازارآزاد اقتصادی درسمت دیگر وهریک هدفی درسمت وسوی خود دارد. اینها وسایل رسیدن به هدف هستند اما تعیین کننده سیستم اجتماعی و زیربنای سیستم به گونه ای است که همه افراد- ونه گروه مشخصی ازجیب بقیه- اجازه داشته باشند که از پتانسیل رشد وترقی برخوردار باشند ویا آن را ببلعند.ـ
برای یک زمان محدود شاید این کارعملی باشد اما به زودی ثروت دردست عده محدودی انباشته می شود ومشکل خود را نشان می دهد واین خواسته برآورده نمی شود.ـ
تیتر: تعیین کننده سیستم اجتماعی و امکان رشد و ترقی برای همه است.ـ
موضوع این است که وسیله را درخدمت هدف باید چنان تطبیق داد که یک حفره بزرگ بین فقیر وغنی پیش نیآید. وهرکس بتواند در توده عظیم اجتماع جایی داشته باشد.ـ
-رقابت یک وسیله است ونباید هدف بشود!ـ
بنابراین رقابت یک وسیله است تا به رفاه یا ثروت دست یافت. اما خود این وسیله به یک هدف تبدیل می شود. دراینجاست که ناچارازیک تناقض می شویم وآن اینکه برای حفظ کردن آزادی گویا باید آن را محدود یا قیچی نمود.ـ
تیتر: پس باید آزادی را محدود کرد تا آن را حفظ کرد!ـ
بستگی دارد به آنکه تحت عنوان آزادی چه چیزازآن می فهمیم. چه برداشتی ازآن می نماییم. اگر منظور-آزادی معاملات واقتصاد و به معنای اقتصاد آزاد است- که ازآزادی به عنوان وسیله رسیدن به هدف خودش استفاده می کند، پس باید مجددا درمحدود کردن چنین آزادی ، تلاش کرد وبه راه حل های آن فکر کرد. محدود کردن آزادی بازارها وتجارت (اقتصاد آزاد)، برای من به این معناست که یک نوع از آزادی مشخصی را محدود کرد که وسیله به هدف تبدیل نشود و بتوان به جای آن ایده نوینی را جایگزین کرد اما محدود کردن بازار آزاد در خدمت تساوی و برابری وجود ندارد اما در خدمت خود آزادی البته که می تواند باشد.ـ
سؤال اگر اجازه بدهید یکبار دیگربه بحث تساوی در جامعه یا برابر کردن همه بدون هیچ تفاوتی مثل همدیگر بودن، برگردیم.آ.
تیتر: مفهوم تساوی وآزادی در دوران باستان!ـ
دراینجا ما یک تصویر وعکسی را ازدوران آنتیک داریم. تصویراز دو فرد باستانی به نام های پروکروسوتس و تزیوس را می بینیم که چهارصد سال قبل از میلاد مسیح کشیده شده است .دریونان باستان پروکروسوتس یک راهنمای مسافران بود. که آنها را به مهمانخانه خود درکوه دعوت می نمود. درآنجا تختی ومحل خوابی دراختیارشان می نهاد. که این تخت به اندازه قد یک آدم کاملا متوسط بود. او هرمسافری را برروی این تخت مشخص می خواباند. هرکسی که برروی این تخت می خوابید اگرقدش به اندازه تخت بود، اجازه استراحت داشت اما اگر بلندتر بود با تبری تیزساق پایش را قطع می کرد تا به اندازه بقیه شود واگرکسی کوتاه تر بود، او را آنقدرمی کشیدند تا به اندازه تخت بلند شود! اما اگرکسی پول میداد، پای او را دیگر قطع نمی کرد. این تصویربیانگریک سمبل قدیمی ازتساوی وبرابری بود.
بله! این تصویر یا افسانه درباره مساوی کردن همه به یک قد واندازه و ورفع اختلاف به شیوه ای خشونت آمیز بود. این افسانه یک پایه یا یک باراخلاقی نیزدارد، که نمی توان همه را با خشونت مساوی کرد. اگر تو بیشترازبقیه داری، یا بگذارپایت را قطع کنیم یا ازآنچه که بیشتر داری، بپردازتا با بقیه مساوی شوی.ـ
این یک انتقاد قدیمی است که به این شیوه نمی توان همه را مساوی کرد.ـ
تیتر:تفاوت وگوناگونی وبرابری و تساوی درخدمت یکدیگرهستند.ـ
باید درابتدا تفاوت هایی باشند تا انسان ها ازیکدیگر متمایز شوند و درمرحله بعدی باید وجوه اشتراکی را بین افراد گوناگون یافت.ـ
دریک جامعه که درآن همه یکسان هستند، حفره هایی حاکم هست، درست مثل یک جامعه ای که درآن همه برابرنیستند. ارزش های زندگی، سعادت وخوشبختی های موجود درجامعه و...، به دنبال وجود تفاوت هاست که معنا و مفهوم پیدا می کنند. زمانی که انسان ها متفاوت باشند ومجبورنیستند همه مثل هم عمل کنند و مجبور نباشند همه به اندازه یک تخت باشند و دریک رختخواب بخوابند واگر مساوی نباشند، باید پایشان را قطع کرد. ـ
ما همه متفاوت هستیم اما وجوه مشترک بسیار داریم که ما را به یکدیگر پیوند میدهد ومتصل می نماید وبه نوعی ادامه یکدیگر هستیم(مثل حلقه های زنجیر) یا یکدیگر را تکمیل می کنیم .ـ
دردوران باستانی، پروکروسوتس برای حل کردن مشکل عدم تساوی بشرچنین راه حلی داده بود.ـ
باید توجه داشته باشیم که تساوی و برابری به معنای برابربودن همه مثل هم نیست.ـ
-تساوی به این معناست که پتانسیلی وجود داردکه چیز دیگری شدی. ـ
تساوی درجامعه به این معناست که به همه اجازه میدهد که بتوانند کس یا چیز دیگری بشوند. یک فرم از زندگی مشترک با دیگران که همزمان جامعه این اجازه را میدهد واین امر را امکانپذیر می سازد واین حق برای همه هست که می توانند متفاوت باشند اما اشتراکات بسیاری نیزبا یکدیگر دارند. بدین شکل ما می توانیم یک جامعه خردگرا داشته باشیم که برای از بین بردن مشکل درجه بندی یا طبقه بندی وتفاوت ها نیاز نباشد که پای کسی را قطع کنیم. درتصویریونان قدیم که ازطریق قطع پا همه را می خواهند مساوی کنند، وحشتاک وسرنوشت بسیار تلخی است که تمام تفاوت ها را که وجه تمایزانسان است، قطع کنیم. این یک طریقه وراه و روش (غلط) برای مساوی کردن است که بخواهیم تفاوت ها(شانس) را ازاین طریق، محو و نابود کنیم.ـ
سؤال : پس آیا باید به نام تساوی با چنین طریقه مساوی کردن مبارزه کرد؟
برابری امری درست اما برابری به معنای نفی وطرد تفاوت ها امری نادرست است. ازسوی دیگر نیزاین طریقه مساوی کردن، یک شیوه از بیرون وبه زوراست واین خود قابل قبول نیست.آنوقت پدیده ای است به این معنی که آزادانه خود را برده و بنده کرد. ـ
تک ویل دریک جایی درباره دموکراسی چنین چیزی می گوید که من توده مردمی را می بینم که برابرهستند. جدا ازیکدیگر زندگی می کنند ولی هرچه بیشتر جدا ازیکدیگرهستند برعکس خیلی بیشتر شبیه به هم هستند. در این شرایط تساوی به زور، افراد هر چه بیشتر به خود توجه می کنند، به یک شکل آزاد ومختارانه تسلیم گرایی متمایل می شوند.ـ
تیتر: انزوا یکی ازدلایل بروز این عارضه جمعی است.ـ
مطلب کمی پیچیده است. تک ویل می خواهد بگوید که ایزولاسیون وانزوا یکی از دلایل این عارضه جمعی است. عدم اعتماد به خود وتزلزل، نقشی جدی در پذیرش مختارانه ذلت وتسلیم آدم ها را بازی می کند. با نوعی ازقصور و مسامحه سروکار داریم. انسان ها اغلب به دنبال راه فرار می گردند وکسانی که آن را به آنان تقدیم می کنند، کاررا برآنان آسان می کنند. یک دیکتاتوری یا انسان های دیگر که به این جمع کثیر، قواعد یا قوانین خود را القا می کنند یا به نوعی آنان را درقید خود نگه میدارند، اینان همگی از قدرت استفاده می کنند یا اززور استفاده می کنند درصورتیکه با مقاومتی روبه رو شوند. چنین افرادی حتی اگر نخواهند بپذیرند اما باز هم به نوعی انسان ها را به بردگی می کشانند.ـ
ادامه دارد....
ـ
دسامبر
2010
http://malihehrahbari.blogspot.com /منبع:ـ
Philosofie Magazine
Philosofie Gleichheit
Doku-Reihe vom Philippe Truffault
Frankreich 2010, Arte F
نام ها:
Alexis Teoqevill
Prokrusues
Seus
Kim Jong-il
Alexander Zino View

Sonntag, 19. Dezember 2010

برابری 1

ترجمه از ملیحه رهبری


مجله فلسفی- سلسله بحث های فلسفی ازفلیپ تروفولت.ـ
برابری(1)ـ

قسمت اول

دراین بحث آقای رافایل آنتهوون با آقای ژان فابین اشپیزکه استاد فلسفه سیاسی دردانشگاه پاریس می باشد، درباره مفهوم تساوی و برابری بحث و گفتگو می کند. آیا تساوی وبرابری یک حق ( برای انسان) یا یک امتیاز است؟ آیا برابری ازآزادی جدا است؟
سؤال: آقای فابین اشپیتز به عنوان متخصص دررشته فلسفه سیاسی با موضوع مورد بحث ما به خوبی آشنا هستید ودرسال 2008 نیز یک کتاب در این زمینه به چاپ رسانده اید. دراین کتاب به انگیزه های انقلاب کبیرفرانسه و مقولات آزادی و برابری و برادری پرداخته اید. تحت عنوان آزادی و برابری قاعدتا باید حق اعتراض نیز وجود داشته باشد . آیا اینطور است؟
تیتر:مفهوم آزادی
شاید بهترباشد که نگاهی به گذشته بیافکنیم که مبتکران این سه مفهوم درآن زمان چه اهدافی داشتند؟ آزادی برای آنان به مفهوم آزاد اندیشیدن وآزادی حرف زدن وعمل کردن وآزادی عقیده بود؛ به آنچه که انسان به آن اعتقاد دارد، بدون آنکه دستگیرشود.[زندگی اش به خطربیافتد.] واین خواسته ها زیربنایی بودند.ـ
تیتر: برابری یعنی تساوی قانونی برای همه
برابری به معنای اینکه هیچ حق ویژه یا امتیازبرتری برای فرد یا طبقه ای خاص در جامعه قایل نشدن ودر برابرقانون هیچ تفاوتی نداشتن وآزادی و برابری برای همه باشد. به معنای تساوی برخورداری ازحقوق مساوی برای زندگی کردن و برخورداری ازامکانات و برخورداری ازحق برابر برای کار کردن درجامعه. ولی این تساوی به معنای یکسان نمودن همه مثل هم نبود، به هیچ وجه. بلکه به معنای تساوی حقوق برای همه بود.
سوم ایده برادری بود.
برادری یعنی ما مشترکاتی با هم داریم. صرفنظرازبرابری برای همه افراد اما یک گام فراتر ایده برادری به معنای مسؤلیت پذیری درقبال یکدیگر بود. ما یک جامعه هستیم. با یکدیگر کار می کنیم وجزیی ازیکدیگرهستیم وفراترازآن هستیم که هرکس به تنهایی و دردنیای فردیت برای حق خودش کار کند. درحالیک فردیت(اندیویدوالیسم) وتساوی برای همه وجود دارد اما ما اشتراکات ووحدت هایی داریم واین ایده برادری بود که ما همگی متحد ومشترک باشیم وبی تفاوت نسبت به یکدیگرنمی توانیم باقی بمانیم. پشت به هم نکنیم وبی تفاوت نباشیم و بدینترتیب ارزش های آزادی وبرابری درپیوند با یکدیگرحفظ شوند.ـ
سؤال این است که آیا یک تساوی وبرابری مطلق[مثل یک جامعه بدون طبقه ایده آلیستی یا سوسیالستی]، آزادی را غیرممکن نمی سازد؟ یا پایان آزادی نیست؟! چگونه است؟
باید توجه داشته باشیم که آزادی وبرابری دومقوله هستند که ازیکدیگرجداکردنی نیستند.
تمام مینیمم ها والزامات ضروری برای ایجاد برابری نیزکه رعایت شود، بازبا آزادی انسان درارتباط است. اما باید توجه داشت که برابری با برابر کردن همه با هم یک نیست ومتقاوت است.ـ
برابری وبرابرکردن همه، به یک معنای واحد نیست. ـ
برابری به این معنا نیست که همه را مثل یک گله گوسفند دانست یا با هم مساوی کرد تا ازامکانات یا ازمالکیت یکسان برخوردار باشند یا قادر باشند امکانات یکسان فراهم کنند یا مثل هم عمل کنند. نه! بلکه اصل موضوع داشتن حق قانونی برابر ومساوی است(قانون یکسان برای همه) که این هم با مقوله آزادی گره خورده ودرپیوند است وقتی که می گوییم؛ بله، انسان ها مساوی هستند ومثل یکدیگر نیز آزاد هستند، دراین بیان تضاد و تناقضی نیست وتضاد وقتی پیش می آید که بگوییم، برابری بله ولی برای همه، مثل هم! ـ
اساسا برابری و آزادی این دوهدف اولیه وبنیانی( انقلاب) برای همه بود.
پس آیا می توان اینگونه سؤال کرد که آزادی به معنای شانس برابر برای همه می تواند باشد؟
آیا شانس برابر- با برابری وتساوی دومقوله متفاوتند؟
باید توجه کنیم که تساوی به معنای حق( قانونی) مساوی برای همه است وبا مقوله قانون وعدالت سرو کار دارد که قانون برای همه مساوی است و به معنای برخورداری از شانس مساوی برای همه نیست.ـ
شانس مساوی داشتن به معنای حق مساوی داشتن نیز نمی باشد و این دو مقوله، ازیکدیگر تفکیک می شوند. ـ
برابری برای همه به معنای، قواعد و قانون وعدالت وبرخورداری ازحمایت قانون برای همه باید یکسان باشد وفشاربر روی یک طبقه یا بخشی از جامعه نباشد وبرتری برای کسی یا گروهی بیش از دیگران نباشد وهیچکس نمی تواند تحت نفوذ خود مانع از اجرای قانون شود یا حقوق ویژه یا امتیازات ویژه و فرا قانونی برای خود طلب کند وحق وعدالت برای همه یکسان باشد.پس می توان گفت:ـ
تیتر: برابری یک مکمل غیرقابل تکفیک آزادی است.ـ
به طور مثال قبل از انقلاب فرانسه شهروندهای عادی فرانسوی با افراد طبقات بالا ودارای اصل و نسب برابر نبودند واجازه نداشتند مقام وموقعیت های بالای کشوری یا لشکری داشته باشند. اگرکسی خواهان چنین مناصبی بود باید اصل ونسب عالی خود را ثابت می کرد. انقلاب کبیرفرانسه پایان این نابرابری ها به طور قانونی بود. واین معنای پایه ای برای تساوی قانونی است.ـ
برابری به معنا ومفهوم حقوقی وقانونی وپایان یاقتن نابرابری های اجتماعی درخدمت آزادی است وهیچ ارتباطی نیز با مقوله شانس ندارد، بلکه مقوله حقوقی ومسؤلیت دربرابرقانون است که آزادی آن را طلب می کند. درمورد مقوله آزادی نیزاینگونه است که وقتی می گوییم همه آزاد هستند یعنی همه به گونه برابر ازآزادی برخوردارند. به طورخلاصه می توان گفت که برابری یک مکمل غیرقابل تفکیک آزادی است.ـ
آیا به این معناست که همه مثل هم برابرهستند؟ مثلا دراینجا ما به تصویر یک خیابان خیلی شلوغ درمرکز لندن نگاه می کنیم. جمعیت زیادی ازتیپ های گوناگون وشخصیت های مختلف از زن ومرد و پیر وجوان، با شتاب وعجله به دنبال کارخود هستند. هرکس برای خود فردی(فردیت) مستقل ومتفاوت از دیگری است وهمه دریک سیستمی زندگی می کنند که ازحقوق برابر برخوردارند. همه متفاوت اما زیر چترقانون یکسان ودردموکراسی زندگی می کنند. قانون حاکم در کشوربرای همه یکسان وعمومی است وشامل حال همه است. این تساوی قانونی برای هرکس شرایطی فراهم میکند که موجودیت وزندگی فردیش را بنا کند. برمی گردیم به سؤال پایه ای بحث که آیا تساوی به معنای برابرکردن همه مثل هم، نباید به چنین گوناگونی افراد وشخصیت ها یا استقلال فردی منتهی می شد؟!ـ
آنچه این تصویر بیان می کند این است که این جمعیت همه افراد آزادی هستند. اما چهره هایشان نشان نمی دهد که ازبرابری( یا خوشبختی یکسان) برخوردار باشند. دراین تصویرهرفردی کاملا متفاوت ازدیگری است وحق دارد که متفاوت باشد. درتصویربا آنکه این افراد شبیه به هم برابر وآزاد هستند اما یک خطر را نیزنشان می دهد وآن این است که جامعه دموکرات ما شبیه به یک بازاراست که افراد دروحدت با آن به سرمی برند. این موضوع این افراد را شبیه هم کرده است که خود چنین وحدتی یک هشدار است که همه را درمقیاس های بزرگ شبیه به هم برابر کرد.ـ
سؤال: آیا با وجود آنکه تصویرافراد را در تیپ و شخصیت های مختلف اجتماعی نشان می دهد که رشدی متفاوت کرده اند بازشما معتقدید که چنین تهدیدی را نشان می دهد که همه را به یکنوعی با هم برابرکرده اند؟
تیتر: برابری اجازه ندارد که تفاوت ها را کتمان کند!ـ
بله! برابری نباید به معنای برابر کردن همه مثل هم باشد وتفاوت های واقعی را که وجود دارد، نادیده بگیرد. اینکه همه انسان ها در برابرقانون یکی هستند یا( ازحمایت قانون برخوردارند) دراصل به آنها اجازه متفاوت بودن را می دهد. درجامعه مدرن ما برابری به این معنا است که افراد را آزاد گذاشت تا متفاوت وگوناگون ازیکدیگرباشند و بتوانند رشد کنند .ـ
سؤال: دراینجای بحث به انتقاد نیچه برخورد می کنیم که معتقد بود همانگونه که هیچ سمی نیست که بدون زهر باشد واگرباشد دیگر زهر نیست. منظورش برابری درجامعه دموکرات بود که به نوعی نمی تواند به وجود آید زیرا که دربرابراندیویدوالیسم قرار می گیرد واینگونه برابرکردن همه، یعنی همه را به یک سطح و درجه نازل وپایین تنزل دادن ومساوی کردن. ـ
پاسخ: درجه بندی کردن با برابری ربطی ندارد. این موضوع برای آلکسیزتوکویل هم روشن بود. درجامعه آزاد آدم ها به اختیار خود واگذارمی شوند وعکس العمل های مختلفی از خود نشان میدهند. مثلا خود را با یکدیگرمقایسه می کنند که فاصله چندانی با بقیه نداشته باشند و خیالشان راحت باشد و کارهای مشابه هم درمقیاس عمومی انجام می دهند. باید درجامعه کارهای مشخصی مانند تحصیل کردن برای همه باشد تا تفاوت فاحشی بین افراد نباشد. اما درجوامعی که ساختاردیگری دارند وهمه باید یک مسیرمشخصی را دنبال کنند[ مثلا در کره شمالی]، درچنین جوامعی آدم ها چه می کنند؟ افراد درچنین جوامعی شبیه به هم رفتار می کنند. همه مثل هم عمل می کنند. درجوامعی با چنین ساختاری که همه باید مثل هم عمل کنند، این توع وحدت یک خطربرای آزادی است.ـ
تیتر: الکسیزتوکویل می گوید: برابری یک نتیجه طبیعی آزادی است.ـ
الکساندرتوک ویل نظریه جالبی داشت وبرای او برابری یک نتیجه بود. یک نتیجه طبیعی دراثرآزادی در جامعه آزاد است.ـ
پاسخ: کاملا درست است. می توان چنین بحث کرد که ما دریک جامعه آزاد هستیم وهمه ازحقوق مساوی برخورداریم. و ما توده عظیمی از مردم داریم و جامعه هم لباس دموکراسی به تن دارد و همه درسمت وسوی وحدت هستیم، به تدریج همه به هم نزدیک و مثل هم می شوند. و زمانی که انسان ها هرچه بیشترشبیه به یکدیگر یا بدون فاصله شوند. دراینجا توک ویل نشان داده است ک آنوقت خیلی مشکل است که علیه یک چنین وضعی که جامعه فرضی ما به آن رسیده است، کاری کرد. به ویژه که این شرایط، تبعات سیاسی خود را دارد. درچنین شرایط یا سیستمی مردم عکس العمل مشابه یا یکسانی نشان میدهند وهدف ومقصد سیاسی واعتماد و باور واحدی دارند و دنبال یک رهبرراه می افتند.
سوآل چگونه است که به نظر تک ویل این نوع وحدت تناقض با دموکراسی پیدا می کند؟
زیرا دردموکراسی هرکسی مسؤل خودش است وهرکسی حق دارد که زندگی خود را مطابق میلش رقم بزند زیرا قانون به او چنین اجازه ای را می دهد. اما هرچه انسان ببشتر به خود متمرکز می شود، درمی یابد که بیشتر شبیه بقیه است و این یک پدیده شناخته شده ای است. فردیت ازیک چنین عدم پشتوانه ای نیزبرخورداست که یک احساس عدم اعتماد واطمینان ایجاد می کند. آدم ترس دارد که تنها یا به خود واگذار شود و این شرایط عکس العمل هایی به دنبال دارد که آرامش خاطرفرد را ضایع می کند. یک دموکراسی به نظر من نیاز به دوشرط لازم دارد تا علیه این پدیده که برابری به فورمول شبیه سازی نیانجامد ، بتواند عمل کند.ـ
شرط اول تحصیل وفرهنگ ودانش است زیرا این وسایل ضرورت هایی هستند که بتوان انسان شایسته ای شد. و شرط دوم: انسان نباید یکسره بر روی زندگی مادی متمرکز باشد و برای آن بجنگد. دراین صورت بیش ازاندازه خود را با آن مشغول کرده است.
پس برابری یک فورمول نیست که به این سمت وسو هدایت کند که همه بجنگند تا یک پدیده مساوی مادی محسوب شوند.
برابری وتساوی باید شامل قوانینی باشد و برای انسان شرایطی ایجاد کند که درآن قادر باشد با استفاده از برابری، وجوه مختلف بشری را پرورش دهد.ـ
ادامه دارد....
دسامبر 2010
Philosofie Magazine
Philosofie Gleichheit
Doku-Reihe vom Philippe Truffault
Frankreich 2010, Arte F

اسامی به لاتین
نام کتاب آقای ژان فابین اشپیتز به فرانسه یا آلمانی برای علاقمندان
Den zufall abschaffen.
Abolir le hazard نام کتاب به فرانسه
نام های لاتین:
Alexis Teoqevill



Samstag, 5. Juni 2010

عراق 2010/ پنجم

ترجمه : ملیحه رهبری

عراق درسال 2010 (5
سفردرآینده ای نامعلوم

Marc Berdugeگزارشی از:ـ
قسمت پنجم
منابع نفتی قورنا دربصره مورد علاقه شرکت آمریکایی(ایکسون موبایل) وکمپانی روسی است. همزمان وبه موازات درهمین روز درهتل رشید قراراست که قراددادهایی با شرکت انگلیسی(ب پ) ویک شرکت چینی(سی.ان.پی.سی) بسته شود. این دوکمپانی بدون هیچ قید وشرطی قراردادها را پذیرفته اند وخواهان منابع نفتی رومیلاه هستند که آمریکایی ها وشرکت(کی.ای.آر) سه سال درآنجا مشغول بودند. قراردادهای بسته شده امروزدرتاریخ عراق بی سابقه هستند. رییس شرکت انگلیسی ب.پ اظهارنظر می کند:ـ
Tony Hayward
BP.chef
ما خیلی خوشحالیم که دربازسازی مناطق نفتی عراق شرکت می کنیم.ـ
آیا معامله خوب بود؟« بله خیلی خوب وهر دوطرف مایل به همکاری بودند و تا این مرحله برای هردوطرف سودآوربود.»ـ
این روز برای وزیر نفت عراق روز بزرگ وپیروزی بزرگی است زیرا قراردادهای خوبی بسته است که تا به حال درعراق چنین قراردادهایی بزرگی بسته نشده بودند.ـ
او درمصاحبه خود در برابر رسانه ها می گوید:ـ
باید خلق عراق بداند که تا به حال برای ما چنین موقعیتی پیش نیآمده بود اما امروز ما با بزرگترین شرکت های نفتی جهان قرارداد بسته ایم ومنابع نفتی عراق تقسیم نمی شوند وبهره برداری از این منابع تحت نظارت دولت مرکزی خواهد بود. نفت ما به قیمت نفت جهانی فروخته خواهد شد. امروز روز بزرگی است و من برای ملتمان وشرکت هایی که با ما قرارداد بسته اند آرزوی موفقیت می کنم اگرچه برای شرکت های نفتی که با ما قرارداد بسته اند (کمپانی انگلیسی و چینی) شاید شرایط ما چندان هم پرسود نبود.»ـ

50 میلیارد دلار تنها برای مدرنیزه کردن تأسیسات نفتی رومیلاه مصرف خواهد شد. درهمین ماه قرارداد با شرکت های ایتالیایی ویک شرکت ترک نیز بسته می شود. سرمایه ای چنان بزرگ که حدود 2000(دوهزار) برابر سرمایه ای که آمریکا دربین سالهای 2003 تا 2007 درآنجا سرمایه گذاری کرده بود. درهمین هفته چهار قرارداد دیگر با شرکت های آمریکایی و ایتالیایی وژاپنی ویک شرکت ترک بسته می شود. بستن این قراردادها موج مخالفتی نیز ایجاد می کند. نمایندگان کردستان درمجلس عراق قراردادهای وزیر نفت را نمی پذیرند. ازبزرگترین منتقادان وزیرنفت، نمایندگان گروه سنی آل-جبوری هستند.ـ
Adnane Al-Joubouri
Depute sunnite comite petroe Gaz
آقای آدنان-الجبوری می گوید:«در زمان صدام هیچ تصمیم دولت یا وزرا نبود که بدون پارلمان به تصویب برسد. با آنکه صدام دیکتاتور بود وعموی مرا اعدام کرد اما قانون را رعایت می کرد. تصمیمات پارلمان برایش مهم بودند.
از او می پرسیم:«چه پیشنهادی می کنی؟»ـ
میگوید:« کمپانی هایی که درکردستان یا بصره برای بهره برداری قرار داد بسته اند، همه درلیست سیاه هستند ونباید اینطورباشد!».ـ
وزیرنفت عراق می گوید:«دشمنان ما با شرکت هایی که با ما قرارداد بسته اند، تماس گرفته وازآنها خواسته اند تا قراردادهایشان را لغو کنند تنها به این دلیل که اگرآنها سرکار بیایند این قراردادها را معتبرنخواهند دانست. به نظرمن اینکارآنها یک خیانت به منافع ملی است وغیرقابل تحمل است.»ـ
ازاو می پرسیم که آیا آنها می توانند قراردادها راملغی کنند؟ جواب میدهد:« نه! قانونا ضرورتی نداشته است که قراردادی را که وزیر امضا کرده است، پارلمان دخالت کند.»ـ

پاریس کاخ الیزه 16 نوامبر2009:« جلال طالبانی رییس جمهورعراق به کاخ الیزه دعوت رسمی شده است ومعاون و وزیر نفت او(منطقه خودمختار) هم همراهش هستند. درمهمانی که درکاخ الیزه به مناسبت حضوراو برگزارشده است، رییس شرکت توتال(کریستف دومارگری) حضوردارد ووقتی ازاو درباره قراد داد نفتی درعراق سؤال می کنیم؟ می گوید:«رییس جمهورعراق و وزیراو و وزیر نفت او وهمه می گویند؛ خواهان بستن قراد داد با شرکت توتال هستنند زیرا خدماتی که ما ارایه می کنیم یا منافع قراد با ما، بهترین برای کردستان است اما طرف مقابل(بغداد) موافقت نمی کند اما ما به فعالیت های خود با خوشبینی ادامه میدهیم!»ـ

بغداد 11 دسامبر2009. درشهر بالاترین تدابرامنیتی برگزار می شود. هلی کوپترهای گشت و...سه روز قبل ازبرگزاری اجلاس(مناقصه) نفتی، پنج خود روی انفجاری جان 120 نفر را گرفت. امروزمناقصه نفتی برای تصمیم گیری برسرده منطقه مهم نفتی گرفته خواهد شد.ـ
با وجود خطرات امنیتی، تمام کمپانی های جهانی دراین مناقصه بین المللی شرکت کرده اند. جلسه مهمی است و وزیرنفت ونوری مالکی هم آمده اند. درمصاحبه با
بوریس بوی لون که سفیر فرانسه دربغداد است، او اظهار می دارد:« من خوشبین هستم وطبعا هردوطرف خواسته ها وشرایطی دارند وتوتال با اعتماد به نفس بالا و تهاجمی وارد این معاملات خواهد شد تا بتواند برنده شود وباید ببینیم!» ـ
ازمیان کمپانی های شرکت کننده، وزارت نفت 50 شرکت را انتخاب کرده است. هرکمپانی شرایط خودش را برای قیمت اضافه بها برای هربشکه نفت و...پذیرش قرادداد شش ساله، اعلام و دریک صندوق که دراین اجلاس نهاده شده است، خواهد انداخت واز میان آنها کمپانی که شرایطش بهتر باشد، برگزیده خواهد شد. برای یک منطقه نفتی به نام ماینون، توتال برای تولیدهربشکه نفت اضافه، مبلغ 1.75 دلار دریافت و1.405.000(یک ممیزچهارصد وپنج میلیون) بشکه برای افرایش تولید روزانه برای مدت 6 سال را نوشته است. اما رقابت بالاست وشرکت شل وشرکا برای هربشکه نفت اضافه؛ مبلغ 1.39 دلاردریافت و افرایش تولید روزانه 1.8.000000(یک ممیزهشت میلیون) میلیون بشکه در روز و برای 6 سال خواهد بود که دراین رقابت، شرکت شل مطلق برنده می شود. ریس شرکت شل میگوید: ـ
Mounir Bouaziz
Vice-president Shell
ما خیلی سخت کار کردیم تا بتوانیم برنده شویم و بتوانیم به عراق نشان دهیم که قابلیت رقابت دربازار جهانی را داریم.»ـ
از سفیر فرانسه می پرسیم که آیا ناامید شدی وانتظارتان برآورده نشد؟ می گوید«بله! شدیدا. زیرا این منطقه نفتی برای ما خیلی مهم بود. مدیران شرکت شل خیلی سخت کار کرده بودند وخوب شرایط وخواسته های عراق را درک کرده بودند وبرای ما شکست بدی بود.»ـ
درپایان این مرحله همانطور که توضیح دادیم شرکت های انگلیسی(ب.پ) شرکت چینی( سی.ان.پی.سی) شرکت آمریکایی(.اگزان موبيل ) شرکت روسی( لوک اويل ) وش کت شل قرارداد می بندند ودرکنارآنان توتال هم قرارداد یک قسمت کوچک دربصره را به دست می آورد.ـ
درپایان جلسه ریسای شرکت هایی که قرارداد بسته اند با وزیرنفت عراق گفتگوی کوتاهی می کنند ونماینده شرکت توتال اظهار تاسف می کند که باخته است.ـ
وزیرنفت عراق می گوید که خیلی مهم است که شرکت های نفتی که دارای تخصص های بالایی هستند، قرارداد ببندند. 7 شرکت آمریکایی با تخصص های بالا ، دراین مناقصه اصلا شرکت نکردند و امیدواریم برای توسعه میدان نفتی دیگری که هست، مایل باشند زیرا تخصص های بسیار بالایی دارند. همچنین این قراردادها برای ما یک پیروزی است که یکبار دیگر به بازار جهانی نفت وارد می شویم و ما درشرایطی بودیم که بهترین قراردادها را بسته ایم.»ـ
با این قراردادها عراق درکمتراز یکسال قادر خواهد بود که درمجموع تولید روزانه نفت خود را به 12.5 میلیون بشکه نفت در روز افزایش دهد ونقش مرکزی خود را دربازارجهانی نفت تضمین کند. عراق با 115 میلیارد بشکه نفت بعد ازعربستان وایران سومین دارنده بزرگ ذخایرنفتی است.ـ
به لحاظ سیاسی برای دولت ایتلافی بغداد دربرابرمخالفانش بستن این قراردادها واینکه کمپانی های نفتی جهان شرایط بغداد را پذیرفته اند، یک پیروزی است.آیا بستن این قراردادها نارضایتی شدید شیعیان جنوب عراق ازدولت بغداد وخشم ونارضایتی عرب های سنی درعراق(مناطق مرکز) را آرام خواهد کرد که تا به حال ازثروت نفت یا تقسیم حوزه های نفتی کوچکترین سهمی نداشته اند و آیا اساسا حالا سهمی ازثروت نفت خواهند داشت؟ سرزمینی که درهمه جای آن فقرشدید دامنگیرمردم است. درکنارچاه های شعله ورنفت (چاه های فعال فعلی)، خیل زنان وکودکان گرسنه ومردان بیکاردربدترین شرایط زندگی می کنند.[آیا درآینده سهمی ازاین قراردادهای پرسود نفتی به آنها خواهد رسید.]ـ
همچنین درشمال وکردستان هم هیچ دلیلی برای جشن گرفتن وجود ندارد. دولت خود مختاربه لحاظ مالی(درآمد)از این طریق دربرابردولت بغداد به زانو زدن وادار شده است و خیلی از پروژه های تأسیساتی وساختمانی ونفتی.... را متوقف کرده است وسرمایه دارانی که کارت خود را روی منطقه خودمختارکردستان سرمایه گذاری کرده بودند، راضی به نظرنمی رسند.ـ
ما دوباره دراربیل هستیم ودرمنطقه نوسازی شده به نام شهرجدید یا (نیوسیتی) و در کلوپ خارجیان به نام مجیدی مال با آنها مصاحبه می کنیم و بسیارناراضی و ناخشنود هستند زیرا بیکار شده اند.ـ
هفت سال پس ازسقوط صدام دوباره کشور درحال حرکت به سمت حکومت قانونی است .ـ
کشور درآستانه دوراهی است که به کدام سوکشیده خواهد شد وچه الگویی را انتخاب خواهد کرد؟ آیا الگوی او جامعه ای فدرالیسم ولیبرال مثل آمریکا خواهد بود[به سمت دموکراسی وتقسیم قدرت خواهد رفت] یا به سمت دولتی مرکزی قدرتمند وصاحب آتوریته با الگویی مثل ایران خواهد رفت؟ این تصمیم گیری درخروج نیروهای آمریکایی مؤثرخواهد بود. که به زودی آنگونه که واشنگتن اعلام کرده است ازعراق خواهند رفت یا قدم به قدم آنگونه که خواسته دولت خودمختار کردستان و دولت ایتلافی بغداد می باشد، ازعراق خواهند رفت یا برای همیشه خواهند رفت آنگونه که دشمنان آمریکا درمنطقه، آرزوی آن را دارند!ـ
پایان!ـ
برخی ازاسامی لایتن:
Neu City
Majidi Mall

ماه مای 2010 برابر با خرداد 1389

Die Dokumentation von Marc Berdugo und Patricia Loison fragt:
Wem gehört der Irak?
Frankreich, 2010
Magneto Presse

ARTE France
خبر:
27 January 2010,
وزارت نفت عراق روز دوشنبه قرارداد با شرکت اگزان موبيل امريکا و رويال داچ شل انگليسي - هلندي را براي توسعه ميدان قورنا- يک غربي ، دومين ميدان بزرگ نفتي عراق جنگ زده، را تکميل کرد وزارت نفت عراق روز دوشنبه قرارداد با شرکت اگزان موبيل امريکا و رويال داچ شل انگليسي - هلندي را براي توسعه ميدان قورنا- يک غربي ، دومين ميدان بزرگ نفتي عراق جنگ زده، را تکميل کردبه گزارش خبرگزاري فرانسه از بغداد،"عاصم جهاد" سخنگوي وزارت نفت عراق در بيانيه اي اعلام کرد، اين وزارتخانه قرارداد قورنا-يک غربي را با شرکتهاي اگزان موبيل و شل امضا کرده است. با امضاي اين قرارداد، توليد نفت اين ميدان از 285 هزاربشکه فعلي به 2 ميليون و 325هزار بشکه در روز افزايش خواهد يافت. براساس آمار وزارت نفت عراق، ميدان قورنا- يک غربي داراي هشت ميليارد و 500 ميليون بشکه ذخيره نفت است. شرکتهاي اگزان موبيل و شل بابت توليد هر بشکه نفت اضافي ازاين ميدان يک دلار و 90 سنت دريافت خواهند کرد. عراق اولين مزايده بين المللي نفتي را اواخر ماه ژوئن 2009 برگزار کرد و در پنجم نوامبر 2009 توافق اوليه در خصوص اين قرارداد صورت گرفت. عراق دردومين مناقصه بين المللي که در ماه دسامبر 2009 برگزار شد،با شرکت لوک اويل روسيه به توافق اوليه رسيد و اين شرکت در اشتراک با استات اويل هيدرو نروژ ، ميدان قورنا-2 غربي را توسعه مي دهد. قرارداد توسعه اين ميدان روز شنبه امضا خواهد شد. خبرگزاري فرانسه افزود: ميدان قورنا- 2 غربي داراي 12 ميليارد و 900ميليون ذخيره نفت است و در غرب ميدان مجنون قراردارد. مناقصه توسعه ميدان مجنون در ماه دسامبر 2009 برگزار شد و توافق اوليه با شرکتهاي شل و پتروناس صورت گرفت. براساس اين گزارش، عراق با دراختيارداشتن 115 ميليارد بشکه نفت قابل استحصال بعد از عربستان سعودي و ايران سومين دارنده بزرگ ذخاير نفت دنيا است. نفت 85 درصد درآمد نفت دولت عراق را تامين مي کند. اين گزارش افزود:باوجود اتهاماتي مبني براينکه امريکا حمله به عراق را در سال 2003براي دراختيارگرفتن منابع نفت اين کشور انجام داد، شرکت اگزان موبيل تنها شرکت
امريکايي بود که در دو مناقصه برگزارشده عراق در سال گذشته توانست يک
قرارداد منعقد کند

عراق 2010/چهارم

ترجمه : ملیحه رهبری


عراق درسال 2010 (3)ـ
سفردرآینده ای نامعلوم
Marc Berduge:گزارشی از
قسمت چهارم
با وجود نامه ای که ازخود وزارت نفت داریم تا از این مناطق نفتی دیدن کنیم وگزارش تهیه کنیم اما نگهبان که کرداست، فقط از رییس خودش اطاعت می کند و خیلی راحت اجازه نامه ما را که ازجانب وزارت نفت است، به رسمیت نمی شناسد. با وجود اسکورتی که استاندارکرکوک به ما داده است اما به ما اجازه ورود نمی دهند وسرانجام بعد از یکساعت وارد محوطه می شویم. رییس شرکت نفت شمال حاضربه ملاقات با ما نمی شود وبا وجود قرار قبلی اما ما را نمی پذیرد وسکرتراو به ما اجازه میدهد که تنها حوزه های نفتی کرکوک را تماشا کنیم. اما درمقابل پست های بازرسی، محافظین کرد مستمربا دیدن نماینده استاندار ما را متوقف می کنند ومانع می شوند. مناسبات بین شرکت نفت شمال واستانداری کرکوک هیچ تعریفی ندارد. اسکورتی که ما را همراهی می کند با ناراحتی می گوید که کمپانی نفتی شمال استانداری کرکوک(مقامات دولتی) را قبول ندارد، درحالیکه نباید اینگونه باشد و نفت شمال چنان رفتار می کند که گویی استقلال کامل دارد. درحالیکه اجازه نداشتند مخالفتی با ما بکنند زیرا ظاهرا اینها باید تحت امر وزارت نفت دربغداد باشند اما اینگونه عمل نمی کنند.ـ
شانزده (16)میلیارد بشکه نفت خام دخیره کرکوک می تواند به مدت بیست سال نیاز نفتی فرانسه را برطرف کند. به مدت یک دقیقه می توانیم مناطق نفتی این بخش کرکوک را فیلمبرداری کنیم. به دلیل شعله ور بودن زمین و-مشعل ها نفتی که درهرچند ده یا صد متری قرار دارند، این محوطه ازجاهای دیدنی جهان نیزنامیده می شود. تا قبل ازما هیچکس اجازه نداشته است، اینگونه به این چاه های نفتی نزدیک و فیلم تهیه کند.ـ
مناطق نفتی از اینجا ادامه یافته و تا منطقه خورمله(قورمله) امتداد می یابد. دولت مرکزی ودولت خود مختارهردو ادعا یا حق حاکمیت یکسان براین منطقه وسیع نفتی عراق را دارند. مدت هشت ماه است که درخورمله توسط شرکت نفت کردی به نام کار(ک. آ. آر.)؛ نفت استخراج وتصفیه وصادر می شود. 24 منبع نفتی حفاری شده با تأسیسات مدرن نفتی وجود دارد که فقط کردها درآن کارمی کنند. مدیریت مهندسی با ما مصاحبه می کند ومی گوید:ـ
Dr.Qaywan Swara
Ingenieur kar Grupe
«ازسال 1927 به بعد و به ویژه از 2003 دراین منطقه کردها کارکرده اند و درزمینه استخراج وکارهای نفت وگاز وکارآموزی وتخصص وتجربیات لازم را دیده اند وامروزمطلقا وفقط کردها وبدون هیچ وابستگی به بقیه کشور، امورات نفتی را اداره می کنند که 90 درصد آن از مناطق اربیل وسلیمانیه و... است و مدیریت این بخش نفتی کشورمستقل از دولت مرکزی است و ما برای کنترل منابع نفتی دراین منطقه کفایت پیدا کرده ایم. ومدیریت موفق شده است که نسل نو و متخصصی را برای بهره برداری واداره این منابع آموزش دهد و تربیت کند.»ـ
یک ضربه مهلک دیگر برای دولت مرکزی دربغداد؛ هماهنگی آمریکایی ها ودولت خودمختارکردستان درسال 2009 بود که اجازه می داد تا نفت این منطقه خورمله( کورمله) بهره برداری شده و به ترکیه فرستاده شود ومنافع حاصل ازآن برای امورات دولت خودمختار کردستان باشد.ـ

مدیرمسؤل بخش مهندسی نفت خورمله می گوید:« برای هرمهندس کردی افتخاربزرگی است که دراینجا( وطن کردی خود) کار کند. همچنین محصولات نفت خام کرکوک نرمال نیست بلکه بهترین در کل جهان است واینهم باعث افتخارماست.».[درضمن، پرچمی که برفرازدکل های نفتی اینجا دراهتزاراست،پرچم کردستان است.]
وزیرنفت عراق دربغداد آقای آل-شریستانی مایل نیست درباره این واقعیت وفروش نفت ومصرف آن برای اداره امورداخلی دولت خودمختاراظهار نظری کند. دراکتبرسال 2009 دولت خودمختار تصمیم گرفت که صادرات نفت به ترکیه را متوقف کند تا بغداد این قراردادها را تأیید کند.ـ

آمریکا پشت پرده وغیرعلنی ازدولت خود مختارحمایت می کند. واشنگتن مدت زمان طولانی است که دولت خودمختار را طرف معامله های قابل اتکا واعتماد خود میداند واربیل محل ومکان خوبی برای این فعالیت هاست.ـ
یکی ازاین مکان ها دراربیل کلوپی متعلق به شرکت کار(ک. آ. آر) درنزدیکی فرودگاه است که متعلق به یک شرکت خصوصی ایمنی-حفاظتی است که ازسال 2003دراینجا فعال است وبه راحتی به کسب وکارش مشغول است وبه درودیوارش عکس ها وتصاویر شخصیت های مهم سیاسی ومقامات آمریکایی که به کردستان آمده و دراین مکان مهمان بوده ویا حضورداشته اند،آویخته است و ویدیویی هم درسالن این ملاقات ها را پخش می کند.ـ
شرکت های سرمایه گذاری آمریکایی که درعراق خود را کاملا مخفی نگه می دارند، اما دراین منطقه اربیل خوش آمده اند. فرضا یک شرکت پیمانکاری دراین منطقه یک مجتمع مسکونی شامل صد خانه مدرن به سبک آمریکایی ساخته است که هرکدام به قیمت 250 هزار دلار است.ـ
Damien Deuguelder
Promouur immobilier
از این پیمانکار جوان آمریکایی می پرسیم، شما که سالهاست دراینجا کار می کنید، معتقد به پیشرفت عراق برای ده سال آینده هستید؟ جواب می دهد:« بله! حتی روزبه روزاوضاع عادی وبهتر می شود واربیل منطقه آینده داری است وشخصیت های مهم آمریکایی به اربیل می آیند وازپیشرفت های آن دیدن می کنند. وآرامش وفضا برای فعالیت های اقتصادی وسازندگی ازمنطقه(کردستان) شروع شده وبه تدریج به جنوب وتمام عراق خواهد رسید. من آینده عراق برای ده سال بعد را خوب می بینم.»ـ
درهمین منطقه به دیدن مدیر شرکت پیمانکاری وتأسیساتی کار(ک.آ .آر) می رویم که ازسال 2003 درکارهای تأسیساتی با آمریکایی ها قرارداد بسته بود و معاملات بسیار پرسود و فعالی نیز داشته است وحالا درکارنفت و گازنیزمی خواهند فعال شوند. با طرف یا مدیرکرد این شرکت به نام آقای باز کارین که رییس گروه کار(ک.آ.آر) است ملاقات می کنیم.
دراین ملاقات آقایان شرکای آمریکایی نیزحضور دارند.ـ
Richard Eagleton
Investisseur american
آقای ریچارد گلتون درمصاحبه میگوید:« بله! معاملات ما خیلی پرسود وموفقیت آمیز بودند وحالا درکارهای نفت وگاز هم می خواهیم وارد شویم.» او ازجانب جو-البه که ازدوستان نزدیک جورج بوش است که درآمریکا هم افتضاحات زیادی به هم زده است، نمایندگی دارد که در این زمینه ها درکردستان اقدام برای سرمایه گذاری کند. وآقای ریچارد گلتون می گوید که من نماینده جو- البه هستم که بسیارشریف و خوش نام درکارهای معاملاتی است. شریک دیگر دراین شرکت که نماینده واشنگتن است به نام روبرت گوردن است.ـ
Robert Gordon
Vertereter der kar Group in Washington
او میگوید:« ما درارتباط با وزارت امورخارجه آمریکا و وزارت اقتصاد(بازرگانی) هستیم و دراینجا یک سلسله قراردادها را پشت سرگذاشته ایم والبته مناسبات خوبی هم با دولت آمریکا داریم وهرچه جلوتر برویم، راه معاملات دراینجا کوبیده ترخواهند بود. کردستان امنیت خوبی دارد و منطقه تجاری خوبی برای سرمایه گذاری پرسود است. اگرآمریکا هم برود اما امنیت وقانون باشد ما به کارهایمان ادامه میدهیم. روابط خوبی بین شرکتهای خصوصی وواشنگتن هست وما دراین سالها قراردادهای بسیاری با عراق بسته وبه اتمام رسانده ایم وبسیار خوب است که با رفتن آمریکایی، درهای عراق به روی جهان بازشده باشد. وضروری است که مناسبات خوبی بین عراق وآمریکا و بقیه دنیا برقرار شده باشد.» دراین شرکت(ک.آی.آر) چند ده نفردیگراز سرمایه گذاران مختلف کرد وآمریکایی فعالیت دارند واین امر نشان می دهد که مناسبات خوبی بین شرکت های خصوصی کردستان و واشنگتن برقرار است که بسیارمثبت وخوش بین به آینده و سرمایه گذاری های مشترک درکردستان هستند.ـ

درنشست مشترکی که درآن سرمایه داران فرانسه ودوبی نیز شرکت کرده اند، ما نیزحضوریافته وگزارش تهیه میکنیم. مدیر کرد این شرکت برای شرکا توضیح می دهد که شما نگران عقب نشینی نیروهای آمریکایی وعدم امنیت نباشید زیرا دولت کردستان برای حفظ امنیت در منطقه خودمختار وممانعت از درگیری های قومی تقاضای یک خط حفاظتی وامنیتی با حضور نیروهای آمریکایی را خواهد کرد واین امر سرمایه گذاری برای 5 یا ده سال آینده را تضمین خواهد نمود!ـ
با وجود حضورنیروهای آمریکایی در یکی ازبخش های منطقه خود مختار، با وجود خط حفاظتی بین این منطقه وبقیه کشور، اما ناآرامی ها افرایش می یابند.ـ
دراینجا مصاحبه بایک مقام مسؤل درکردستان انجام می دهیم:ـ
khaled Salih
Ancien consillen pour le Petrole du Gouvernment regional Kurde
آیا شما یک عراق را که درآن کردستان خود مختار وجنوب نیز مستقل باشد ودولت مرکزی بغداد نیز باشد بهترازیک عراق متحد یا واحد وبا دولت مرکزی می دانید؟
پاسخ:«ازآنجاییکه پول نفت کردستان درگذشته توسط دولت مرکزی، صرف خرید سلاح های شیمیایی برای کشتن وسرکوب خلق کرد می شد، باید اختیار نفت کردستان را به دولت مرکزی ندهیم. نباید پول نفت کردستان را به دولت مرکزی بدهیم تا با همان مارا سرکوب کنند. قانون اساسی وپارلمان ودولت خودمختار دراین زمینه تلاش کرده اند. راه حل بین دولت مرکزی و کردستان وجود یک دولت قدرتمند خود مختارکردستان است که قابل توسعه باشد وبتواند پیشرفت کند.»ـ

استانبول:ـ
28 دسامبر 2009 وزیرنفت عراق برای نجات مناطق نفت خیز که درکردستان تحت نفوذ آمریکایی ها ودرشمال تحت نفوذ ترکیه است ودرجنوب تحت نفوذ ایران است وبرای اینکه از موضع دولت مرکزی برمنابع نفتی بتواند نظارت کند، ازشرکت های نفتی جهان برای یک مناقصه (مزايده بين المللي) دعوت کرده است. شرکتهای نفتی بین المللی 6 سال درانتظاراین لحظه تجاری بودند.ـ
50 شرکت نفتی بزرگ دراین جلسه شرکت کرده اند وهیجان بزرگی دربین مدیران شرکت دیده می شود وهمه علاقمندند که قطعه ای از این کیک بزرگ نصیبشان شود.ـ
شرکت های بزرگ نفتی آمریکایی، روسی(لوک اویل) و...اروپایی ها نیزحضوردارند وانگلیسی ها وهلندی ها وفرانسوی ها(توتال) هم حضورقوی دارند. بعد ازچندین ساعت نشست درسالن دربسته و بدون حضور خبرنگاران ، سرانجام کنسول عراق ونمایندگان وزیرنفت دربرابر رسانه ها قرارمی گیرد.ـ
Thamer Ghadhban
Conseiller pour le petrole peremier minister irakien
آقای طامرقدبان می گوید: کمپانی هایی که مایل به شرکت دراین مناقصه هستند به همکاری خود با ما ادامه خواهند داد. در 11 ماه سپتامبر(2009)که کٌد این اجلاس است. درروزهای 11 و12 سپتامبر درسالن بزرگ نخست وزیری یک نشست بزرگ برگزارمی شود ودرآنجا درباره پیشنهادات درباره این مناقصه(مزایده بین اللملی نفت) تصمیم گیری خواهد شد.»ـ
به خاطر بستن دهان اپوزیسیون وممانعت ازانتقاد، می بایست که تصمیمات اتخاذ شده دراین اجلاس شفاف باقی بمانند. یکی از خبرنگاران می پرسد:ـ
آیا قراردادها وطرف های قراردادی را معرفی خواهید کرد؟ پاسخ طامرقدبان:« مطابق قانون همه قراردادها وطرف ها را علنی می کنیم ودرعرض 2 ماه رسانه ها را مطلع کنیم و قراردادی مخفی نیست و همه علنی وشفاف است.»ـ
برخلاف قراردادهای شرکت های نفتی کردستان، دراین مناقصه کمپانی هایی که قرارد داد می بندند، اجازه ندارند هیچ سهم سرمایه ای ازمناطق نفتی که بهره برداری میکنند، دریافت کنند ووزیر نفت عراق ازاین بابت احساس پیروزی می کند. دیگراینکه برای تولید هربشکه نفت اضافه، مبلغی حدود 2 دلار درنظرگرفته شده است. مدیر کمپانی نفتی ایکزون موبیل می گوید:ـ
Richard c.Vierbuchen
Directeur Exxon Mobil
می گوید که ما خوشحالیم وقیمتی که به مناقصه گذشته شده درهیچ جای دیگرگیر نمی آید و می توانم بگویم که خوشحالم که بالاخره این اجلاس برگزارشد و درآستانه بستن قراردادیم و به زودی کار را شروع خواهیم کرد.
وزیر نفت عراق درمصاحبه می گوید:« به مجرد آنکه تصمیمات و مذاکرات ما علنی شد، این اقدام ما برای خیلی ها شوک بزرگی بود. ازهمه طرف به سمت من حمله شروع شد. حتی گفتند برای شرایطی که تو گذاشته ای، هیچ کمپانی نخواهد آمد. اما من به کارهای خودم ایمان یا شجاعت دارم!»ـ

بغداد 2 نوامبر2009 و5 روز قبل از برگزاری دومین مناقصه بین المللی، دوعملیات تروریستی درنزدیکی نخست وزیری انجام می گیرد با 127 کشته که درمدت زمان زیادی بی سابقه است ولی هیچ مانعی برروند بستن قراددادها نیست. دراین زمان قراددادهای نفتی(برای توسعه میدان های نفتی) می خواهند بسته شوند وبغداد می خواهد نخستین نمایشگاه بین المللی را نیز درسال 2010 افتتاح کند.ـ
بیشترین انتقادها به وزیرنفت به خاطرقراددادها، ازجانب فرانسوی ها می آیند. با این حال در روزاجلاس شرکت توتال با علاقه حضوردارد ونماینده آن به ما می گوید که ما خوشحال می شویم که برای حوزه های نفتی بصره بتوانیم، قرارداد ببندیم اما باید که قرارداد برای هردو طرف منفعت داشته باشد.»ـ
در روز اجلاس برای دومین مناقصه نفتی، فضای امنیتی شدیدی برقراراست و خود وزیر نفت عراق با کمبو(نفربر زرهی )آمریکایی به محل اجلاس می آید. برای حفاظت بقیه نیزدرهر 200 متر خودروهای زرهی حضورامنیتی بالایی دارند.ـ
وزیرنفت وبیشترخارجیانی که دربغداد کارمی کنند، دریک منطقه ویژه وبه دورازپایتخت وکاملا محافظت شده، زندگی می کنند یا استقرار دارند ونسبتا بدون خطرمی توانند دراجلاس حضوریابند.ـ

شرکت توتال وشرکا امروز حضورفعالی دارند و نخستین کسانی هستند که با وزیرنفت عراق ملاقات می کنند. بحث برسر بهره برداری ازمنابع نفتی به وسعت. 1.5 میلیون بشکه در روزاست یعنی، دو برابر قرارداد الجزایر. فرانسوی ها درسال های 1991و1997 از این منابع بصره نمونه برداری کرده ومایل به سرمایه گذاری درآن هستند. وزیر نفت عراق به سؤال ما که آیا از بازگشت فرانسویها خوشحال هستید، پاسخ نمی دهد ومی گوید:«سؤال مناسبی برای این شرایط نیست. بگذارید مذاکراتمان را ادامه دهیم»ـ
مذاکرات درپشت درهای بسته است. رقابت شرکت ها بالاست ونباید شرکتی ازمبلغ یا شرایط پیشنهادی شرکت دیگری باخبرباشد تا بتواند خودش برنده بشود.ـ
ادامه دارد
ادامه دارد....
30 مای 2010 برابر با 9 خرداد 1389

Die Dokumentation von Marc Berdugo und Patricia Loison fragt:
Wem gehört der Irak?
Frankreich, 2010
Magneto Presse
ARTE France

عراق 2010/ سوم

ترجمه : ملیحه رهبری


عراق درسال 2010 (3)ـ
سفردرآینده ای نامعلوم

Marc Berdugeگزارشی از:ـ

قسمت سوم

Ahmed Chalabi
Vorsitzender des Irakischen nationalkongresses
احمد چلبی که مقام جانشینی رییس مجلس اعلای عراق(مجلس محلی) را برعهده دارد؛ با ما مصاحبه نموده و با علاقه میگوید:« ما خواهان اتحاد بین عراق وایران هستیم تا ازتشکل آنها یک متحد قدرتمند درخاورمیانه به وجود آید.»ـ
او درادامه اظهارات خود می گوید:« ما وایران درپهنه های متعددی مشترکات مهمی با هم داریم. مثلا درزمینه برق که ایران بیشتراز کشورهای دیگر به عراق برق می دهد. درمناطق نفتی ما مرزهای مشترک با ایران داریم و به نظرمن باید حوزه نفتی مشترکا بهره برداری شوند. ازسوی دیگرصادرات نفت وموضوع خلیج فارس هم ازعوامل نزدیکی است و از موجبات وحدت درکار بهره برداری مشترک نفت می تواند، باشد. اما ما یک قدم اساسی برداشته وطرحی ریخته ایم که با کنگره ملی عراق(مجلس محلی) نیزیک کتاب درباره آن منتشر کرده ایم که دراین طرح عراق وسوریه، ترکیه طرف حساب های تجاری درمعاملات نفت باشند. این منطقه بزرگ تجاری- نفتی یک وسعت 3600 کیلومتری را دربر می گیرد ازاروپا تا هندوستان را شامل می شود. این کتاب شامل مناطق نفتی وآبهای مشترک این کشورهاست که روابط قدیم وتاریخی وفرهنگی وعلایق مشترک کشورها را دربرمیگیرد. فی المثل دربخشی ازاین کتاب تقسیمات کشوربراساس جغرافیای جهان اسلام را انجام داده ایم که به هفت منطقه تقسیم شده و منطقه چهارم که درباره آن صحبت میکنیم دروسط و درقلب جهان قراردارد که عراق می باشد.ـ
آیا فکر می کنید که آمریکاییها یک چنین طرحی را دنبال خواهندکرد؟« بستگی به علایق آنها دارد و به نفع آنها هم هست.»ـ
این منطقه که شما طراحی کرده اید، منطقه بزرگی است؟« بله! آنچه آمریکایی ها ازآن می ترسند، فونتامنتالیسم است. واینجا ما یک اتحادیه ازکشورهای مدرن اسلامی را ترسیم کرده ایم.»ـ
عراق به عنوان کانون جهان وذخایر نفتی آن بالغ بر115 میلیارد... و دربخش های مختلف آن ملیت های مختلف ازجمله شیعیان درجنوب 42درصد ودرمنطقه کردستان 23درصد و21درصد سنی دروسط کشورکه با چهره ای منفی به گونه مستمربا تلیغات منفی به عنوان متخاصم معرفی می شوند وچند ماه قبل از رسیدن تاریخ برنامه ریزی شده برای خروج نیروهای آمریکایی این سؤال مطرح میشود که مناطق نفتی چه خواهند شد؟ نزدیک به صد سال است که کنترل نفت به معنی کنترل کشور وحتی کنترل کامل منطقه می باشد.ـ

Rumaylah:
ما برمی گردیم به سوی جنوب و به منطقه رومیلاه که بزرگترین منطقه نفتی جنوب است. تمامیت تأسیسات نفتی آن، مال سال 1972 است وتابلوی ورودی نیزبه همان نسبت کهنه وقدیمی است.یکی ازکارکنان آن برای ما توضیح می دهد:« این منطقه وتأسیسات آن به یک شرکت بزرگ تعلق دارد.» ازهشت منبع نفتی آن یا تأسیسات آن، چهار منبع آن بهره برداری می شوند. تأسیسات برقی آن ازسال 1991 واز زمان جنگ خلیج عملا هیچ تغییراتی نکرده یا نوسازی نشده اند وکهنه و زنگ زده و فرسوده هستند.ـ
ازکارکنان آن سؤال می کنیم که چه مدت است که دراینجا کار می کنید؟جواب میدهند:« ازسال 1975!» شما به افراد قدیمی تعلق دارید؟ می گویند:« بله! تأسیسات هم کهنه وقدیمی وزنگ زده هستند. همه تأسیسات کهنه واز بین رفته هستند.» چه مقدار نفت خام درگذشته ازاین منطقه رومیلاه صادرمی شد وحالا چه مقدارصادر می شود؟ درگذشته 1.5 میلیون بشکه روزانه صادر می شد وامروز730 بشکه در روز است که ما تلاش می کنیم این میزان را افزایش دهیم. »ـ
درسال 2004 آمریکا مسؤلیت مدرنیزه کردن تأسیسات را به عهده یکی ازستادهایش گذاشت و مهندسین شرکت . ـ(ک. وی.آر) مأموریت مدرنیزه کردن تأسیسات نفتی را داشتند. سه سال درجنوب کار کردند.»ـ
Ben Lando
Redacteur en chef Irag Öl Report
یکی ازمسؤلین آمریکایی به نام رنلاندو توضیح می دهد:« آمریکا به این شرکت مسؤلیت ارتقا کیفیت نفت استخراجی را نیز داد اما شرکت مربوطه نتوانست قرارداد درخواستی را به دلیل هزینه سنگین به انجام رساند وطرح نصفه نیمه ول شد.»ـ
درحقیقت شرکت ک.وی.اردرسال 2009 به شدت مورد انتقاد شدید یکی ازمسؤلین ارتش آمریکا قرار گرفت. مثلا دررٌومیلاه از22 میلیون دلارهزینه، 8 میلیون از پروژه آن ناپدید شده است. برای تمام این مناطق نفتی 1.2 میلیارد هزینه در نظرگرفته شده بود که 500 میلیون آن گم می شود. بدون آنکه مدیریت پروژه مدارکی ارایه کند. شرکت ک.وی. آر به ارتش برگه های هزینه ومخارج یا توضیحی دراین باره نداد که این پول ها چه شده اند. این شرکت با آمریکا دراین منطقه کارمی کرد، بدون آمریکایی ها این شرکت باید ازاینجا می رفت.ـ
قرارداد این شرکت با آمریکا درسال 2007 تمام شد وتمدید هم نشد. به دوراز بصره وکانال متعفنی که از وسط شهر می گذرد، دی تال کمپانی که یک شرکت نفتی عراقی- دولتی است با آمریکا وشرکت ک.وی.آر قرارد داد استخراج بسته بود که قرارداد درسال2007 تمام شد وتمدید هم نشد. یک کمپانی دیگرنیز به نام زالتزاٌیل دست اندرکار بود که درهفت سال اخیردرهمه جا افتضات گوناگونی به هم زده است، یکی ازآنها فروش روزانه 600.000 بشکه نفت خام قاچاق بصره بوده که با تانکرهای نفتکش ازعراق به ایران فرستاده می شد(نفت خام قاچاق به ایران) که دولت عراق سرانجام این خروج قاچاق نفت را تمامش کرد[جلوی آن را گرفت].ـ
شیخ جعفرهی جم- رییس کمپانی نفت جنوب می گوید:« برای پایان دادن به این خروج نفت قاچاق، ارتش آمریکا ودولت مرکزی بغداد ونیروهای منطقه بصره هرسه با هم کار کردند تا متوقفش کردند.»
اواین افتضاح واتهام را می پذیرد که این امر بوده وقاچاقچی ها هم سود زیادی به جیب زده اند اما این امرمتوقف شده است. ما به او میگوییم:« اما نفت قاچاق با تانکرهای ایران حمل شده است.» او این موضوع را رد می کند و با ما می گوید:« کو مدرکی نشانم بده!؟»ـ
بغداد
وزارت نفت عراق دومین وزارتخانه مهم بعد ازوزارت داخلی است و تنها وزارتخانه ای بود که ازسال 2004 توسط آمریکایی ها تحت حفاظت قرارگرفت. دراین وزارتخانه اطلاعات مربوط به ذخایر ومنابع نفتی ومناطق ومنابعی که درحال بهره برداری هستند وتولیدات و...به شدت حفاظت می شود. نزدیک به صدهزارنفردرحیطه های مختلف آن کار می کنند.
عاصم جهاد که سخنگوی روزارت نفت است به ما می گوید:« اینجا تنها وزارتخانه ای است که درآن ما یک بخش وسرویس به نام آنتی کووالیسیون یا ضد رشوه خواری وفساد تشکیل دادیم. باید با انواع واقسام نفوذها وکلاهبرداری ها در اینجا مبارزه می شد.»ـ
مسؤل این بخش در مصاحبه به ما می گوید:ـ
Chef de sercice antiCorruption Minister de Petrole
آلله محی آل دین- بله این بخش را ما تشکیل داده ایم و 1200 کارمند دراین بخش در تمام عراق کار می کنند.کارمندان ما مثل ساعت روز وشب کار می کنند وکارما تعطیلی ندارد واگردرجایی رشوه خواری وفساد اداری به ما گزارش داده شود، شرایط امنیتی اعلام می کنیم واین اتفاق هم زیاد می افتد. ما دراین زمینه ازافراد سرشناس ومقامات بالایی را تا به حال دستگیرکرده ایم که برخی به خارج فرار کردند و برخی دستگیرشده اند ومنتظردادگاه شان هستند. ازاو می پرسیم که آیا به دلیل این مبارزه علیه رشوه خواران ودزدی های نفتی، آیا برای به خطرافتادن جانت می ترسی؟ جواب می دهد:« بسیار طبیعی است زیرا یک انسان هستم اما نگران نیستم وهمه چیزعالی است و به وطنم احساس بدهکاری می کنم وکارم را ادامه می دهیم.»ـ
Hussein Al Sharistani
Minister du petrole
حسین ال –شریستانی که ازنزدیکان آیت الله سیستانی است که آیت الله سیستانی از رهبران شیعیان نزدیک به ایران است، او کسی است که دروزارت نفت خیلی ازافراد نفوذی را جاروکرده است. او در زمان صدام ده سال را درزندان ابوغریب گذراند زیرا از مغزهای اتمی عراق بود که حاضربه ساختن بمب اتم برای صدام نشد. بعد ازسالها تبعید درایران وانگلیس درسال 2006 وزیرنفت دولت ایتلافی کنونی شد. او می گوید:« وقتی درسال 2006 این کابینه تشکیل شد، وضعیت امنیتی درعراق فاجعه آمیزبود. عملیات انتحاری وتروریستی مشکل روزانه بود وهدف عملیات هم ما(وزارت نفت) بودیم. من به همکارانم می گفتم که مشکل شما تروریست ها هستند ومشکل من تروریست ها وفساد ورشوه خواری دروزارتخانه و مافیا و... است. ما باید درسطح وزارتخانه خانه تکانی می کردیم وافرادی را که نفوذ سیاسی داشتند و تلاش داشتند، سیاست واقتصاد عراق را تحت نفوذ خود بگیرند، از وزارتخانه بیرون بریزیم. برای کنار زدن این شرایط من باید همزمان درپنج پهنه مختلف فعالیت می کردم اگرمی خواستم که بجنگم[وارد جنگ شده بودم].»ـ
بعد ازآنکه وزیرنفت یک خانه تکانی دروزارتخانه می کند، برنامه بعدی اش تحت کنترل درآوردن مناطق نفتی شمال عراق درکردستان، تحت کنترل ونظارت دولت مرکزی بغداد است.ـ
تا این زمان بدون دخالت وزارت نفت عراق، 35 شرکت نفتی وپانزده شرکت دیگر ازتمام جهان درشمال کردستان فعال بودند که قرارداد یا توافقی با دولت مرکزی نداشتند بلکه با دولت خودمختارکردستان داشتند. بزرگترین شرکت، یک شرکت ترک بود که به کمک کانادایی ها وچینی ها مشترکا استخراج نفت را درشمال کردستان داشتند. شرکت تاگ تاگ که برای استخراج نفت از بزرگترین منطقه نفتی کردستان قرارداد بسته بودند.ـ
برای بازدید و ورود به این منطقه نفتی 3 توربازرسی را پشت سرمی گذاریم. که هرسه تور بازرسی، توسط یک شرکت خصوصی آمریکایی حفاظت می شود و برروی پیراهن کارکنان مسلح ومحافظین نام این شرکت نوشته شده است به نام ون سی کی رتی که به معنای سکرت وسری است .ـ
مدیرمسؤل جوان شرکت تاک تاک به نام کان ساوان که یک مقاطعه کارجوان از ترکیه می باشد و تا 2 سال پیش درکارهای ساختمانی بغداد کار می کرد، ما را می پذیرد ومی گوید که ما کارکنان مان را توسط یک شرکت خصوصی حفاظتی-امنیتی حراست می کنیم.ـ
Can Savun
Directeur du site pertrolier de Tag Tag
آقای کان ساوان که مدیرشرک نفتی تاگ تاگ است، دراینجا موافقت می کند تا ما ازکمپ دیدن کنیم اما اجازه مصاحبه با کسی را نداریم. ما به یک کمپ بزرگ که یک بهداری نیز دارد، می رویم که این بهداری درهفته دو روز برای بیماران عمومی باز ودکتری هم در این روز به اینجا می آید. دربهداری به مدیر آلمانی آن برخورد می کنیم.ـ
Michael Strauch
Responsable in FirmeneTag Tag
او دراین بهداری کارمی کند و دکتر نیست ولی اتاق عمل را به ما نشان میدهد و مسؤل تکنیکی دستگاه های بهداری است ولی مسلح به تجهیزات کامل است که درجواب ما میگوید:« بله حفاظت شغل دوم من است اما هیچ اتفاقی دراینجا نمی افتد ولی اگرمورد آدم ربایی یا عملیات انتحاری یا ...پیش بیاید ما آماده دفاع وخنثی کردن حمله هستیم ودوسال است که اینجا امن وامان است ودرکردستان اوضاع روز به روزبهتر هم می شود. ولی شغل اصلی من دایرکردن یک مرکزبهداری برای روستاییان و کاردر این زمینه با شرکت تاگ تاگ است.»ـ
درمصاحبه با مدیرترک شرکت تاگ تاگ ازاو می پرسیم که آیا معامله نفت دراینجا پرسود است واوجواب می دهد:« چه جورهم! زمانی که من درکارهای ساختمانی کار می کردم، قراردادی به مبلغ 15 میلیون دلار بستیم که یک بودجه عظیمی بود که ازخوشحالی جشن گرفتیم و از یک چنین قراردادهایی ما هیچوقت چشم پوشی نمی کنیم ولی امروز فرق می کند.»ـ
شرکت تاک تاک روزانه 40.000 بشکه نفت خام تولید روزانه دارد. برای بالابردن میزان تولید نیزکارکنان آن روز وشب کار می کنند. کارکنان ازتمام ملیت ها هستند. ازهندوستان، یمن، اسکاتلند و کانادا، ...یک کارفرمای کانادایی می گوید:« تصویری که رسانه ها ازاینجا می دهند، کاملا غلط یا بهتراست بگوییم که درست نیست. افراد دراینجا درصلح وهمکاری با یکدیگر با هم کارمی کنند. آدم احساس می کند که دروطن خودش است وفقط هوا گرم است. الان درکانادا برف می بارد!»ـ
کنسرسیوم نفتی بعد از سه سال کارو با سرمایه گذاری 350 میلیون دلار موقعیت مطمینی برای آینده ندارد. حکومت یا دولت مرکزی مستقردربغداد اعلام کرده که قراردادهای بسته شده دولت خود مختار کردستان را به رسمیت نخواهد شناخت.دراین زمان ودرحال حاضر، نفت استخراج می شود وتانک ها پر می کنند ومحوطه را ترک می کنند اما آینده چه خواهد شد،معلوم نیست.ـ
وزیرنفت عراق آقای حسین ال –شریستانی می گوید:« عراق دارای یک قانون اساسی است که همه تابع آن هستیم ومطابق قانون اساسی ذخایرعراق به تمام عراق تعلق دارد و قراردادهای بسته شده با شرکت های خارجی تنها از طریق دولت مرکزی معتبرهستند. خودمختاری نفتی نداریم.!»ـ
ما یکباردیگربه کرکوک می رویم که بخش سنی یا عرب ساکن در منطقه کرد نشین عراق است ویکی از مناطق ناآرام وپرمساله است. به طوررسمی استخراج منابع نفتی شمال(کرکوک) تحت کنترل یا قرارداد یک شرکت دولتی، کنسرسیوم کمپانی نفت شمال است که نفت شمال را مورد بهره برداری قرار می دهد. همینطورشرکت دیگری به نام ... نیزفعال است که سعی می کنیم با شرکت نفت شمال مصاحبه کنیم. همانند شرکت نفتی زالتز درجنوب، کمپانی نفتی شمال نیزتحت نظروزارت نفت دربغداد کارمی کنند.ـ
برای ورود به این محوطه نفتی، ما با مشکل زیاد رو به رو می شویم وخیلی زود متوجه می شویم که درشمال عراق(کردستان) شرکت های نفتی فعال وحاضر، استانداری کرکوک(گوورنوآرت) را به رسمیت نمی شناسند واستاندارسنی یا عرب کرکوک دراینجا فاقد قدرت اجرایی مؤثر است. شرکت ها کار خودشان را می کنند.ـ
ادامه دارد....
30 مای 2010 برابر با 9 خرداد 1389

Die Dokumentation von Marc Berdugo und Patricia Loison fragt:
Wem gehört der Irak?
Frankreich, 2010
Magneto Presse
ARTE France