Samstag, 5. Juni 2010

عراق 2010/ سوم

ترجمه : ملیحه رهبری


عراق درسال 2010 (3)ـ
سفردرآینده ای نامعلوم

Marc Berdugeگزارشی از:ـ

قسمت سوم

Ahmed Chalabi
Vorsitzender des Irakischen nationalkongresses
احمد چلبی که مقام جانشینی رییس مجلس اعلای عراق(مجلس محلی) را برعهده دارد؛ با ما مصاحبه نموده و با علاقه میگوید:« ما خواهان اتحاد بین عراق وایران هستیم تا ازتشکل آنها یک متحد قدرتمند درخاورمیانه به وجود آید.»ـ
او درادامه اظهارات خود می گوید:« ما وایران درپهنه های متعددی مشترکات مهمی با هم داریم. مثلا درزمینه برق که ایران بیشتراز کشورهای دیگر به عراق برق می دهد. درمناطق نفتی ما مرزهای مشترک با ایران داریم و به نظرمن باید حوزه نفتی مشترکا بهره برداری شوند. ازسوی دیگرصادرات نفت وموضوع خلیج فارس هم ازعوامل نزدیکی است و از موجبات وحدت درکار بهره برداری مشترک نفت می تواند، باشد. اما ما یک قدم اساسی برداشته وطرحی ریخته ایم که با کنگره ملی عراق(مجلس محلی) نیزیک کتاب درباره آن منتشر کرده ایم که دراین طرح عراق وسوریه، ترکیه طرف حساب های تجاری درمعاملات نفت باشند. این منطقه بزرگ تجاری- نفتی یک وسعت 3600 کیلومتری را دربر می گیرد ازاروپا تا هندوستان را شامل می شود. این کتاب شامل مناطق نفتی وآبهای مشترک این کشورهاست که روابط قدیم وتاریخی وفرهنگی وعلایق مشترک کشورها را دربرمیگیرد. فی المثل دربخشی ازاین کتاب تقسیمات کشوربراساس جغرافیای جهان اسلام را انجام داده ایم که به هفت منطقه تقسیم شده و منطقه چهارم که درباره آن صحبت میکنیم دروسط و درقلب جهان قراردارد که عراق می باشد.ـ
آیا فکر می کنید که آمریکاییها یک چنین طرحی را دنبال خواهندکرد؟« بستگی به علایق آنها دارد و به نفع آنها هم هست.»ـ
این منطقه که شما طراحی کرده اید، منطقه بزرگی است؟« بله! آنچه آمریکایی ها ازآن می ترسند، فونتامنتالیسم است. واینجا ما یک اتحادیه ازکشورهای مدرن اسلامی را ترسیم کرده ایم.»ـ
عراق به عنوان کانون جهان وذخایر نفتی آن بالغ بر115 میلیارد... و دربخش های مختلف آن ملیت های مختلف ازجمله شیعیان درجنوب 42درصد ودرمنطقه کردستان 23درصد و21درصد سنی دروسط کشورکه با چهره ای منفی به گونه مستمربا تلیغات منفی به عنوان متخاصم معرفی می شوند وچند ماه قبل از رسیدن تاریخ برنامه ریزی شده برای خروج نیروهای آمریکایی این سؤال مطرح میشود که مناطق نفتی چه خواهند شد؟ نزدیک به صد سال است که کنترل نفت به معنی کنترل کشور وحتی کنترل کامل منطقه می باشد.ـ

Rumaylah:
ما برمی گردیم به سوی جنوب و به منطقه رومیلاه که بزرگترین منطقه نفتی جنوب است. تمامیت تأسیسات نفتی آن، مال سال 1972 است وتابلوی ورودی نیزبه همان نسبت کهنه وقدیمی است.یکی ازکارکنان آن برای ما توضیح می دهد:« این منطقه وتأسیسات آن به یک شرکت بزرگ تعلق دارد.» ازهشت منبع نفتی آن یا تأسیسات آن، چهار منبع آن بهره برداری می شوند. تأسیسات برقی آن ازسال 1991 واز زمان جنگ خلیج عملا هیچ تغییراتی نکرده یا نوسازی نشده اند وکهنه و زنگ زده و فرسوده هستند.ـ
ازکارکنان آن سؤال می کنیم که چه مدت است که دراینجا کار می کنید؟جواب میدهند:« ازسال 1975!» شما به افراد قدیمی تعلق دارید؟ می گویند:« بله! تأسیسات هم کهنه وقدیمی وزنگ زده هستند. همه تأسیسات کهنه واز بین رفته هستند.» چه مقدار نفت خام درگذشته ازاین منطقه رومیلاه صادرمی شد وحالا چه مقدارصادر می شود؟ درگذشته 1.5 میلیون بشکه روزانه صادر می شد وامروز730 بشکه در روز است که ما تلاش می کنیم این میزان را افزایش دهیم. »ـ
درسال 2004 آمریکا مسؤلیت مدرنیزه کردن تأسیسات را به عهده یکی ازستادهایش گذاشت و مهندسین شرکت . ـ(ک. وی.آر) مأموریت مدرنیزه کردن تأسیسات نفتی را داشتند. سه سال درجنوب کار کردند.»ـ
Ben Lando
Redacteur en chef Irag Öl Report
یکی ازمسؤلین آمریکایی به نام رنلاندو توضیح می دهد:« آمریکا به این شرکت مسؤلیت ارتقا کیفیت نفت استخراجی را نیز داد اما شرکت مربوطه نتوانست قرارداد درخواستی را به دلیل هزینه سنگین به انجام رساند وطرح نصفه نیمه ول شد.»ـ
درحقیقت شرکت ک.وی.اردرسال 2009 به شدت مورد انتقاد شدید یکی ازمسؤلین ارتش آمریکا قرار گرفت. مثلا دررٌومیلاه از22 میلیون دلارهزینه، 8 میلیون از پروژه آن ناپدید شده است. برای تمام این مناطق نفتی 1.2 میلیارد هزینه در نظرگرفته شده بود که 500 میلیون آن گم می شود. بدون آنکه مدیریت پروژه مدارکی ارایه کند. شرکت ک.وی. آر به ارتش برگه های هزینه ومخارج یا توضیحی دراین باره نداد که این پول ها چه شده اند. این شرکت با آمریکا دراین منطقه کارمی کرد، بدون آمریکایی ها این شرکت باید ازاینجا می رفت.ـ
قرارداد این شرکت با آمریکا درسال 2007 تمام شد وتمدید هم نشد. به دوراز بصره وکانال متعفنی که از وسط شهر می گذرد، دی تال کمپانی که یک شرکت نفتی عراقی- دولتی است با آمریکا وشرکت ک.وی.آر قرارد داد استخراج بسته بود که قرارداد درسال2007 تمام شد وتمدید هم نشد. یک کمپانی دیگرنیز به نام زالتزاٌیل دست اندرکار بود که درهفت سال اخیردرهمه جا افتضات گوناگونی به هم زده است، یکی ازآنها فروش روزانه 600.000 بشکه نفت خام قاچاق بصره بوده که با تانکرهای نفتکش ازعراق به ایران فرستاده می شد(نفت خام قاچاق به ایران) که دولت عراق سرانجام این خروج قاچاق نفت را تمامش کرد[جلوی آن را گرفت].ـ
شیخ جعفرهی جم- رییس کمپانی نفت جنوب می گوید:« برای پایان دادن به این خروج نفت قاچاق، ارتش آمریکا ودولت مرکزی بغداد ونیروهای منطقه بصره هرسه با هم کار کردند تا متوقفش کردند.»
اواین افتضاح واتهام را می پذیرد که این امر بوده وقاچاقچی ها هم سود زیادی به جیب زده اند اما این امرمتوقف شده است. ما به او میگوییم:« اما نفت قاچاق با تانکرهای ایران حمل شده است.» او این موضوع را رد می کند و با ما می گوید:« کو مدرکی نشانم بده!؟»ـ
بغداد
وزارت نفت عراق دومین وزارتخانه مهم بعد ازوزارت داخلی است و تنها وزارتخانه ای بود که ازسال 2004 توسط آمریکایی ها تحت حفاظت قرارگرفت. دراین وزارتخانه اطلاعات مربوط به ذخایر ومنابع نفتی ومناطق ومنابعی که درحال بهره برداری هستند وتولیدات و...به شدت حفاظت می شود. نزدیک به صدهزارنفردرحیطه های مختلف آن کار می کنند.
عاصم جهاد که سخنگوی روزارت نفت است به ما می گوید:« اینجا تنها وزارتخانه ای است که درآن ما یک بخش وسرویس به نام آنتی کووالیسیون یا ضد رشوه خواری وفساد تشکیل دادیم. باید با انواع واقسام نفوذها وکلاهبرداری ها در اینجا مبارزه می شد.»ـ
مسؤل این بخش در مصاحبه به ما می گوید:ـ
Chef de sercice antiCorruption Minister de Petrole
آلله محی آل دین- بله این بخش را ما تشکیل داده ایم و 1200 کارمند دراین بخش در تمام عراق کار می کنند.کارمندان ما مثل ساعت روز وشب کار می کنند وکارما تعطیلی ندارد واگردرجایی رشوه خواری وفساد اداری به ما گزارش داده شود، شرایط امنیتی اعلام می کنیم واین اتفاق هم زیاد می افتد. ما دراین زمینه ازافراد سرشناس ومقامات بالایی را تا به حال دستگیرکرده ایم که برخی به خارج فرار کردند و برخی دستگیرشده اند ومنتظردادگاه شان هستند. ازاو می پرسیم که آیا به دلیل این مبارزه علیه رشوه خواران ودزدی های نفتی، آیا برای به خطرافتادن جانت می ترسی؟ جواب می دهد:« بسیار طبیعی است زیرا یک انسان هستم اما نگران نیستم وهمه چیزعالی است و به وطنم احساس بدهکاری می کنم وکارم را ادامه می دهیم.»ـ
Hussein Al Sharistani
Minister du petrole
حسین ال –شریستانی که ازنزدیکان آیت الله سیستانی است که آیت الله سیستانی از رهبران شیعیان نزدیک به ایران است، او کسی است که دروزارت نفت خیلی ازافراد نفوذی را جاروکرده است. او در زمان صدام ده سال را درزندان ابوغریب گذراند زیرا از مغزهای اتمی عراق بود که حاضربه ساختن بمب اتم برای صدام نشد. بعد ازسالها تبعید درایران وانگلیس درسال 2006 وزیرنفت دولت ایتلافی کنونی شد. او می گوید:« وقتی درسال 2006 این کابینه تشکیل شد، وضعیت امنیتی درعراق فاجعه آمیزبود. عملیات انتحاری وتروریستی مشکل روزانه بود وهدف عملیات هم ما(وزارت نفت) بودیم. من به همکارانم می گفتم که مشکل شما تروریست ها هستند ومشکل من تروریست ها وفساد ورشوه خواری دروزارتخانه و مافیا و... است. ما باید درسطح وزارتخانه خانه تکانی می کردیم وافرادی را که نفوذ سیاسی داشتند و تلاش داشتند، سیاست واقتصاد عراق را تحت نفوذ خود بگیرند، از وزارتخانه بیرون بریزیم. برای کنار زدن این شرایط من باید همزمان درپنج پهنه مختلف فعالیت می کردم اگرمی خواستم که بجنگم[وارد جنگ شده بودم].»ـ
بعد ازآنکه وزیرنفت یک خانه تکانی دروزارتخانه می کند، برنامه بعدی اش تحت کنترل درآوردن مناطق نفتی شمال عراق درکردستان، تحت کنترل ونظارت دولت مرکزی بغداد است.ـ
تا این زمان بدون دخالت وزارت نفت عراق، 35 شرکت نفتی وپانزده شرکت دیگر ازتمام جهان درشمال کردستان فعال بودند که قرارداد یا توافقی با دولت مرکزی نداشتند بلکه با دولت خودمختارکردستان داشتند. بزرگترین شرکت، یک شرکت ترک بود که به کمک کانادایی ها وچینی ها مشترکا استخراج نفت را درشمال کردستان داشتند. شرکت تاگ تاگ که برای استخراج نفت از بزرگترین منطقه نفتی کردستان قرارداد بسته بودند.ـ
برای بازدید و ورود به این منطقه نفتی 3 توربازرسی را پشت سرمی گذاریم. که هرسه تور بازرسی، توسط یک شرکت خصوصی آمریکایی حفاظت می شود و برروی پیراهن کارکنان مسلح ومحافظین نام این شرکت نوشته شده است به نام ون سی کی رتی که به معنای سکرت وسری است .ـ
مدیرمسؤل جوان شرکت تاک تاک به نام کان ساوان که یک مقاطعه کارجوان از ترکیه می باشد و تا 2 سال پیش درکارهای ساختمانی بغداد کار می کرد، ما را می پذیرد ومی گوید که ما کارکنان مان را توسط یک شرکت خصوصی حفاظتی-امنیتی حراست می کنیم.ـ
Can Savun
Directeur du site pertrolier de Tag Tag
آقای کان ساوان که مدیرشرک نفتی تاگ تاگ است، دراینجا موافقت می کند تا ما ازکمپ دیدن کنیم اما اجازه مصاحبه با کسی را نداریم. ما به یک کمپ بزرگ که یک بهداری نیز دارد، می رویم که این بهداری درهفته دو روز برای بیماران عمومی باز ودکتری هم در این روز به اینجا می آید. دربهداری به مدیر آلمانی آن برخورد می کنیم.ـ
Michael Strauch
Responsable in FirmeneTag Tag
او دراین بهداری کارمی کند و دکتر نیست ولی اتاق عمل را به ما نشان میدهد و مسؤل تکنیکی دستگاه های بهداری است ولی مسلح به تجهیزات کامل است که درجواب ما میگوید:« بله حفاظت شغل دوم من است اما هیچ اتفاقی دراینجا نمی افتد ولی اگرمورد آدم ربایی یا عملیات انتحاری یا ...پیش بیاید ما آماده دفاع وخنثی کردن حمله هستیم ودوسال است که اینجا امن وامان است ودرکردستان اوضاع روز به روزبهتر هم می شود. ولی شغل اصلی من دایرکردن یک مرکزبهداری برای روستاییان و کاردر این زمینه با شرکت تاگ تاگ است.»ـ
درمصاحبه با مدیرترک شرکت تاگ تاگ ازاو می پرسیم که آیا معامله نفت دراینجا پرسود است واوجواب می دهد:« چه جورهم! زمانی که من درکارهای ساختمانی کار می کردم، قراردادی به مبلغ 15 میلیون دلار بستیم که یک بودجه عظیمی بود که ازخوشحالی جشن گرفتیم و از یک چنین قراردادهایی ما هیچوقت چشم پوشی نمی کنیم ولی امروز فرق می کند.»ـ
شرکت تاک تاک روزانه 40.000 بشکه نفت خام تولید روزانه دارد. برای بالابردن میزان تولید نیزکارکنان آن روز وشب کار می کنند. کارکنان ازتمام ملیت ها هستند. ازهندوستان، یمن، اسکاتلند و کانادا، ...یک کارفرمای کانادایی می گوید:« تصویری که رسانه ها ازاینجا می دهند، کاملا غلط یا بهتراست بگوییم که درست نیست. افراد دراینجا درصلح وهمکاری با یکدیگر با هم کارمی کنند. آدم احساس می کند که دروطن خودش است وفقط هوا گرم است. الان درکانادا برف می بارد!»ـ
کنسرسیوم نفتی بعد از سه سال کارو با سرمایه گذاری 350 میلیون دلار موقعیت مطمینی برای آینده ندارد. حکومت یا دولت مرکزی مستقردربغداد اعلام کرده که قراردادهای بسته شده دولت خود مختار کردستان را به رسمیت نخواهد شناخت.دراین زمان ودرحال حاضر، نفت استخراج می شود وتانک ها پر می کنند ومحوطه را ترک می کنند اما آینده چه خواهد شد،معلوم نیست.ـ
وزیرنفت عراق آقای حسین ال –شریستانی می گوید:« عراق دارای یک قانون اساسی است که همه تابع آن هستیم ومطابق قانون اساسی ذخایرعراق به تمام عراق تعلق دارد و قراردادهای بسته شده با شرکت های خارجی تنها از طریق دولت مرکزی معتبرهستند. خودمختاری نفتی نداریم.!»ـ
ما یکباردیگربه کرکوک می رویم که بخش سنی یا عرب ساکن در منطقه کرد نشین عراق است ویکی از مناطق ناآرام وپرمساله است. به طوررسمی استخراج منابع نفتی شمال(کرکوک) تحت کنترل یا قرارداد یک شرکت دولتی، کنسرسیوم کمپانی نفت شمال است که نفت شمال را مورد بهره برداری قرار می دهد. همینطورشرکت دیگری به نام ... نیزفعال است که سعی می کنیم با شرکت نفت شمال مصاحبه کنیم. همانند شرکت نفتی زالتز درجنوب، کمپانی نفتی شمال نیزتحت نظروزارت نفت دربغداد کارمی کنند.ـ
برای ورود به این محوطه نفتی، ما با مشکل زیاد رو به رو می شویم وخیلی زود متوجه می شویم که درشمال عراق(کردستان) شرکت های نفتی فعال وحاضر، استانداری کرکوک(گوورنوآرت) را به رسمیت نمی شناسند واستاندارسنی یا عرب کرکوک دراینجا فاقد قدرت اجرایی مؤثر است. شرکت ها کار خودشان را می کنند.ـ
ادامه دارد....
30 مای 2010 برابر با 9 خرداد 1389

Die Dokumentation von Marc Berdugo und Patricia Loison fragt:
Wem gehört der Irak?
Frankreich, 2010
Magneto Presse
ARTE France

عراق 2010 /دوم

ترجمه : ملیحه رهبری


عراق درسال 2010
سفردرآینده ای نامعلوم (2)ـ

Marc Berdugeگزارشی از:ـ
قسمت دوم
چند کیلومتردورتر وبه فاصله دوساعتی از کرکوک، شهراربیل، پایتخت منطقه خودمختار کردستان قراردارد. ما دراربیل با دنیای دیگری روبه روی می شویم. آتمسفرآن کاملا متفاوت است. دولت خود مختارکردستان(اکونومی) یک دولت مستقل با اکثریت کرد واقلیت ترکمن وعرب است. دولت خود مختارکردستان قانون اساسی وپارلمان ودولت خود را دارد که درحال حاضر هم یک نمایشگاه بین المللی صنعتی درشهر برگزارنموده است. 50 کشور در نمایشگاه شرکت کرده اند؛ ازجمله آلمان وفرانسه وایران وترکیه که هردو بزرگترین طرف های تجاری عراق هستند. درغرفه ایران از نمایندگی آن سؤال می کنیم که آیا امروزایران روابط خوب اقتصادی با عراق دارد؟ نماینده ایران(یک تاجرچاق وریشو با ظاهرمذهبی است) جواب می دهد:« بله! به همین دلیل ما امروز دراینجا مارک(بازار) خود را معرفی کرده ایم و نه تنها درکردستان بلکه درآینده درسراسرعراق فعالیت خواهیم کرد.» برگزاری نمایشگاه بین المللی اربیل برای پیشمرگه های کرد که دراین نمایشگاه حضور دارند ویا ازآن بازدید می کنند، یک رؤیا است که به حقیقت پیوسته است. آنها سالیان درازی در زمان دیکتاتورصدام برای خود مختاری جنگیدند. برگزاری نمایشگاه به ابتکار نوه آقای بارزانی(فرماندار منطقه) است. ـ
Nechirvan Barzani
Gouverneur regional Kurde 2003-006
آقای نوشیروان بارزانی درمیان حلقه محافظانش درنمایشگاه حضور می یابد و درپاسخ به سؤالات ما می گوید:« برگزاری نمایشگاه برای ما افتخار بزرگی است وامسال شرکت های تجاری خیلی بیشتری از سراسر جهان در نمایشگاه شرکت کرده اند. برای ما باعث افتخاراست که امروز اربیل دروازه ورود به عراق نو شده است و ما عراق را نمایندگی می کنیم.»ـ
درهای گشوده به سوی عراق؟ درحالیکه بخش های دیگرکشورهر روزشاهد عملیات تروریستی است و عدم امنیت مساله مردم است. فرودگاه اربیل یک مرکزداد وستد تجاری به سوی وین و بیروت واستامبول و دوبی و.. است. درچند هفته آینده ترمینال فرودگاه نو افتتاح میشود. این ابتدای یک آغازاست.ـ
آقای نینوس بهرام مدیربخش تکنیکی فرودگاه اربیل می گوید:« لوفت هانزا هفته پیش در اینجا بود. تا کیفیت فرودگاه را ببیند وآن را تأیید کرد ودرطی شش ماه گذشته نمایندگان شرکت های هواپیمایی معتبر دیگرجهان از فرودگاه دیدن کرده اند. فاصله فرودگاه تا شهرهای خلیج فقط دوساعت است.»ـ
بعد ازسه سال کارساختمانی وآمادگی های مکفی فرودگاه درآستانه افتتاح است.مهندس فرودگاه، ریچارد فوستر ومعروفترین مهندسان دیگرجهان هستند که فرودگاه مادرید را ساخته اند. فرودگاه 350 میلیون دلارمخارج داشته وبعد ازسه سال بنای آن رو به پایان است. دولت کردستان برای مدیریت فرودگاه از یک گروه متخصص کره ای از فرودگاه سوول کره دعوت کرده است وبا آنها قراد داد بسته است.ـ
Joon Jung
Chef de projet de airport de Seoul
مدیرفرودگاه سوول می گوید این یک قراد بسیار مهم و بزرگ 5 ساله است که 32 میلیون دلار است.ـ
برای پیشبرد امورمهندسی و مدیریت تکنیکی وامنیتی فرودگاه، دولت خود مختارمتخصصین آمریکایی از یک شرکت شخصی را استخدام کرده است که آنها با گروه کره ای با یکدیگر کارمی کنند.ـ
Stafford Clary
Berater der Kurdicheen Regionregierung
ازآقای استافورد کی لاری می پرسیم؛ نظرتان درباره پروژه چیست؟ اواظهار می دارد:« منحصربه فرد وعالی است. ما تلاش می کنیم که فرودگاه با کیفیت عالی وبا پروازهای بیشتری دراختیار کردستان وبرای تمام عراق باشد. کردستان درابتدای یک آغاز پرشکوفا است وپتانسیل رشد وپیشرفت بالایی دراین منطقه نهفته است.»ـ
آقای نینوس بهرام با افتخار می گوید:« درحال حاضر ما نوعی خودمختاری وعدم وابستگی به دولت مرکزی داریم وکردها رؤیای چنین خودمختاری ای را سالیان سال داشته اند. باید این آرمان را محکم نگه داشته وادامه دهیم. شاید این امرخیلی نزدیک و فردا نباشد اما جای چشم انداز وجای امیدواری دارد. ما هم مثل همه خلق های جهان حق داریم که روزی کشور خودمان را داشته باشیم وملت واحد شویم.»ـ
سؤال: آیا می تواند این رؤیای شما برای خودمختاری متوقف شود یا تغییر یابد؟« نه! مطلقا نه»ـ
ما به جنوب و به بصره می رویم. به بخش شیعه نشین عراق که امروز 90 درصد ثروت عراق درحوزه های نفتی بصره است. این قسمت عراق همواره ازجانب همسایگان عراق مورد طمع بوده است. شط العرب مرز بین ایران وعراق است و به همین دلیل بخش بزرگی از صادرات نفت ازطریق شط العرب است که سواحل آن برای تانکرهای بزرگ نفتی قابل لنگرانداختن بود ودرحال حاضردرسرتا سرشط العرب لاشه تانکرهای سوخته نفتی حاصل ازجنگ دیده می شوند.ـ
درسالهای 1991 و2003 بصره به شدت از طریق نیروی خارجی وآمریکایی ها کوبیده شد. هفت سال پس ازسقوط صدام بصره که درزمان شکوفایی خود ونیزعراق خوانده می شد، در فقرو نکبت غوطه می خورد. شهرفقط سه ساعت در روز برق دارد. شهرآب آشامیدنی ندارد. ما که ازشمال دیدن کرده ایم بصره درمقابلش یک (قبرستانی ویرانه) است. دربازاردستفروشان شهربا زن میانسال ودستفروشی مصاحبه می کنیم که می گوید:«درفقرمطلق هستیم. یک روزچیزی برای خوردن گیرمان می آید و روزدیگرهیچ! جزخدا هیچکس را نداریم که مارا زنده نگه داشته است. من تنها نیستم و همه مان همینطورزندگی میکنیم.»
دربازار با گروه مردان بیکار که جلوی دیواری نشسته اند، مصاحبه می کنیم ومی پرسیم چرا کار نمی کنید؟ بصره یکی از بزرگترین شهرهای نفت خیزجهان است وچرا بیکارهستید؟» اول می ترسند جواب دهند بعد یکی جرأت کرده و می گوید:« بله! اما بصره دردست دزدان وغارتگران است وما آینده ای نداریم. باید پل درست شود تا بعد کار پیدا شود.» دیگری می گوید:« درست کردن پل را شروع کردند اما سه ماه بعد نیمه کاره گذاشته ورفتند ومیلیونها دلاررا به جیب زدند. معلوم نیست که دزد یا دزدان کی بودند؟»
دربازار از مرد انارفروشی سؤال می کنیم که بصره یک شهرنفت خیزجهان است چرا دستفروشی می کنی؟ درحالیکه به شدت از مصاحبه می ترسد، با اندوه وغصه می گوید:« کارنیست وهرکسی سعی می کند که یکجوری زنده بماند. ازچاه های نفت بصره یا ثروت ودرآمد آن ما که چیزی ندیده ایم وخبری نداریم و من نمی خواهم مصاحبه کنم ودارم با انارمی فروشی زندگی می کنم. من دخالت نمی کنم. خودم را قاطی نمی کنم.»ـ
درسراسربصره مثل ایران تصاویرآخوندهای عمامه دار درپلاکاردهای بزرگ در خیابانها به چشم می خورد و شهر تحت نفوذ نیروهای شبه نظامی طرفدار ایران است. دولت مرکزی عراق با زحمت زیاد توانسته است دربصره نیروهای انتظامی یا پلیس را مستقروامنیت را به کمک این افراد محلی برقرار کند. استانداری بغداد ازسال 2008 تابع دولت مرکزی بغداد شده است. ازاستاندار می پرسیم:ـ
Scheltag Aboud Al-Miyan
Gouveneur de Basran
آیا در بصره هم خود مختاری مثل کردستان مطرح است؟ او پاسخ می دهد ما یک همه پرسی انجام دادیم و مردم خواهان جدایی ازعراق(ازدولت مرکزی) وخودمختاری نبودند. 5 درصد خواهان خودمختاری بودند که دردموکراسی نظراکثریت به اقلیت ارجحیت دارد، به همین دلیل خودمختاری بصره رد شد.ـ
با وجود همه پرسی اما 70درصد مردم در بصره بیکار هستند ودولت عملا هیچ قدمی دربصره برنداشته است ونتوانسته به قول هایش عمل کند. این میران نارضایتی خود رقم بزرگی است که مخالفین دولت بغداد دربصره می توانند به خوبی ازآن بهره برداری کنند.از وسط شهربصره یک کانال آب می گذرد که سالهاست تصفیه نشده وبوی عفونت آن تمام شهر راگرفته است.ـ
یک راننده تاکسی که درزمان صدام ارتشی بوده است، بدون ترس ازوضعیت حاضرانتقاد کرده وبا خشم وفریاد می گوید:« مسؤلین باید بیایند واینجا را تماشا کنند. ما آب نداریم وشهردربوی لجن وعفونت غرق است ومردم درکثافت زندگی می کنند واینهمه برای دولتمردان کمترین اهمیتی ندارد. وقتی شکایت می کنیم، قول می دهند اما هیچ اتفاقی نمی افتد. عراق میلیاردها دلاروفراتراز میلیاردها دلار خرج می کند. به من جواب دهید که چرا این کانال از زباله تصفیه نمی شود ومنبع بیماری شده است؟ درزمان صدام من زندگی خوبی داشتم وحالا راننده تاکسی هستم وبا درآمدی بخور ونمیرزندگی می کنم(زیرخط فقر) هستم. از او می پرسیم چرا؟ جواب میدهد به دلیل حضوراینهمه دولت ها ودخالت های خارجی است که درعراق هستند و برسر قدرت با هم می جنگند وقیمت این دخالت ودعوا برسر قدرت را مردم می پردازند وازجیب مردم پرداخت می شود. وقتی دربغداد یک بمب منفجر میشود ما دربصره قیمتش را بپردازیم.»ـ
ازبصره به سمت بغداد می رویم، جایی که درآنجا هم گروه های مختلف سیاسی مناسبات خوبی با هم ندارند. جایی که درپشت دیوارهای امنیتی که به دورخود کشیده اند، نیروهای مختلف برای قدرت می جنگند وکمترهم با هم کنارمی آیند. دربغداد نیروها وگروه های مختلفی هستند که ضد ایتلاف(آنتی کوالیسیون) هستند وازقدرت ایتلافی انتقاد می کنند. درجلسه ونشست گفتگوی(مجلس اعلای عراق) یکی ازبا نفوذترین این گروه های مخالف شرکت می کنیم. کمی دورترازشهربغداد جلسه ای تشکیل شده که متعلق به شیعیان است وتعداد زیادی افراد یا مقامات معروف وچندین روحانی با نفوذ یا ثروتمند( باجلال وجبروت) نیزدرجلسه حضور دارند. رییس مجلس عمرالحکیم است که او هم با جلال وبزرگی برصندلی ویژه ای دربالای مجلس تکیه زده است.[ درپشت صندلی او گلدان ودسته های بزرگ گل رز وگل سرخ نهاده شده است، به گونه ای که هنگام مصاحبه صورت جناب شیخ درمیان گلهای سرخ(رز) قرارمیگرد تا مهربان به نظر آید! اما با عمامه وریش سیاه او گلها هیچ سنخیتی ندارند! بیچاره گل سرخ که درهمه جا قربانی است!- مترجم!]ـ
Ammer Al-Hakim
Chef des Obersten Islamischen
قدرتمندترین مرد گروه شیعه(عمرالحکیم) یک مهمان افتخاری دارد که علی لاریجانی رییس مجلس ایران است. لاریجانی یک تندرواست که ازحماس وحزب الله حمایت می کند وهمچنین طرفدارایران اتمی و مذاکرات بدون قید وشرط دراین زمینه است ودراین جلسه هم سیاست های احمدی نژاد را نمایندگی می کند. عمرالحکیم درعراق یکی از بانفوذترین مقامات مذهبی وازتجار قدرتمندعراق نیز می باشد. درسن 39 سالگی معاملات چند میلیاردی کنسرسیوم را هدایت می کرد. معاملاتی که بین ایران وجنوب عراق بود. امروز و دراین مجلس، حکیم برای افتتاح جلسه سخنرانی می کند ومی گوید که امروزلاریجانی مهمان افتخاری ماست وحضوراو نشان ازیک مناسبات بسیارمهم بین جمهوری اسلامی وعراق است. بعد ازسقوط صدام، ایران درابعاد فرهنگی واقتصادی وسیاسی، اولین کشوری بود که دولت عراق را به رسمیت شناخت. ازآنزمان به بعد پیوندها ومناسبات دولت ایران وعراق، مرحله به مرحله نزدیک تروفشرده ترشده است.ـ
این حزب(حکیم) ایتلاف یا [دولت وحدت ملی] را ترک کرده ودر حمایت ایران به تنهایی عمل می کند وخواهان قدرت وآرای اکثریت مردم جنوب عراق است.ـ
شیخ هومان هامودی: مرد شماره دو این مجلس اعلای عراق است که مسؤل روابط خارجی است که او در مصاحبه با ما نظریات خود را اینگونه ابراز می دارد:« راه خروج عراق از بن بست درخودمختاری جنوب عراق است.»
اوعدم تمرکزقدرت درمرکز(بغداد) وخودمختاری جنوب کشوررا راه حل می داند. دراین جلسه که رییس مجلس ایران نیز درآن حضوردارد. ما درمیان شرکت کنند گان درجلسه با نهایت شگفتی احمد چلبی را کشف می کنیم که متحد آمریکا بود و با اظهارات دروغش درباره سلاح های کشتارجمعی درعراق موجب حمله آمریکا به عراق شد و موجب به وجودآمدن شرایط فعلی عراق شد. احمد چلبی که رسانه ها به او نام مرد سیا(سازمان سی آی ا) را داده بودند وحالا جانب ایران را گرفته است ویک عراق فدرال را پیشنهاد می کند.ـ
30 ماه مآی 2010 برابر با 9 خرداد 1389
ادامه دارد....
Die Dokumentation von Marc Berdugo und Patricia Loison fragt:
Wem gehört der Irak?
Frankreich, 2010
Magneto Presse
ARTE France

Freitag, 28. Mai 2010

عراق 2010 یکم

ترجمه : ملیحه رهبری


عراق درسال 2010
سفردرآینده ای نامعلوم
قسمت اول

Marc Berdugeگزارشی از:ـ
مقدمه1: هفت سال پس ازحمله به خاک عراق ودرحالی که ارتش آمریکا درحال آماده شدن برای خروج نیروهای خود ازخاک عراق است. کشور درابتدای یک آغاز نو و پراز مشکلات قرار دارد. درحالیکه وزیرنفت عراق ازیک سفراقتصادی-نفتی بازگشته است وآخرین قیمت های نفت واضافه بها درحال رشد هستند. گزارش به دنبال یافتن پاسخ به این سؤال است که وضعیت اقتصادی آینده این کشور تکه تکه شده به کردها وشیعه ها وسنی ها که هیچ وحدتی دربینشان به چشم نمی خورد یا نمی خواهند با یکدیگرکنار بیآیند، چگونه خواهد بود؟
دروزارت نفت عراق، شرکت ها وغول های نفتی مثل توتال، اکزون موبیل، شل و(ب پ) امیدوارند که بتوانند معاملات نفتی سودآورو پرمنفعتی را قرارداد ببندند وهمزمان دستگیره در(وزارت نفت) را شرکت های نفتی مثل(ب پ) و(س-ان- پ- اس) دردست دارند و درآستانه یک قرارد 50 میلیاردی با پرداخت اضافه بهای سنگین وشرکت دراجلاس نفتی مربوط به حوزه نفتی(رومیلاه) دراستان بصره می باشند و مناقصه برای توسعه در ده حوزه نفتی دیگر را نیزدنبال می کنند. همچنین درجاذبه های اقتصادی-نفتی عراق، بین سنی ها وکردها وشیعیان دعواست ومی خواهند دراین منافع سهمی داشته باشند. کشورعملا درحال تقسیم شدن است. دولت خودمختارکردستان معرفی یا پذیرش یک دولت متحد یا مرکزی عراقی را رد می کند. دولت خودمختار کردستان درحال حاضرواخیرا ومستقل قراردادهای نفتی با شرکت های خارجی بسته است. موضوعی که به شدت دولت بغداد را ناراضی کرده است. دربخش شیعه نشین جنوب جایی که 90درصد ذخایر نفتی عراق درآنجاست، استانداریا فرمانداری آنجا هم مدعی است که نفت این حوزه ها باید درمقام اول برای رفاه و پیشرفت افراد محلی این منطقه وشیعیان تعلق داشته باشد تا برای بقیه مناطق کشورعراق(سنی ها). سنی های عراق که منطقه بخصوص نفتی دراختیار ندارند تا مثل کردها مدعی حاکمیت در حوزه نفتی شمال یا مثل شیعیان مدعی حاکمیت درحوزه نفتی جنوب باشند، با این حال سنی های عراق مدعی حاکمیت یا برتری خود درمناطق نفتی کرکوک هستند. اما دولت خودمختارکردستان می خواهد که کرکوک بخشی ازمنطقه خودمختار کردستان باشد. ازطرف دیگر ترکمن ها یا عرب های ساکن کرکوک این را رد می کنند. چشم اندارعراق درده سال آینده چه خواهد بود؟ آیا کشوردارای یک دولت مرکزی(تصمیم گیری متمرکز) خواهد بود با پایتخت قدرتمند بغداد که تمام کشور را اداره کند؟ یا یک اتحادیه خواهد بود که درشمال آن کردها خودمختارند درجنوب آن شیعیان و درغرب وبقیه مناطق آن سنی ها ساکن هستند؟ این گزارش که توسط مارک بردوگ وپاتریک لویزون تهیه شده است، این سؤال را مطرح می کند که عملا عراق متعلق به کی است؟
Die Dokumentation von Marc Berdugo und Patricia Loison fragt:
Wem gehört der Irak?
Magneto Presse
Frankreich, 2010
ARTE France
o6.o5.2010
مقدمه2- مصاحبه وتوضیحات مقدماتی آقای مارک بوقدوق:« نام عراق را باید با احتیاط برزبان راند زیرا درهمه جا مترادف است با تصاویر مشابه سوءقصدها وعملیات انتحاری وکشتار روزانه مردم بیگناه وعدم امنیت و...، همراه است ونتایج انتخابات ماه مآی هم ماه ها طول خواهد کشید تا نتایج خود را نشان دهد که برسرآنهم دعواست اما این تمام تصویرعراق نیست. واقعیت های دیگری هم درعراق درشروف وقوع بوده که کمتربه آن پرداخته شده ودر زیر نقاب اوضاع ناامن(عدم امنیت) پنهان شده است. سیما وصورت دیگرعراق که با چه سرعتی به پا خاسته است و به ویژه درمنطقه شمال درمسیر بهبود شرایط موفق به تغییرات اقتصادی واجتماعی شده است. با این ثروت بیکران عراق که درحال تقسیم شدن جدید است وقدرت های خارجی که درآنجا فعال هستند که به فکرآدم هم نمی رسد، چه خبراست وتنها با حضور نزدیک درخود عراق بود که تهیه یک گزارش واقعی ازآن امکانپذیربود تا چهره عراق 2010 را درک کرد که برای ده سال آینده چه تصویری خواهد داشت؟ فرضا هرگزآدم درتلویزیون نمی بیند که از کی(چه زمان) وچگونه است که شرکت های نفتی خارجی درعراق حضوردارند وپروژه های خود را بدون توقف به پیش برده اند. برای من به عنوان گزارشگر تا پیش ازآن قابل تصورنبود که بتوانم چنین زوایای مختلفی را به تصویر بکشم. دولت وشرکت های خارجی که درسراسر کشور هستند وراهشان را برای بهره برداری به سمت مناطق نفتی، باز می شود یا بهره برداری می کنند. درکردستان درتمام مناطق نفتی که مورد بهره برداری هستند یا درجنوب وکلا درهمه جا ما توانستیم، فیلمبرداری کنیم وگزارش تهیه کنیم و چگونگی تقسیم این مناطق نفتی را ببینیم. دولت عراق برای مورد بهره برداری قرار گرفتن، ده منطقه بزرگ نفتی با شرکت های بزرگ نفتی قرارداد می بندند واین برای آینده عراق مهم است.» تمام!ـ
گزارش: کرکوک درشمال عراق: مثل هر روزصبح یک کومبوی(نفربر نظامی) آماده می شود که کمپ آمریکایی ها را به سمت منطقه کوویوات(مرکزقدرت دولت خودمختار کردستان) برود. شهرکرکوک دریکی از پنج منطقه شمال وسنی نشین قراردارد. مدت صدسال است که کردها وترکمن ها خواهان خودمختاری دراین منطقه هستند که در زمان صدام توسط بمباران شیمیایی به شدت سرکوب شدند. درنفربرآمریکایی که راهی مأموریت است، پانزده شهروند غیرنظامی آمریکایی هم هستند. این تیم به همراه عراقی ها(کردها) درکارسازندگی درشمال کردستان هستند. به دلیل کثرت عملیات انفجاری وآدمربایی... کرکوک یک شهرخطرناک است. مطابق آمار ازیولی 2009 تعداد عملیات های تروریستی کنترل شده و کمتر شده است. یعنی از روزی که نیروهای آمریکایی اداره شهر را به خود نیروهای انتظامی شهر کرکوک سپرده اند. نخستین گزارش ما، دیدار از یک کمپ آموزشی نیروهای عراقی(محل نیروهای انتظامی) درشهر کرکوک است.ـ
Sergent Major James Rawlinson
Camp-Kirkouk
کماندوی آمریکایی(جیمزراولینسون) می گوید: خیلی قبل تراز یولی 2009 ما با نیروهای انتظامی عراقی کار کرده بودیم تا حضور ما کمتر شود و حفاظت شهررا به آنها تحویل دهیم. درحال حاضروقتی ما درشهر تردد می کنیم، اسکورت عراقی با ماست. تمام تحرکات ما با هماهنگی نیروها انتظامی درکرکوک انجام میگیرد ویک نماینده ازنیروی انتظامی آنها نیزما را همراهی میکند.»ـ
آیا آماده می شوید که کرکوک(عراق) را ترک کنید؟» بله وبه تدریج که نیروهای آمریکایی باید عراق را ترک کنند، این مرحله به معنای یک آمادگی است تا امنیت با خود عراقی ها باشد وبعد دیگرما دراینجا حضور نخواهیم داشت.»ـ
سی(30) نفر نیروی انتظامی ازکردها وعراقی و ترکمن تحت امر(به فرماندهی)یک کماندوی عراقی(سنی) هستند. ازسال 2003 آموزش این نیروها برای جایگزین شدن نیروهای آمریکایی انجام گرفته. افسرعراقی(امیرمحمد) می گوید:« ما دردوره های آموزشی، نیروهای انتظامی را آماده می کنیم تا بتوانند امنیت شهررا به دست بگیرند. ما درزمینه امنیت وبالا بردن کیفیت آموزشها نیزکارمی کنیم.»ـ
کماندوی آمریکایی می گوید:« من برای اولین باراست که این افسر عراقی را می بینم اما چنان با مهارت وورزیده با نیروهای زیردستش کار کرد که من قانع شدم که برکارش مسلط است وبا رفتن ما اویا افسران دیگرمی توانند امنیت شهر را به دست بگیرند.»ـ
افسرعراقی می گوید:« با خروج نیروهای آمریکایی ما امنیت را تضمین می کنیم، همانطویکه قبل ازآمدن آمریکایی ها، عراق با نیروهای عراقی امنیت آن تضمین می شد. علت اصلی موفقیت ما نیزهمکاری خود مردم با ماست. در ابتدا به ما اعتماد نداشتند اما الآن مشاهده می کنند که توانسته ایم، امنیت برقرار کنیم والبته ما می خواهیم امنیت کشورمان را خودمان برقرار کنیم و به هیچ کشوری وابسته نباشیم و این کشور مال ماست ودرجه امنیت فعلی حاصل همکاری وپذیرش ما از سوی مردم است.»
درانتهای این گفتگوکماندوی آمریکایی وعراقی دوستانه دست می دهند وخداحافظی می کنیم.ـ
شاید افسرعراقی این موضوع را نمیداند یا به آن اشاره ای نکرد اما این امنیت فعلی بدون همکاری یک قبیله به نام الجبوری که هزاران شبه نظامی دارد، میسرنبود. ما حسین آل جبوری(رهبرشبه نظامیان سنی درکرکوک) را یافته وبا او مصاحبه می کنیم. (الجبوری) می گوید« ما توانسته ایم الکایدا را تحت فشار قراردهیم. درابتدا آنها بسیار قوی وما بسیار ضعیف بودیم.اما به مرورزمان آنها حمایت مردمی را از دست دادند وحتی مردم علیه آنان موضع گرفتند. قبایل دیگرهم به آنها پشت کردند وبایکوتشان کردند وفقط ما الجبوری بودیم که توانستیم تکلیف و مأموریت علیه الکایدا را با نیروهای شبه نظامی خود متشکل ازهزاران نفر، موفقیت آمیز پیش ببریم. فقط ما آل جبوری!ـ
در پهنه سیاسی- اجتماعی قبیله الجبوری با قرار گرفتن درکنار نیروی انتظامی توانسته در کرکوک موقعیتی را که بعد ازسرنگونی صدام از دست داده بود، مجددا احیا کند. درسال 2003 شهردردست نیروهای آمریکایی وکردها بود و شهربرای سنی ها بسیارخطرناک شده بود. استاندار(مقام ارشد) کرکوک که نامش راکان- آل جبوری است، می گوید:« بعد ازورود نیروهای آمریکایی، کردها کنترل شهر را به دست گرفتند وبا کمک نیروهای آمریکایی، علیه عربها(سنی ها) فعال شدند. به این ترتیب زندانها پر ازعرب ها شدند؟ وقتی آمریکایی ها آمدند، کردها به آنها گفتند که عرب ها همه تروریست هستند وآنها مساله سازهستند وآمریکایی ها هم اتومات تمام مناطق عرب نشین را جستجو کردند و بسیاری را دستگیرکردند.»ـ
سؤال ازاستاندار کرکوک:« آیا فکرمی کنید که آمریکایی ها همیشه به کردها کمک خواهند کرد؟ بله اما ما هم از حقوق خود تا آخرین قطره دفاع خواهیم کرد.»ـ
بالاترین مقام اجرایی کرکوک(استاندار) یک نفراز قبیله آل-جبوری است. کرکوک برای همه کسانی که درعراق هستند مثل اورشلیم دراسراییل است. استاندار کرکوک با احتیاط می گوید:« ما نمی گوییم که کرکوک یک شهر کرد یا عربی است بلکه چون عراق یک کشورعربی است، کرکوک هم یک شهرعراق است.» هشتاد وپنج درصد عراقی ها عرب هستند پس عراق یک کشورعربی است.» معاون استاندارکه یک خانم است می گوید:« کرکوک هم یک موزاییک ازعراق است و به خاطریکپارچگی عراق نباید تجزیه شود. اگرتجزیه ای انجام گیرد، یک فروپاشی خواهد بود.» استاندار کرکوک می گوید:« کرکوک شهری است که اگر تجزیه ای درعراق صورت گیرد از اینجا خواهد بود واگرهم عراق متحد ویکدست باقی بماند از همینجاست.»ـ

م28 ماه مای 2010- برابر با 7 خرداد 1389
ادامه دارد...

Mittwoch, 20. Januar 2010

خلقت یا تکامل 5

ترجمه: ملیحه رهبری


آخرین تناقضات بین دین ودانش!ـ

خلقت یا تکامل؟(بخش اول کامل)ـ

ضمیمه گزارش و ترجمه قسمت های اصلی بخش اول که در خلقت یا تکامل(1) به گونه خلاصه آورده شده بود.ـ


Etien Klein
اظهارات دانشمند فیریکدان آقای اتی ین کلاین:« وقتی بدن خود را لمس میکنید، نمی دانید یا توجه ندارید که یک توده متراکمی است که متشکل از ملکول های پیچیده و اتم هاست که منشاء اولیه آنها ازهسته ستارگان و به بیانی دیگر از غبار ستارگان است وبه زبان ساده ترمی توان گفت که شما ازغبار ستارگان تشکیل شده اید. نمی دانید که اتم هایی را که پیش از تشکیل خورشید وجود داشت، لمس می کنید. ذراتی که بعد ها به گردآمدن به دورهم، کهکشان ومنظومه شمسی را تشکیل دادند، هسته های که درستاره ها موجودند.

بدون هیچ تردید تحقیقات پیشرفته یا دست یابی بشر در پاسخ به سؤال منشاء حیات ویا به مبداء پیدایش یکی از بزرگترین اتفاقات یا دستآوردهای بشری است.ـ

پیدایش جهان یک ماجراجویی است که 14 میلیارد سال به درازا کشیده شده تا کهکشان و و زندگی و بشر به یکدیگر پیوند یابند.ـ

Etien Klein
اظهارات دانشمند فیریکدان آقای اتی ین کلاین:« ما از منشاء میمون و باکتری ها و همچنین از غبارستارگان وکهکشان ها هستیم.»ـ

بشر در قرن بیستم دریافت که کهکشان داستان ونقطه آغاز و مبداء پیدایشی دارد که این خود از بزرگترین و مهمترین موضوعات دانش بشری است. آخرین دستاورهای علمی دراین زمینه البته ناقص می باشد اما سرشار از ارزش و چنان واقعی است که یکی از بزرگترین گنجینه های علمی و تحقیقاتی است.»ـ

از زمانی که برای اولین بار بشر ستارگان را مورد توجه قرار داده است به منشاء حیات هم توجه کرده است. داستان ما آغازی دارد اماچگونه است؟
یک روز یک مرد سؤالی مطرح کرد. در سال 1609 گالیله به این ایده آمد که ستارگان را با دوربینی نگاه کند که در ارتش نظامی برای دیدن دشمن استفاده می کردند. زمانی که این کار را شروع کرد، نمی دانست که آغاز یک سفربرای شناسایی ستارگان است. ستاره شناسی در چند صدسال اخیر کشف کرد که آنچه ما درآسمان فعلی ودر کهکشان می بینیم؛ نه کهکشان فعلی بلکه کهکشان قدیمی است. وقتی ستاره ای را نگاه می کنیم، آن به همان شکلی به نظر می رسد که نورآن به ما می رسد اما نور به سرعت بی پایان حرکت نمی کند، نیاز به زمان دارد تا به ما برسد. مثلا نور خورشید در8 دقیقه به ما میرسد وبدون تلسکوپ ما می توانستیم تنها ماه وخورشید وحداکثر چند هزار ستاره را ببینیم. یک تلسکوپ یک ماشین واقعی زمان است که با کمک این وسیله دانشمندان به وجود زمان فراتر ازمیلیارد سال پی بردند.ـ

بشر با چنین دستگاهی ستارگان و منظومه ها را بررسی می کند. یک منظومه دو میلیون ستاره را شامل می شود. ما می دانیم این منظومه ها از ما دورند اما دورتر هم می شوند ومشاهده این موضوع برای دانشمندان امکان پذیر می سازد که تا به منشاء یا مبداء تشکیل کهکشان عقب بروند.ـ

کهکشان امروزه درهردقیقه بیست کیلومتر رشد می کند و به این معنا است که درگذشته کوچک بوده است وما می توانیم فیلم را به عقب هم برگردانیم یعنی به زمانی که به بزرگی امروز نبوده وکوچک وکوچک تر بوده تا جاییکه به اندازه یک سر سوزن بوده است. این را نقطه مبداء یا آغاز می خوانیم. طبق محاسبات این آغازومبداء در زمان 13.7 میلیارد سال پیش بوده است که این را نقطه آغاززمانی یا اٌورکنال مینامند.
نظریه زمان شکل گیری کهکشان ها در13.7 میلیارد سال قبل مدتی مورد بحث وکشمکش دانشمندان بود تا
یک کشف اتفاقی در سال 1965 موجب شد که این نظریه پذیرفته شود. نورهای آسمانی مثل فسیل های جانوران درروی زمین هستند که با تجزیه وتحلیل آنها می توان به قدمت آنها پی برد و برای نخستین باردر این سال فسیل یک نورآسمانی کشف شد که قدمت آن به چنین زمان دوری باز می گشت. این اشعه قدیمی ترین فسیل کهکشانی از تولد منظومه ماست. این اشعه نه در زمان خودش بلکه 13.7 میلیارد سال بعد آزاد شده است.ـ
درسال 1992 اولین زاتلیتی که به آسمان فرستاده شد وعکس هایی که فرستاد نظریه اٌورکنال را تآیید کرد. در
سال 2009 راکت رایانه 5 که یک کشتی فضایی بود که می توانست عکس هایی 1000 برابر بزرگتر از کهکهشان بفرستد.ـ
درحقیقت زمانی وجود داشته است که ماده از نور خود را جدا میکند.واقعیت این است که درآغاز نوربود و این نوررا تا به امروز نیز می توان مشاهده کرد.ـ

وقتی آب می خوریم ملکول های اکسیژن و هیدروژنی مصرف می کنیم که به قدمت کهکشان ها هستند. این المنت ها پایه ای و قدیمی ترین المنت هایی هستند که کهکشان ما ازآن زاده شده است اما از کجا می آیند؟
با تحقیق درباره کمترین وکوچکترین ذره می توان به اًورکنال (نقطه آغاز) رسید واین هدف مؤسسه تحقیقاتی در سوییس است. این یک سازمان تحقیقات اتمی سری است این سازمان زیرزمینی با 27 کیلومتر طول وصدها متر درعمق زمین می تواند اشعه هایی با سرعت نور بفرستد.یک میکروسکوپ شدیدا قوی که چیزی نیست جز یک وسیله ای که می توانیم با آن خیلی عمیق در کهکشان ها مطالعه کنیم و مشخص کنیم که چه قدرتی بین آنهاست. دوم با این ماشین بتوانیم نزدیکتر به مبدا یا منباء تشکیل کهکشان شویم.ـ

هدف این تحقیقات بی نظیر این است که راز ماده را کشف کند. مشاهده می شود که یک ذره ماده چگونه رفتار می کند وقتی تحت فشار حرارت بالا یا سایر فشارها قرار می گیرد. وچگونه بوده است که کهکشان در13.7 میلیارد سال ازیک ذره کوچک ماده به وجود آمده است.ـ
هیچ اطلاعاتی قبل از13.7 میلیارد سال قبل وجود ندارد. مثل ساحل دریاست. وقتی تو درساحل می ایستی وبه دریا نگاه میکنی وفکر می کنی که یک جایی آب در افق پایان می یابد زیرا نمی توانیم ببینیم اما در اساس اینگونه نیست. یافتن اطلاعات درباره آنسوی افق خارج از اطلاع فعلی، هدفی است که دانشمندان آن را دنبال میکنند تا کشف کنند که چه چیز منشاء ومبداء ماده را پدید آورده است. فرق نمی کند که امروزه از کدام دانشمندو محقق فیزیک سؤال شود، ما جواب میدهیم که مشخص نیست که جهان از یک مبداء یا منشاء شروع شده باشد.

ــ سعی شد با کمک ریاضی این مرزجادویی اٌورکنال یا نقطه آغاز را عبور کردوآنسوی افق را دید. شاید درگذشته دورکهکشان خیلی بزرگ بوده است بعد کوچک شده تا به ذره کوچکی تبدیل شده است و بعد دوباره شروع به گسترش کرده است. به نظرمن کهکشان قدیم وکهکشان جدید توسط پلی به یکدیگر وصل میگردند. مثل یک تونل مکانیکی. که به آن می توان فیزیک نو گفت.ـ

همه آنچه که دانش تا به امروز به دست می آ ورده همان تیوری اورکنال است. این است که تشکیل جهان نه در هفت شبانه روز بلکه در13.7میلیارد سال طول کشیده واین طول زمانی از تشکیل جهان یا ماده و بعد فشردگی وکوچک شدن آن و باز تشکیل دوباره آن را شامل است به گونه ای که در جهان ماده نه چیزی گم یا کم می شود و نه میزان ماده جدیدی به وجود می آید. بدینگونه یک میلیارد سال پس از اورکنال(ذره اولیه) ستارگان تشکیل شدند از مواد تشکیل دهنده آب واز هلیوم که در دسترس بودند.ـ

ــقبل از4.5 میلیارد سال یک ستاره در کنار کهکشان شیری قرارگرفت وآن خورشید ما بود. گازهایی که ازآن جدا می شدند در اطراف آن به گردش درآمدند وبه این ترتیب منظومه شمسی ما شکل گرفت.آنچه منظومه شمسی را می تواند از سایر منظومه ها متمایز سازد، علت آن را دانشمندان حتی تا امروز به سختی می توانند، توضیح دهند. تنوع انواع و زندگی بر روی زمین چنان از تنوع برخوردار است که مشکل می توان درباره آن صحبت کرد اما تماما ازعناصری به وجود آمده است که کهکشان هدیه کرده است. کره زمین حدود 4.5 میلیارد سال پیش به وجود آمد. حوادثی برروی کره زمین گذشت تا حدود 4 میلیارد سال قبل نخستین موجودات زنده بر روی کره زمین به وجود آمدند. زندگی از ماتریال(ماده) تشکیل یا به وجود آمده است. زندگی ازماده و ازمواد آمین زویقه تشکیل شده است. درسال 1952 یک دانشمند آمریکایی آزمایشی کرد و او دریک بالون گازهایی را وارد کرد که به هنگام شکل گیری زمان اولیه زمین موجود بودند. درآن آب وارد کرد وآن را به شدت حرارت داد واشعه هایی که به معنای رعد و برق بودند، درآن وارد کرد. بعد از یک هفته درحاشیه بالون مواد قرمزی تشکیل شدند(آمینه زویقه) که سنگ بنای اولیه حیات است. اگرچه این یک بلوف محسوب می شد اما یک مدرک بود. با آنکه آمینه زویقه سنگ بنای حیات است اما خود حیات نبود. آدم سعی کرد این ماورای زمینی را در لابوربه حیات تبدیل کند اما تا به حال بدون موفقیت زیرا درروی زمین 6 میلیون سال طول کشید تا این ماده ساده به حیات تبدیل یابد. طبیعی است که نمیتوان طبق مدل حیات را ساخت. دانش مدلی در اختیار ندارد تا این قدم را نشان دهد. بعد ازمدت زمان طولانی حفاری(غارها) برای دانشمندان میسرشد که نخستین وقدیمی ترین شکل حیات درروی زمین را پیدا کنند.ـ

دانشمندان برروی سنگی که متعلق به3.5 میلیارد سال قبل است، آثار میکروسکوپی حیات را یافته اند یعنی یک میلیارد پس از تشکیل کره زمین و این اثارحیاتی به خوبی قابل اثبات هستند و به خوبی نیز رشد کرده بودند.
ارگانیسم هایی که بربدنه این سنگ تشکیل شده بودند، قدیمی ترین یا موجودات اولیه حیات بودند که سایر موجودات زنده ازآن وبعد به وجود می آیند. نخستین باکتری ها اولین موجودات زنده قبل ازهرموجود زنده دیگری هستند.3 میلیارد سال آنها تنها موجودات زنده بر روی کره زمین بودند. دراین زمان سلولها به هم پیوسته ونخستین جانوران یا کرمهای اولیه( پرسلولی) را به وجود آوردند. اینها نخستین موجودات زنده دردریا بودند، بعد از این پدیده دیگرزندگی یا حیات در روی زمین قابل کنترل نیست و تنوع به وجود می آید.ـ

موزه پاریس برای دانش(ناتورویزنشافت) با قدمت چند صدساله یک مرکزگردآوری (کتابخانه) است. اسکلتهای موجود در این موزه نشان میدهد که چگونه تغییرات در موجودات زنده قدم به قدم شکل گرفته است. حتی ما انسان ها هم که از میمون جدا شده ایم هیچ استثنایی نیستیم. در برنامه تکامل انواع انسان خیلی دیرتر وارد می شود.ـ

فرض میکنیم که تمام عمر جهان را در 24 ساعت تقسیم کنیم. زمان درساعت 0 شروع شده باشد. درساعت 5 صبح حیات شروع شده وتمام روزهم ادامه داشته است. درساعت 8 شب نخستین جانوران به وجود میآیند ودرساعت 23 دایناسورها به وجود می آیند ودرساعت 23.40 دوباره نابود میشوند تا دیگر پستانداران بتوانند به وجود بیایند و رشد کنند. پدران اولیه ما در5 دقیقه آخر این مرحله جهان ظهورپیدا می کنند و ما در یک دقیقه آخر این ساعت تکامل و به نسبت عمر جهان کارخانه تکامل در100 ثانیه آخرعمر جهان شکل می گیرد. مدت زمان طولانی بشر تاج خلقت باقی میماند اما این تصور رمانتیک مطابق ژنیتک یا پالیوتولوگی صدق نمی کند. انسان نه تنها ازمیمون جدا شده است بلکه یک میمون است وحتی یکی از چندین نوع آن است. داستان خلقت یک خط مستقیم نیست بلکه یک مسیرپیچ درپیچ(لابیرنت) است.ـ

داستان خانواده انسان یک تاریخ 70 میلیون ساله از نخستین میمون ها است. مشخص نیست که این خانواده تحت چه پیچیدگی خود را ازحدود 40 میلیون سال قبل از سایر موجودات متمامیز کرده است وفاصله گرفته است. با وجود فسیل خیلی کمی دراینباره اما بشر به این دانش دست یافته است که انسان 75 میلیون سال قبل از میمون های بزرگ مثل گوریل درآفریقا جدا شده است. این جدا شدن از خانواده میمون ها با تغییرات درراست قامت شدن همراه بوده است که به این موجود جدید امکان راه رفتن وتعویض مکان و راهپیمایی داده است. نخستین این میمون ها به نام رومینید درآفریقا بوده است که نوع بعدی ازآن به وجود می آید تا به ما می رسد. این اتفاق قبل از7 میلیون سال اتفاق افتاده است. چند نوع پدیدار می شود که ازیکی ازآنها ما به وجود آمده ایم اما کدام معلوم نیست؟ تکامل درچندین شاخه ادامه می یابد. دراین مقطع زمانی انسان ظهور می کند آنهم در چندین نوع(شاخه) که فسیل بسیاری ازآنها به سختی ازهم قابل تفکیک است و بیشتر این شاخه ها از بین رفته اند. پیدا کردن پدران اولیه ما کارآسانی نیست. اما آنها روی دو پا راه می روند واز درخت بالا نمی روند و قدمت ابزار به جا مانده ازآنها به 2.5 میلیون سال می رسد. مدت زمان طولانی دانشمندان فکر می کردند که بشر تنها موجودی بوده است که ابزار به کار می گرفته است اما دریک کار حفاری که 40 سال قبل که اسکلت هوبوآریس کشف شد که بزرگی جمجمه او متفاوت بود، درکنار او ابزار یافت شد. ابتدا او به عنوان انسان تعریف شد اما امروزه میدانیم که همه اٌمینیتن(هومینیتن) آنان ابزار را به کار می گرفته اند اما ابزار را نمی شناختند اما اینها هم پدران اولیه بشر نبوده اند زیرا اسکلت آنان خیلی متفاوت است.
قبل از . 2 میلیون سال از میان این گروه میمون ها نوعی به وجود آمد که خیلی از بقیه متفاوت بود وآن اولین انسان بود که در برنامه تکامل ظهور کرد. همواگاستار از گاتن همو متفاوت است واسکلت این بشر و بزرگی مغزش وچانه اش که عقب رفته است. تغییراتی که تا به امروز هم ادامه یافته است. به علاوه ابزارجدید از این زمان ظهور می یابند. همواگاستا مستقل ازآن است که دانشمندان درچه دوره ای قرارش دهند اما یک بشر است. همو اگاستا را از فسیل یک جوان 15سال کشف شده درکنیا می شناسیم. این بشر اولیه قادر از درخت پایین آمده و قادر به راه رفتن بر روی دو پا است که برای شکار به راه می افتد و به دنبال یافتن غذا و شکاراز وطن آفریقا خارج می شود وبعد راهی آسیا واروپا وجنوب آسیا می شود.ـ

بین 6 تا 7 میلیون سال وحتی 2 میلیون سال قبل تغییرات تکاملی بشر درآفریقا بوده است ولی از 2 میلیون سال قبل این نوع بشر در آسیا و اروپا زاد و ولد می کند و گسترش می یابند ولی به دلیل تغییرات آب وهوا جا به جا می شود و تا اسپانیای امروزی هم می رسند اما بعد از مدتی تمام این انواع به دلیل تنوع( نسل ها) از بین می روند. تمام یا شاخه های جانبی شکل گرفته از بین می روند. آثارو دلایلی در دست است که نخستین انسان 1.3 میلیون سال قبل دراسپانیای شمالی بوده است که اسکلت آنها در دست است. این اسکلت ها با همان انسان اولیه خویشاوندی دارد اما درعین حال شروع به تغییراتی نموده است. مشخص نیست که نوع دیگری از بشر باشد بلکه تغییرات آن را مشخص کرده است. این نوع بشر 5000 به مدت هزار سال در این منطقه زندگی می کند اما باز تغییراتی حاصل واین شاخه از بین می رود و نوع جدید دیگری شکل می گیرد. 400 هزار سال قبل تغییراتی در نوع بشر شکل می گیرد تا به نیاندرتال ها نخستین ریشه های مردم اروپایی می رسیم. مغز بزرگ او نشانه سخن گفتن است.
درسال 1955 دانشمندان دریک غاراسکلت جمعی از این نوع بشر ازکوچک و بزرگ را یافتند که شبیه به یک گورستان است. یعنی آگاهانه جسد به این مکان آورده شده است که به مثابه سنت های مذهبی است.درمیان اجساد یک سنگ تراشیده بسیار زیبا نهاده شده که نمی تواند خودش به اینجا آمده باشد، شاید با قبرستان سروکار داریم و این جسم زیبا برای همراهی مٌرده درادامه زندگی اش می تواند باشد. بدون شک از همان 400 هزارسال قبل انسان قادر بود و به این موضوع فکر می کرد که پس از مرگ زندگی چگونه خواهد بود؟ یعنی به مرگ وهدف زندگی اندیشیده اند. این نوع قبرکردن مٌرده خاص اندیشه بشری است. این تاریخچه بشری اولین پدران ما نیستند بلکه خود نژادی هستند که از نیاندرتال ها جدا شده اند وژنتیک متفاوت ازما هستند اما ما ازکجا آمده ایم؟ برای فهمیدن این موضوع دوباره تا به قاره ای که نژادی کهن بربشر ازآن برخاسته اند، عقب برویم. همواٍگاستا پدران اولیه ای بودند که در همه آفریقا راه افتادند وبیش از 2 میلیون سال درهمان قاره تکثیر شدند. در102 هزارسال پیش یک نوع جدید شکل گرفت. هموزارنینز یعنی ما! این هم آفریقا را ترک می کند و دومین نوعی است که آفریقا را ترک میکند. این نوع بشر درهمه جا جاری می شود وخود را با همه جا تطبیق می دهد و این نوع تا استرالیا هم سردرمیآورد. چرا به استرالیا می رود؟ در حالیکه فقط با پا نمی تواند از استرالیا سردرآورد. آدم به استرالیا نمی رود چون گرسنه است بلکه به سوی افقی می رود زیرا کنجکاو است. این جاذبه های شناخت وپی بردن همچنان در انسان هست تا جایی که امروزه برنامه اش سردرآوردن با رسالت درمارس است.
اسکلت بشربا ویژه گی ما به 40 هزارسال قبل برمی گردد. 40 هزارسال قبل اروپا را گرفتند اما اولین نوع نبودند بلکه قبل هم نوع دیگری بود. در بین 80 تا 82 هزارسال قبل نیاندرتال ها بودند که نژادا موقرمز یا بلوند بودند و نژاد ما مو مشکی بودند. این دو نوع بشر متفاوت به لحاظ ژنتیک بودند اما هموزارین که دو نوع متفاوت اما در سطح تکاملی مشابه بودند. هردو انسان بودند ونیاندرتال ها رفتارشان بیشتر این را نشان(انسان) میدهد. مطابق اعتقادات مذهبی درآسیا و مدیترانه وغیرو چنین پذیرفته ایم که تنها نوع بشر شکل یا مثل خدا تکامل یافت. اما مطابق تحقیقات علمی به دو نوع بشر در مسیر تکامل برخورد می کنیم که از یکدیگربه گونه تکاملی جدا نشده اند بلکه دو ریشه متفاوت داشتند. دو نوع بشر وجود دارند که به هدف زندگی یا به موضوع مرگ اندیشیده اند و از خود پرسیده اند که چرا بر روی زمین هستیم وبه منشاء اولیه خود نیزفکرکرده اند. ما چه کسی هستیم و از کجا آمده ایم؟یک گاتون(ریشه) انسان اما از دو مشخصات ژنتیکی مختلف هستند.]ـ
حدود 10 هزارسال قبل تمام، نوعی از بشر در این قسمت زمین زیسته اند که کاملا به یک شاخه دیگری از انواع بشر تعلق داشتند و همه نیز از بین رفته اند.ـ

به دلیلی که برای دانشمندان مشخص نیست. حدود سی هزارسال قبل نیاندرتال ها کاملا می میرند ونابود می شوند.10 هزار سال تمام ما(نژاد اروپایی) با یک نوع بشر با هم زیسته ایم که به یک نوع دیگرو با ریشه دیگر تعلق داشته اند. حالا هنوزارین این سوال درباره از کجا آمده ام وکی هستم را به تنهایی مطرح میکند. هرکدام از این دو نوع قادربه زندگی دریک شرایطی بودند که می توانستند خود را تطبیق دهند. می تواند بیماری یا گرسنگی یا قطحی یا سایر شرایط سخت زیستن آن دسته را نابود کرده باشد. درآن زمان شرایط جوی زمین هم مثل امروز نبود. اگر شرایط زیستی مناسب بود می توانست هنوزآن دسته ادامه داشته و یا نابود نشده باشد و نیاندرتال می توانستند ادامه یابند وشاید امروز با ما مصاحبه می کردند.ـ

منبع:
ArteThema : Schöpfung oder Evolation
تاریخ گزارش:.08.12.2009.
تاریخ ترجمه: ژانویه 2010.

خلقت یا تکام 4

ترجمه ملیحه رهبری
آخرین تناقضات بین دین ودانش!ـ

خلقت یا تکامل؟(4)ـ

جهان در7 روز خلقت یافته است یا در 13.7 میلیارد سال در جریان تکامل به وجود آمده است؟

قسمت چهارم

Philippe Haddad
Rabbite r
فیلیپ حداد مقام روحانی کلیمی: اگرانسان حتی از میمون هم مشتق شده باشد. این به این معناست که یک نوع از میمون توانسته رشد و تکامل بیابد و از سایر میمونها جدا شده وراه تکاملی را پیموده است. من هیچ مشکلی ندارم که میمون پدر اولیه من بوده است. اگر قراربوده که انسان ازمیمون جدا و راه تکاملی را بپیماید وپدیده ای چنین عالی بشود(سلام برخالق!) از یکسو تکامل رامی پذیرم و ازسوی دیگروجودانسان را یک معجزه خلقت وآفرینش به دست یا خواست خداوند می دانم. باز هم این خداوند است که از میمون(جانوری پست) وانسان را(پدیده ای چنین عالی شگفت انگیز) را آفرید با این امید که انسان به سوی دوران میمونی باز نگردد بلکه درمسیر تکاملی و رو به جلو شبیه به خدا و تجلی گرصفات عالی خداوند باشد!»ـ


ــحتی اگر داستان تکامل از سوی برخی از مذهبیون پذیرفته شود اما باز شک وتردید هست.ـ

Patrik Petit-ohayon
Koordinatour des Judischen Schulen
پاتریک اٌهایوناین: یک محقق یهودی:فکرمی کنم خداوند با خلقت انسان کارخارق العاده ای انجام داده است. می تواند انسان یک جانوریا میمون تکامل یافته باشد،اما امر فراتری در خلقت بشر نهفته است. بدون هیچ تردید در خلقت انسان امری بسیاربیشتر و بالاتر ازیک جانور تکامل یافته نهفته است!»ـ

Adel Ethnmane
Politelogi/Mauritanien
آدل اتهنامن- علوم سیاسی ومایوریتانین: اینکه ما از میمون منشعب شده ایم و با توانایی ابزار ساختن خود را از سایر جانوران متمایز کرده ایم و فرق دیگری با جانوران نداریم، برای من غیرقابل تصور یا غیر قابل قبول است. با چنین نگرشی به انسان، زندگی از چه هدف عالی برخوردار خواهد شد؟ اگر بدون امید به یک ابدیت( ادامه زندگی بعد ازمرگ) و رسیدن انسان[پس از فراز و نشیب های زندگی دنیا] به ساحل صلح و سلامت (به بهشت/ وحدت کامل با خالق) همراه باشد.»ـ

ــ در قرن نوزدهم تیؤری داروین درکلیسا های آمریکا و سایر جهان با اعتراض جدی روبه رو شد و تا امروز هم حتی تا سطح واتیکان این کشمکش یا بحث ادامه دارد یا در برابر آن مقاومت می شود.ـ

Hans Küng
Theolog
هانس کونگ از دانشمندان مذهبی و از دوستان نزدیک پاپ بندیک 16: «امروز کلیسا مانند کلیسای مطلق نگر دردوران رٌم نیست. کلیسا نظریه داروین و اسناد و مدارک علمی مربوط به موضوع تکامل انواع را رد نمی کند. اما ازسوی دیگر ما می خواهیم که اعتقادات و بنیان های مذهبی مسیحیت را حفظ کنیم وپیوندی بین این دو پیدا کنیم وموضع(اعتقادی) کلیسا را محکم نگه داریم.»ـ

-درعالم واقع اما مقامات بالای کلیسا باز هم موضع مشخصی نمی گیرند. پاپ بندیت دوم گفت:« ما بدون هدف و تنها یک محصول اتفاقی تکامل نیستیم. هریک از ما میوه آفرینش و پروده فکرآفریدگاریم.»ـ

پاپ بندیت دوم نظریه تکامل را قبول می کند اما برخلاف داروین خط بطلانی بر همه چیز نمی کشد، بدین معنا که انسان برحسب اتفاق به وجود آمده است! انسان بسیار فراتر ازآن است که به تغییرات اسکلت یا ژنتیکی اش از میمون تعریف بشود بلکه در مسیر تکامل( خلقت انسان) اتفاق دیگری افتاده است وآن روح خدایی درانسان است.ـ
ــ در داستان آفرینش خداوند بشر را از مشت پٌری از گل آفرید و بعد با نفس خود به او روح حیات بخشید. کتاب آفرینش می گوید:«خداوند از نفس خود در دماغ انسان فوت می کند و بدینگونه انسان خلقت می یابد و زنده می شود.»ـ

TareqOubrou
طارق عبرو/ امام و قرآن شناس:
مذهب یک تصویرپیچیده از خلقت بشر ترسیم می کند. تنها به بشروجسم او توجه نمی کند بلکه از یک دمنزیون(کیفیت) خاص درباره انسان صحبت می کند که این دمنزیون را روح یا جان می نامیم.[که درمسیر تکامل، بشر را دریک مداری نو وفراتر از جانوران همراهی میکند.] »ـ
:روح
اعتقاد به روح یک امری یا مفهومی است که تمام ادیان جهان را به یکدیگر وصل می کند. از زمان خلقت تا کنون بشربا این مفهوم خود را درگیرنموده است. فیلسوفان دوران آنتیک یونان مجذوب این مفهوم شده بودند. سقراط یا پلاتون یا ارسطاطالیس. فیلسوفان و معتقدان مذهبی(یهود و مسیحیان ومسلمانان) بر این عقیده اند که وجه متمایزکننده بشراز سایرجانداران وجود روح در اوست!ـ

این روح است که موجب گشته که انسان انسان باشد.این یک وسیله وصل شدن بشر به خداست.[ چنانکه اثرجاودانی تابلوی خلقت توسط میکل آنژآن را نشان میدهد.]ـ

Bruno Guiderdoni
strophysiker
آقای برونو گوایدردونی -دانشمند آستروفیزیک فرانسوی درلیون: درانسان یک چیز پٌررازی هست که خداوند آن را به او داده است که به آن روح یا جان می گوییم. این همان عنصری است که انسان را انسان نموده است و همین عنصر به ما امکان شناخت خدا را می دهد. تنها به دلیل وجود روح خدایی است که قادر به شناخت خدا ودرک او شده ایم وهمین موضوع ما را از سایر موجودات زنده متمایز می کند!ـ

Pierro Gibert
Josuit.u.bibelaussieger»:پییروگیبرت-کارشناس انجیل: پس از خود خدا، خلقت انسان پیچیده ترین وپرراز ترین موضوع خلقت است، اگر اجازه داشته باشم که آن را اینگونه فٌرموله کنم. برای خود من درمرکز خلقت وحتی کهکشان، خود انسان است که ایستاده وحول همین مرکزیت سایرسؤال ها از بدوخلقت تا امروز شکل می گیرند. به نظر من حتی اکتشافات داروین هم ما را متوجه این موضوع می کند که انسان اگراز جانوران جدا شده باشد اما درخلقت او امر یا چیز خاصی وجود دارد که او را مافوق سایرجانوران قرار میدهد. انسان یک پدیده مافوق سایر مخلوقات وخداگونه است. خداوند تمام آفرینش خود را در زیر پای بشر نهاده است تا بشر وجود او را درک کند. البته بشر با همین روح خدا دادی است که سرنوشت و تراژدی خود را نوشته و به پیش برده و بعد از وجود خدا که برای بشر رازی است وجود انسان خود دومین راز آفرینش است که درآن تردیدی نیست!»ـ
چه اتفاقی خواهد افتاد اگر روزی دانش بشر را قدرتی باشد که راز روح را بتواند پی ببرد. یا بتواند توضیح دهید که چیزی به نام روح اصلا وجود ندارد. دراینصورت بنیانهای اعتقادی بشر خواهد لرزید واحتمالا ازآخرین مرزهایی که تا امروز در باورها حفظ شده اند، خواهد گذشت.ـ
پایان !
منبع:
ArteThema : Schöpfung oder Evolation
تاریخ گزارش:.08.12.2009
تاریخ ترجمه: ژانویه
2010

Dienstag, 19. Januar 2010

خلقت یا تکامل 3

ترجمه: ملیحه رهبری

آخرین تناقضات بین دین ودانش!ـ
خلقت یا تکامل؟((3)ـ

جهان در7 روز خلقت یافته است یا در 13.7 میلیارد سال در جریان تکامل به وجود آمده است؟

قسمت سوم

یک شب و یک روز
در داستان خلقت در کتاب آفرینش(تورات)، خداوند(جهان) را در6 روز( ورق )آفرید و درپایان هر روز این ورق آفرینش تکرارشد. کتاب آفرینش می گوید:« روز بعد شب ودوباره روزو بعد شب شد و این برای سه روز اول بود.» خداوند در حالی درشش روز جهان را خلق می کند که هنوزروزوشبی وجود ندارد. هنوزستارگان نیستند واین سؤال مطرح میشود که چگونه میتواند روز وشب به وجود آمده باشد درحالیکه هنوزستارگان نیستند و خورشید نیست!ـ

Philippe Haddad
Rabbine r
فیلیپ حداد مقام روحانی یهودی: در انجیل، گیاهان درسومین روزخلقت می شوند ونور خورشید درچهارمین روز. به لحاظ علمی چنین چیزی ممکن نیست. برای آنکه گیاهی به وجود آید قبل ازآن باید خورشیدی باشد اما خورشید وستارگان بعد به وجود می آیند. به نظر من متن انجیل تطبیق با دلایل و شواهد علمی موجود درباره پیدایش آسمان و زمین ندارد.»ـ

ــ گیاهان رشد می کنند با وجود آنکه هیچ خورشیدی نیست. این گفته تعلق دارد به کتاب مقدس درباره آفرینش که امری کاملا غیرممکن است و تحقیقات دانش امروز آن را رد می کند.ـ
ــ چند صد سال است که گفته های کتاب مقدس با علم تطبیق ندارد وهیچ مشکلی هم برای معتقدان مذهبی نبود. تا اینکه خلافش ثابت شد و دانشمندان مذهبی یک چیز جدیدی کشف کرده وتوضیحات جدیدی هم برای حل وفصل این تناقضات درپیدایش جهان پیدا کردند.ـ
ــ کوپرنیک ستاره شناس و یک مرد مذهبی بود. درقرن 16 مردم قبول دارند یعنی که به چشم می بینند و به گونه عقلانی میفهمند که کره زمین ثابت است وحرکت نمی کند وکره زمین مرکز جهان هم میباشد. کوپرنیک خلاف این را ثابت می کند که کره زمین نه تنها به دور خودش حرکت می کند بلکه به گرد خورشید هم می گردد و یک سیاره از میان بیشمار سیارگان است. این حقایق برای کلیسا و حیطه مذهب، غیرعقلانی وغیرقابل تصور وپذیرش بود. اینکه امروز کلیسا بپذیرد که انسان غبار ستارگان است، در تصور نمیگنجد!ـ

Theolog
Hans Küng
هانس کونگ از دانشمندان مذهبی و از دوستان نزدیک پاپ بندیک 16:
در زمان کپرنیک، سطح ادراکات بشریا رشد عقلانی بشر اساسا چیز دیگری بود و به طور مطلق با گفته های کتاب انجیل براساس یک ایمان هزار ساله برخورد می شد. کپرنیک را تحت فشار شدیدی قرار دادند که تا نظریه کفرآمیز خودش را پس بگیرد و تلاش شد که درباره این نظریه کفرآمیز اصلا صحبت نشود زیرا طرح این نظریه مشکلات عدیده بسیاری برای کلیسا یا بشر به بار می آورد که قادر به حل یا پاسخ گویی آن نبودند. و این دانشمند ممنوع التدریس شد و...!»ـ

ــ درجهان اسلام هم از قرن هشتم تا دهم هجری بین اعتقادات مذهبی وپیشرفت های دانش بشر، جنگ ودعواهای بسیاری بالا گرفت.ـ

Bruno Guiderdoni
strophysiker
برونوگویدردونی ـآسترو فیزیک:« در قرون گذشته و براساس اعتقادات مذهبی چنین بود که بین انسان در روی زمین و مکان خدا درآسمان ها، فاصله زیادی است. مسلمین به این موضوع علاقه داشتند و درباره ستارگان تحقیق می کردند و فکرمی کردند که تنها یک کهکشان هست ومی خواستند که فاصله ستارگان را به کمک ریاضیات محاسبه کنند. آلفاقانی(مشابه این اسم) ستاره شناس سرشناس عرب فاصله زمین تا کهکشان را محاسبه می کرد. که اواین فاصله را120 میلیون کیلومترمحاسبه کرده بود.»ـ
ــ در رنسانس فکر میکردند، درآسمان تنها یک کهکشان است که آنهم خیلی بزرگ است. فکرنمی کردند که کهکشان ها متعدد و بی پایان باشند.ـ
ــ کپرنیک مجبورشد که کشف علمی خود را انکار کند و تحقیقاتش مخفی نگه داشته شدند. در قرن 12 هجری مشابه این تحقیقات برای دانشمند عرب عوقواس به وجود آمد که زلزله ای در جهان اسلام افکند واعتقادات اسلامی را زیر علامت سؤال برد، او با چنان عکس العمل شدیدی رو به رو شد که مجبورشد گفته کفرآمیزخود راپس بگیرد. دانشمندانی که برخلاف اعتقادات مذهبی می توانستند به نتایج علمی برسند، تحت فشار قرار می گرفتند و باید از کفرگویی دست برداشته و به حقایق پذیرفته شده مذهبی(کتاب مقدس) تن می دادند. از آن زمان تا به امروز خیلی چیزها فرق کرده است و دانشمندی تحت فشار قرار نمیگیرد که به خاطرحقایق عملی از اعتقاداتش دست بکشد.ـ
Bruno Guiderdoni
strophysiker
آقای برونو گوایدردونی یک دانشمند آستروفیزیک فرانسوی درلیون است که در یک مرکز علمی و تحقیقاتی کار می کند و 20 سال است، مسلمان شده است. او می گوید:« البته من قرآن می خوانم نه با این هدف که با کارعلمی سروکار داشته باشد یا مکمل آن باشد. من قرآن را مطالعه می کنم ونحوه ای که خداوند از خلقت زیبای جهان یا هدف خلقت درآن سخن می گوید، لذت می برم به خصوص که تطبیق بنیادی با دانش نیز درآن می بینیم. برای من قرآن از دو زاویه مختلف مذهبی ودانش قابل درک است. طبیعی است که آیاتی هستند که به موازات علم هستند اما قرآن یک کتاب مثلا برای علم فیزیک نیست. درزمان ما مثل مٌد شده که باید کتاب مذهبی با دانش تطبیق داشته باشد. اما پیام قرآن یا هدف آیات قرآن حیطه علمی یا یک کتاب برای اهداف علمی نیست وباید به این موضوع اساسی توجه کرد.»
-بنا بر روایات انجیل وداستان خلقت، خداوند زمین والمنت گیاهان وجانوران را درابتدا خلق می کند. در پنجمین وششمین روز خلقت، خداوند تمام انواع جانوران را بسته به نوع آنها خلقت می کند ونگاه می کند وآن را می پسندد. دراین روزها خداوند زمان بسیاری را صرف نظم و ترتیب درآفرینش می نماید. درخلقت جانوران دقت می کند که انواع از یکدیگر جدا باشند. جانورانی که درآسمان یا در دریا وزمین زندگی می کنند، مشخص می شوند و بدینگونه هرچیزجای ثابت خود را پیدا می کند. بدینگونه باور کرده می شد، جانورانی که ما می بینیم از اول خلقت اینگونه بوده اند.ـ

ــ درسال 1859 داروین دانشمند انگلیسی کتاب خود و نظریه تکامل را به چاپ می رساند که داستان خلقت به روایت کتاب های مذهبی را به لرزه درمی آورد. طبق تحقیقات علمی داروین، جانوران ازیکدیگر مشتق یا منشعب شده اند و با محیط خود را تطبیق داده اند. جانوران از یکدیگر جدا شده اند وثابت هم نیستند و تکامل می یابند و با محیط خود تطبیق مییابند.
***
یک صد و پنجاه سال بعد نظریه داروین توسط یک جنبش مذهبی در ترکیه و درشهراستانبول زیرعلامت سؤال می رود(کراسیونیسمن). در یک کشوری که سیستم حکومتی لاییک دارد، سه چهارم دانش آموزان مدارس آن به تیؤری تکامل معتقد نیستند. چطور چنین چیزی ممکن است؟ چه کسی چنین ایده ای را فراهم می کند. هارون یحیی به طور مثال یکی از رهبران اسلامی کراسیونیسموس است. او دریک خانه بزرگی که دوستان دراختیارش نهاده اند زندگی می کند و تمام خانه را به استودیو برای ضبط و پخش برنامه تلویزیونی تبدیل کرده است. او نظرخودش را درباره آفرینش جهان و خلقت انسان برای ما بیان میکند. او قبول دارد که زمین 4.6 میلیون سال عمردارد اما از همان زمان تا به امروزمدل زندگی جانوران همانگونه بوده یا هست که ما می بینیم. او قاطعانه می گوید:« داروینیسموس یک آنتی کریست و یک دجالیت است. این اعتقادات کافرانه موجب نابودی بشر و به وجود آمدن جنگ جهانی اول شد و کمونیسموس وفاشیسموس و ناسیونال سوسیالیسموس و جنگ جهانی دوم را موجب گشت. یک مدت زمان طولانی بشریت علاف(گمراه) تیؤری داروین شد واز خدا و از قرآن فاصله گرفت اما آنی که حرف حق را زده است، قرآن است.»ـ

هارون یحیی به مدت 20 سال تمام است که از اعتقادات خودش با نوشتن حدود 300 جلد کتاب علمی به شدت دفاع کرده است. درکتاب های علمی او اسناد ومدارکی هست که فسیل گیاهان و جانوران امروزی را با فسیل دوران های ماقبل آن مقایسه می کند واثبات می کند که همان هستند که خدا خلق کرده و فرقی نکرده اند و از این مقایسه استفاده کرده و استدلال می کند که هرگز تکاملی طبق نظریه داروین وجود نداشته است. اومیگوید: «دراسناد من 1000 مدرک وهفتاد هزارعکس وجود دارد به ویژه فسیل هایی از جانوران وگیاهان وحشرات که نشان می دهد تا به امروزهیچ فرقی نکرده اند.» آیا شما با دانشمندان کار می کنید؟« بله.30 دانشمند با من کار می کنند.» آیا خودتان دانشمند هستید؟:« نه. برای درک این حقایق نیاز نیست که انسان دانشمند باشد بلکه هربچه ای هم اینها را می فهمد. هدف من فقط کشف حقیقت است.»ـ

- حقیقت این است که امروزه تعداد غیرقابل شمارش وغیرقابل انکاری فسیل دردست دانشمندان و مراکزعلمی است که این موضوع و نظریه علمی داروین راثابت می کند وهارون یحیی هیچ زمینه علمی ای درکارش نیست بلکه یک محقق مذهبی متعصب است که از یک طریق غیرصحیح و ناصالح(شیطانی) می خواهد حقایق علمی را وارونه جلوه دهد. کسی که معلوم نیست از کجا ثروتی به این بزرگی دراختیارش قرارداده شده است تا یک برنامه تلویزیونی(در ترکیه) را دراین زمینه اداره کند!ـ
درجهان اسلام نظر واحدی دراینباره موجود نیست مثلا آقای دلیل بووا کوق یک رهبر مذهبی وامام مسجد پاریس درگفتگو با ما نظرات هارون یحیی را بسیار واپسگرا و متعصبانه می خواند و می گوید:« تیؤری داروین با قرآن تناقضی ندارد وحتی به گونه ای نیز در برخی ازآیات و سوره های قرآن از تکامل بشرگفتگو کرده است.[ سوره انسان آیه اول: آیا برانسان روزگارانی نگذشت که چیزی لایق هیچ نبود!»ـ
ــ علاقه و توجه داروین فقط به تکامل جانوران و گیاهان نبود بلکه شامل تکامل انسان نیز می شد. اوکسی بود که جرأت کرد واین دو را نیز دریک ردیف درامر تکامل قرار داد و چنانکه خودش گفت:« این بزرگترین جنایت من نامیده خواهد شد، چنان نابود کننده مثل مرگ!»ـ

ــ بعد ازکٌپرنیک که زمین را از مرکزعالم بودن خارج کرد. تیؤری داروین هم بشر را از این مرکزیت خارج کرد که انسان هم جانوری از میان جانوران برخاسته است که این نظریه اوج قرار گرفتن در برابر نظریه خلقت انسان به دست خدا است که خداوند بشر را اشرف مخلوقات خلق کرد.ـ

ــ در داستان خلقت درانجیل، انسان در ششمین روز خلقت به وجود می آید. که خداوند بشررا از غبار زمین خلق کرد. درکاپیتال(مرحله) بعدی خداوند می فرماید که از ماده و المنت بشررا خلق کرد و نامش را آدم نهاد. در زبان هبری آدم یعنی ازخاک آمده و درقرآن هم به این نوع یا شیوه خلقت انسان اشاره می شود
.
Adel Ethnmane
Politelogi/Mauritanien
آدل اتهنامن- متخصص درعلوم سیاسی ومایوریتانین از کشور فرانسه: درقرآن خلقت انسان ازحیات وآب وخاک است و داستان خلقت بشر به روایت قرآن در جزییات وارد نمی شود. به دلیل اخلاق و پوششهای فکری مذهبی، دراینباره بیشتر توضیح داده نمیشود که این بشر اولیه به چه شکل یا شمایلی بوده است یا اندام هایش چگونه بوده اند.»ـ

در انجیل بشر به گونه ای کامل و مخلوقی پرفکت مجسم می شود که شبیه به خداست. خدا بشر را شبیه به خودش آفرید. انجیل می گوید:« بشر را شبیه به خودم آفریدم.»ـ

این گفته منطبق برآنچه دانش بشر میگوید، نیست. زیرا دانش توانسته است زمان های ماقبل و اینکه انسان درهزاران سال پیش به چه شکلی بوده است را بازسازی کند.ـ

ــ دانش امروز پیدایش بشررا به مثابه پدیدار شدن یک درخت با شاخه هایش ترسیم می کند که هرشاخه به سویی رفته است. پدیده ای که درعرض یک میلیون سال تغییروتکامل داشته است. اما چگونه ممکن است که به خداوند و به قانون تکامل همزمان اعتقاد داشت؟ چگونه است درباره میمون، آیا نخستین بشر شبیه میمون بوده؟ یا یک میمون بوده است. حداقل دانش براین عقیده است.ــ

TareqOubrou
طارق عبرو/ امام و قرآن شناس: اسلام یا قرآن ضدیتی با میمون ندارد اما مسلمانان دارند. میمون یک حیوان کاملا معمولی است. من همیشه از مسلمانان سؤال می کنم که کدام بدتراست از منشاء میمون بودن یا بدتر ازجانوران(میمون) زندگی کردن؟ حتی اگر انسان از میمون منشعب شده باشد، من تناقضی درآن نمی بینم که زیرا میمون یک جانور بسیار باهوش و تکامل یافته ای است و من هیچ مشکلی در این سوال یا موضوع نمی بینم که انسان در مقطعی از میمون جدا شده و راه خود را رفته و رشد کرده باشد. هردو مخلوق خدا هستند.[باز هم تبارک الله احسن الخالقین!]ـ

منبع:
ArteThema : Schöpfung oder Evolation
تاریخ گزارش:.08.12.2009ــ

تاریخ ترجمه: ژانویه 2010

خلقت یا تکامل 2

ترجمه از ملیحه رهبری

آخرین تناقضات بین دین ودانش

خلقت یا تکامل؟!(2)
 
آیا جهان در7 شبانه روز خلقت شده است یا در13.7 میلیارد سال در جریان تکامل به وجود آمده است؟

 :بخش دوم گزارش

:مقدمه 1
آیا جهان در هفت روز خلقت شده است؟ به وسیله تیؤری تکامل داروین، باورانسان به خلقت جهان به وسیله یا به دست خداوند زیر علامت سؤال رفت و بحث وجدل بسیاری برانگیخت! با این حال کتاب های آسمانی مثل تورات وانجیل و قرآن به صراحت ازآفرینش جهان به دست خداوند و به اراده او گفتگو می کنند. این گزارش مجدد این موضوع را با دانشمندان مذهبی بررسی می کند که چگونه چنین چیزی ممکن است؟
: مقدمه 2
آنچه مذهب درباره پیدایش کهکشان وآفرینش بشرگفتگو میکند، بسیار متفاوت از نظریات علمی دانشمندان است که در مدت زمان طولانی این دوبا یکدیگرجنگ تلخی داشته اند. از همان ابتدا هم مذهب در برابر دانشمندانی مثل کپرنیک یا طرفدارانش صف آرایی کرده وآنها را محکوم به مرگ یا نابودی نمودند یا مانند گالیله مجبوربه پس گرفتن ادعای خود(کروی بودن زمین) ومغفرت از کفرگویی نموده است.
این زمان بدون شک گذشته است اما به معنای آن نیست که این بحث پایان یافته است. معتقدان به مذهب امروزدر پایان سال2009 و درآستانه سال 2010چگونه به این دو سؤال: ما چه کسی هستیم و ازکجا آمده ایم جواب میدهند وچه موضعی مذهب در برابر تیؤری اورکنال(ذره اولیه درپیدایش جهان) دارند. کلیسا چه موضعی در برابر نظریه داروین و تکامل انواع دارد. چطوری یک فرد معتقد و مؤمن و تحصیلکرده یا حتی دانشمند امروزی براعتقادات مذهبی اش که با دانش در تناقض است، پافشاری میکند. آیا جهان در هفت شبانه روز خلق شده است؟

TareqOubrou
طارق عبرو/ امام و قرآن شناس در شهر بٌردو در فرانسه:
من یک فرد معتقد هستم اما احمق نیستم و به این موضوع فکر می کنم و این سؤال را مطرح میکنم که اگر وجود خدا را انکار کنم برای این سؤالاتم جوابی ندارم که چه کسی درپشت این خلقت با عظمت مادی وغیرمادی نهفته است؟ کل آفرینش یک معجزه است. چطورممکن است که این معجزه خود به خود و بدون هدف باشد.»
برای معتقدان مذهبی خدا در ابتدای خلقت حضوردارد. تورات و انجیل و قرآن در این باره سخن گفته اند ودر این موضوع جهود و مسلمان و مسیحی متفق القول هستند. اما آیا درجهان امروز ودانسته های علمی می توان به این مطلب اذعان کرد که خدا هست که جهان را خلقت کرده است.آیا این موضوع با دستاوردهای دانش بشری همخوانی دارد. آیا باید هنوز هم با عقل خود باور کنیم که جهان در هفت روز خلقت شده است آنگونه که در کتاب های مقدس نوشته شده است؟
در کتاب آسمانی تورات خدا می گوید:« در ابتدا خدا خلق کرده آسمان ها وزمین را. » درکتاب پیدایش داستان خلقت اینگونه بیان میشود. در بخش اول توضیح داده می شود که چگونه جهان نیکو خلقت یافته است وچگونه حیات در روی کره زمین پدیدار شده است. درابتدا کسی یا چیزی نبود جز خدا. خدا خلقت کرد آسمان ها و زمین ها را والمنت وگیاه وجانوران را و برای تکمیل شاهکار خود انسان را آفرید. اینها در6 روزو در روز هفتم خدا استراحت کرد.این داستان خلقت مورد پذیرش یهودی و مسیحی است و در نظرمعتقدین دینی پذیرفته شده است
.
Patrik Petit-ohayon
Koordinatour des Judischen Schulen
پاتریک پتی اٌهایون: یک دانشمند مذهبی و یهودی: این آیات(آسمانی) عمیقا در روح و روان انسان تأثیر می گذارند. آیاتی که انسان از خودش دراینباره(خلقت) سؤال میکند[چه کسی آن را آفریده است و به چه منظوری؟] ودر برابر عظمت خلقت قرار می گیر.»د
.
Jacqes Arnould
TheologiWissenschaftshistoriker
جک آرنوولد: دانشمند تاریخ شناس مذهبی: داستان خلقت جهان ما را دعوت می کند که نگاه کنیم جهان چه زیبا و چه با تنوع و با نظم خلقت یافته است. خورشید وماه و ستارگان وگیاه و... این آیات ما را دعوت می کند که تمام این خلقت شگفت انگیز را نگریسته و سپس به خود توجه کنیم که اینهمه برای بشرساخته شده است و درآن تفکر کنیم. این نوع سخن گفتن(خدا با انسان) مانند نوعی رابطه و تعلیم دادن(پداگوگی) بشرمی باشد که با مشاهده(از طریق عقل) تفکرکن>»د
.
PicrreGibert
Jesuit und Bibelkausleger
پیکرا گیبرت کارشناس و محقق درانجیل:این آیات و این ترتیب( خلقت جهان در6 روز) یک نوع نظم را نشان میدهد. منطقی است که در ابتدا باید زمین خلقت شود و بعد آب و فاصله ای بین آب وخاک به وجودآید تا گیاهان رشد کنند تا بعد جانواران امکان ظهور بیابند و زمانی که در فاصله زمانی( روزهای قبل آفرینش) اینهمه انجام گرفت تا زمینه ای برای ظهور بشر باشد.»د

-ـ خدا ابتدا کهکشان و بعد حیات و بعد انسان را در یک ترتیبی که درست منطبق بر نظریه علمی دانشمندان درباره پیدایش است، می آفریند. این نظم یا ترتیب آفرینش ازجانب نخستین تمدن های بشری هم مورد قبول بوده است. 2000 سال قبل از میلاد مسیح آشوریان بابل با تمدن پیشرفته خود، آسمان را مورد توجه قرارداده و ستارگان را می شناختند وخسوف وکسوف را نقاشی می کردند و داستان پیدایش خلقت مطابق اعتقادات خود داشتند که جهان در هفت روز خلقت شده است.ـ.
ـ آیا این نوع اعتقاد یا پذیرش نظم در آفرینش یک داستان طولانی دارد؟ 700 سال بعد از میلاد مسیح هم قرآن در اینباره چنین می گوید. چنانکه باید ما به آن اعتقاد داشته باشیم و بپذیریم. « درآغاز خدا آسمان و زمین را خلق کرد. زمین لجنزاری بود و تاریکی بر همه جا سایه افکنده بود. روح خدا برفراز آبها بود». بنا بر این خدا در روز اول خلقت، آسمان و زمین ما را خلقت کرد اما چگونه و به چه طریق؟

Jacqes Arnould
TheologiWissenschaftshistoriker
جک آرنوولدـ دانشمند تاریخ شناس مذهبی: انجیل نمیگوید که درابتدا هیچ بود بلکه خدا رابه سامان بخش یک شرایط بی نظمی معرفی می کند. یک بی نظمی بزرگ، به هم ریختگی بزرگ که خدا نظم را می آورد.ـ
TareqOubrou
طارق عبرو/ امام و قرآن شناس: در قرآن هم متذکر می شود که درآغاز جهان، جهان فیزیکی که ما آن را می شناسیم یک توده به هم ریخته وآشفته ای و یک شرایطی که قران به نام رتق می خواند. بعد مرحله فتق و سامان بخشی پیش می آید. بعد یک جدایی بین زمین وخورشید و ماه>»ـدرکتاب آفرینش خدا چنین می گوید: نورخواهد شد[ نور جانشین این آشفتگی و تیرگی ها خواهد شد. و... نورگشت.[ نظم و سامان برجهان حکمفرما گشت.]
ـ درآغاز هیچ نبود. یک آشفتگی وبی نظمی بود و تاریکی قیرگون که نوری ازآن به وجود آمد و ازآن نور حیات شکل گرفت. آیا این گفته های مقدس با تحقیقات علمی در عظیم ترین کارگاه زیرزمینی بیگ بنگ درسوییس که برای کشف منشاء اولیه حیات تحقیق می کند، همخوانی دارد؟»ـ
Philippe Haddad
Rabbiner
فیلیپ حدادـ مقام روحانی یهودی: «ما بر این نظر هستیم که نقطه آغازی وجود دارد که همه چیزحول آن شکل گرفته است. درابتدا کهکشان تنها به بزرگی یک سر سوزن بود و از این یک نقطه خداوند همه چیز را خلق کرد. این نظریه با گفته خدا که یک نقطه آغاز وپیدایش وجود داشته همخوانی دارد.»ـ.
TareqOubrou
طارق عبرو/ امام و قرآن شناس: نظر من درباره بیگ بنگ (مرکز تحقیقاتی در سوییس که به دنبال یافتن یا دستیابی به نخستین ذره ای است که جهان از آن خلق شده است) این است که زیاد مشکلی با آن ندارم. داستان خلقت یا پیدایش جهان(آنچه درقرآن نقل شده است) با نظریه های علمی یا بیگ بنگ تغییر نمی کند(زیر علامت سؤال نمی رود) یا من تضادی بین آنها نمی بینم. واین نظریه های علمی براین اساس هستند که به فکر بشروحدت یا سامان بخشند اما به جلو می روند. تیؤری اورکنال(ذره اولیه) هم تغییر و تکامل پیدا می کند. خداوند همه چیز را خلق کرده است و من هیچ خطایی درگفته خدا نمی بینم.»ـ

سؤال:« آیا خدا نمی تواند خطا کند؟» نه! این نقطه آغاز برای باور وایمان است و خدا یعنی کسی که خطا نمی گوید!»ـ

Philippe Haddad
Rabbiner
فیلیپ حداد مقام روحانی یهودی: نظر من درباره مرکز تحقیقاتی بیگ بنگ که این مرکز به دنبال تحقیق و دریافتن چگونگی شکل گیری جهان وحیات اولیه است؟ من معتقدم که اگر نظریه اورکنال(ذره اولیه) را هم بپذیریم اما هیچ چیز بیخود و خود به خودی وبی هدف به وجود نیآمده است. فکر نمی کنم که جهان خود به خود به وجود آمده باشد بلکه خدا دلیل است. دلیل بردلیل یعنی آنچه که ما آن را خدا می نامیم.»ـ
-ـ از زمانیکه تیؤری اورکنال در قرن بیستم مطرح شد ومسیحیت باید در برابرآ ن موضعگیری می کرد ، تلاش شد که وحدتی بین علم و مذهب درپذیرش این تیؤری برقرار شود به این معنی که خود خداوند خالق نقطه اولیه یا اورکنال است و این عمل توسط یک پدر روحانی که خود دانشمند بود،(ژرژشیلی بت) انجام گرفت یا کشف شد!»ـ
Hans Küng
Theolog
هانس کونگ(آلمانی) از دانشمندان مذهبی و از دوستان نزدیک پاپ بندیک 16 : .بله! ژرژشیلی بت یک دانشمند بود که تیؤری بیگ بنگ را استدلال مذهبی نمود. به این هدف که مذهب ودانش را نزدیک کند. اما سوء تفاهماتی هم ایجاد کرد. باید این را هم بفهمیم که این تیوری یک پدیده نو برای دانش وبرای مذهب است و نباید ازآن سوءاستفاده غلط بشود تا جایی که بخواهیم از آن یک وسیله برای اثبات خداوند بسازیم. اما بحث برسر این اٌورکنال یک موضوعی است که به عنوان نقطه اولیه آفرینش می پذیریم اما بحث برسراینکه این نقطه اولیه چگونه توسط خدا به وجود آمده است؟ یک موضوع استدلالی نیست بلکه یک قلمرو اعتقادی است.»ـ

-ـ به نظر می رسد که دراین میانه کلیسا مساله خود را با تیؤری بیگ بنگ حل کرده است. کلیسا چنین میگوید:«این تیوری بهترین دلیل بر چگونگی تشکیل یا به وجود آمدن کهکشان ها و جهان است اما تیؤری اورکنال مانع یا تضادی برسرراه اعتقادات مذهبی نیست.»ـ

روز اول آفرینش و روز دوم آفرینش

درکتاب مقدس(پیدایش) آمده است: در روز اول خدا نور را برای روز و تاریکی را برای شب قرارداد. درکتاب مقدس آمده است که خدا جهان را درهفت روزآفرید وعجیب است که بنا برمدارک علمی زمین عمری بیش از 4.7 میلیارد سال دارد. این سؤال مطرح می شود که آیا زمانی که خدا ازآن گفتگو می کند یا کار کرده مثل همین زمان ما بوده است یا نه؟ آیا اجازه داریم که این مقایسه را انجام دهیم؟ آیا خدا واقعا جهان را درهفت روز آفرید.»ـ


Philippe Haddad
Rabbine r
فیلیپ حداد مقام روحانی یهودی : کلمه روز یا زمان یک اصطلاح نسبی است.زمانی که ماازآن برای پیدایش جهان صحبت می کنیم از 24 ساعت بیشتر تشکیل شده است و ما می توانیم از زمانی صحبت کنیم که معادل هزارسال باشد. به هرحال می توان به خدا اعتقاد داشت و به مذهب هم باورداشت و قبول هم کرد که جهان بیش از4 میلیارد سال از عمرش میگذرد. اگراین موضوع مشخص علمی است باید از علم تبعیت کنیم>»ـ

Jacqes Arnould
TheologiWissenschaftshistoriker
جک آرنوولد: دانشمند تاریخ شناس مذهبی: من به گفته های کتاب مقدس به گونه کتابی تاریخی نگاه نمیکنم. زمانی نیاز بوده تا جانوران به وجود بیایند 24 ساعت یا 7 هفت روز یا غیرو. اصل موضوع این است که به پیدایش جهان وانسان توجه شده است و به هرحال باید نحوه پیدایش بشر درچندهزار سال قبل به گونه ای داستان وار برایش توضیح داده میشد تا مفهوم باشد>»ـ

ـ درقرآن هم زمان مشکل بزرگی ایجاد میکند. یکبار بیان میشود که آسمان وزمین در شش روز خلقت شد ویک جای دیگر بیان میشود که زمین در2 روزخلقت شده. البته این کمترین مشکل است.»ـ
TareqOubrou
طارق عبرو/ امام و قرآن شناس: قرآن ازروز وزمانی حرف می زند که معادل 1000 روز بوده است. بعد دوباره از روزی که معادل 50.000 روز بوده است روز یک مفهوم رلاتیو و نسبی است. قرآن چه هدفی از این بیان دارد؟ هدفش نسبی بودن زمان است. همانگونه که امروز از طریق قانون نسبیت( انیشتن) آن را پذیرفته ایم>»
:منبع
ArteThema : Schöpfung oder Evolation
تاریخ گزارش:.08.12.2009
تاریخ ترجمه: ژانویه 2010

Montag, 18. Januar 2010

خلقت یا تکامل 1

ترجمه: ملیحه رهبری
آخرین تناقضات بین دین ودانش!ـ


خلقت یا تکامل؟(1)
جهان در7 روز به اراده خداوند خلقت یافته است یا در 13.7 میلیارد سال در جریان تکامل به وجود آمده است؟
قسمت اول

مقدمه: درچند روز یا چند هفته یا چند ماه آینده مرکز تحقیقات هسته ای اروپا در سوییس(بیگ بنگ لابور) که یک مرکز غول آسای تحقیقاتی با 27 کیلومتر طول و چندصد متر عمق در زیر زمین ساخته شده است، مطالعات سری خود را در اختیار عموم قرار خواهد داد. این مرکز تحقیقاتی دراساس برای تحقیق درباره پیدایش یا منشاء حیات به نام اٌورکنال تیؤری( ذره اولیه) است ودراین مرکز علمی این امر چنان نزدیک به واقعیت شده که گویی دانشمندان خود به هنگام تولد نخستین ذره یا منشاء حیات حضور می یابند. در زمانی که خودخواهی بشر و فقر وبیکاری و مشکلات اقتصادی و بن بست های بیشمار دورتا دوربشررا گرفته است، باز هم دانشمندان و مجمع آنها حول مادر تمام سؤال های بشری ویافتن جواب آن متمرکز هستند. دانشمندان فیزیک و ریاضی با تجزیه وتحلیل های بسیار سخت وسنگین به نتایج علمی شگفت انگیزی در این زمینه دست یافته اند که درانتهای دستاوردهای علمی آنها، چنان زیبایی شگفت انگیزی نهفته است که گویی شعرخالص وناب است
.
بدون هیچ تردید تحقیقات پیشرفته یا دست یابی بشر در پاسخ به سؤال منشاء حیات ویا به ذره اولیه یکی از بزرگترین اتفاقات یا دستآوردهای بشری است
جهان در7 شبانه روز یا در 13.7 میلیارد سال به وجود آمده است؟

Big bang im Labor
بیگ بنگ درلابراتور
:گزارش از
Franck Guerino und Emanuel Leconte
جهان به راستی چگونه به وجود آمده است؟
چرا جهان به وجود آمده است؟ چرا کره زمین چنین بی مثل و مانند است؟ چرا ما زندگی می کنیم؟ پژوهش زیربه گونه علمی به این سه سؤال کلیدی در زمینه تاریخ تکامل می پردازند و به فرضیات و همچنین آخرین آزمایشات علمی و توضیحات دانشمندان وآخرین اطلاعات مربوط به سطح پیشرفت بشر درزمینه تاریخ تکامل را بازگردان می نماید.
مترجم:« گزارش زیردرآستانه سال 2010 انتشار یافته و دراساس اهداف علمی اما هم تأثیرات یا نتیجه گیری های آن ، در سایر پهنه ها را نیز دنبال می کند که قضاوت درباره گزارش به خواننده واگذار می شود.»د

-از قدیم الایام اعتقادات دینی و علم با یکدیگر در تناقض وکشمکش بوده اند تا به چگونگی آفرینش یا منشاء خلقت پاسخ دهند. با گذشت زمان دانش بشردراین زمینه به پیشرفت شگفت انگیزی رسیده است. هدف ما اطلاع از آخرین تحقیقات وپیشرفت بشر در این زمینه است.[والبته آخرین تناقضات بین دین و دانش.!]د

مترجم: گزارش زیر ازدو بخش تشکیل شده است. بخش اول به نام بیگ بنگ در لابراتور که شامل توضیحات علمی و فنی است که خلاصه شده ولی ترجمه تقریبا کامل آن را در پایان مطلب مجدد ضمیه خواهم کرد. بخش دوم به نام آیا خلقت در 7 شبانه روز یا در حدود چهارده میلیارد سال اتفاق افتاده است، می باشد که این تناقض با دانشمندان دینی وازجمله با مسلمان و مسیحی و یهودی، در میان گذاشته می شود ونظر به اهمیت موضوع ترجمه آن را مفصل و نسبتا کامل آورده ام.«م
:بخش اول

Etien Klein
اظهارات دانشمند فیریکدان آقای اتی ین کلاین:« وقتی بدن خود را لمس میکنید، نمی دانید یا توجه ندارید که یک توده متراکمی است که متشکل از ملکول های پیچیده و اتم هاست که منشاء اولیه آنها ازهسته ستارگان و به بیانی دیگر از غبار ستارگان است وبه زبان ساده ترمی توان گفت که شما ازغبار ستارگان تشکیل شده اید. نمی دانید که اتم هایی را که پیش از تشکیل خورشید وجود داشت، لمس می کنید. ذراتی که بعد ها با گردآمدن به دورهم، کهکشان
.«ومنظومه شمسی را تشکیل دادند، هسته های که درستاره ها ودرکهکشان ها موجودند

بدون هیچ تردید تحقیقات پیشرفته یا دست یابی بشر در پاسخ به سؤال منشاء حیات ویا به ذره اولیه یکی از بزرگترین اتفاقات یا دستآوردهای بشری است.
پیدایش جهان یک ماجراجویی است که 14 میلیارد سال به درازا کشیده شده تا کهکشان و و زندگی و بشر به یکدیگر پیوند یابند
.
Etien Klein
اظهارات دانشمند فیریکدان آقای اتی ین کلاین:« ما از منشاء میمون و باکتری ها و همچنین از غبارستارگان وکهکشان ها هستیم.»ـ
از زمانی که برای اولین بار بشرستارگان را مورد توجه قرار داده است به منشاء حیات هم توجه کرده است. داستان ما آغازی دارد اماچگونه است؟
اظهارات آقای اتی ین کلاین: وقتی آب می خوریم ملکول های اکسیژن و هیدروژنی مصرف می کنیم که به قدمت کهکشان ها هستند. این المنت ها پایه ای و قدیمی ترین المنت هایی هستند که کهکشان ما ازآن زاده شده است اما از
«کجا می آیند؟
با تحقیق درباره کمترین وکوچکترین ذره می توان به اًورکنال (ذره اولیه) رسید واین هدف مؤسسه تحقیقاتی اروپا در سوییس است. این یک سازمان تحقیقات اتمی سری است این سازمان زیرزمینی با 27 کیلومتر طول وصدها متر درعمق زمین می تواند اشعه هایی با سرعت نور بفرستد.یک میکروسکوپ شدیدا قوی که چیزی نیست جز یک وسیله ای که می توانیم با آن خیلی عمیق در کهکشان ها مطالعه کنیم و مشخص کنیم که چه قدرتی بین آنهاست. دوم با این ماشین بتوانیم نزدیکتر به مبدا تشکیل کهکشان ها یا اورکنال(ذره اولیه) شویم.
هدف این تحقیقات بی نظیر این است که راز ماده را کشف کند. مشاهده می شود که یک ذره ماده چگونه رفتار می کند وقتی تحت فشار حرارت بالا یا سایر فشارها قرار می گیرد. وچگونه بوده است که کهکشان در13.7 میلیارد سال ازیک ذره کوچک ماده به وجود آمده است
.
هیچ اطلاعاتی قبل از13.7 میلیارد سال قبل وجود ندارد. مثل ساحل دریاست. وقتی تو درساحل می ایستی وبه دریا نگاه میکنی وفکر می کنی که یک جایی آب در افق پایان می یابد زیرا نمی توانیم ببینیم اما در اساس اینگونه نیست. یافتن اطلاعات درباره آنسوی افق خارج از اطلاع فعلی، هدفی است که دانشمندان آن را دنبال میکنند تا کشف کنند که چه چیز منشاء ومبداء ماده را پدید آورده است. فرق نمی کند که امروزه از کدام دانشمندو محقق فیزیک سؤال شود، ما جواب میدهیم که مشخص نیست که جهان از یک مبداء یا منشاء شروع شده باشد. سعی شد با کمک ریاضی این مرزجادویی اٌورکنال یا (ذره اولیه) را عبور کردوآنسوی افق را دید. شاید درگذشته دورکهکشان خیلی بزرگ بوده است بعد کوچک شده تا به ذره کوچکی تبدیل شده است و بعد دوباره شروع به گسترش کرده است. شاید کهکشان قدیم وکهکشان جدید توسط پلی به یکدیگر وصل میگردند. مثل یک تونل مکانیکی. که به آن می توان فیزیک نو گفت.
همه آنچه که دانش تا به امروز به دست آورده همان نظریه اورکنال یا ذره اولیه است. این است که تشکیل جهان نه در هفت شبانه روز بلکه در13.7 میلیارد سال طول کشیده است. کره زمین حدود 4.5 میلیارد سال پیش به وجود آمد. حوادثی برروی کره زمین گذشت تا حدود 4 میلیارد سال قبل نخستین موجودات زنده بر روی کره زمین به وجود آمدند. زندگی از ماتریال(ماده) تشکیل یا به وجود آمده است. زندگی ازماده و ازمواد آمین زویقه تشکیل شده است. شش میلیون سال طول کشید تا این ماده ساده به حیات تبدیل یابد.
دانشمندان برروی سنگی که متعلق به 3.5 میلیارد سال قبل است، آثار میکروسکوپی حیات را یافته اند یعنی یک میلیارد سال پس از تشکیل کره زمین و این اثارحیاتی به خوبی قابل اثبات هستند و به خوبی نیز رشد کرده بودند
.
موزه پاریس برای دانش(ناتورویزنشافت/علوم طبیعی) با قدمت چند صدساله یک مرکزگردآوری (کتابخانه) است. اسکلتهای موجود در این موزه نشان میدهد که چگونه تغییرات در موجودات زنده قدم به قدم شکل گرفته است. حتی ما انسان ها هم که از میمون جدا شده ایم هیچ استثنایی نیستیم. در برنامه تکامل انواع انسان خیلی دیرتر وارد صحنه می شود.
داستان خانواده انسان یک تاریخ 70 میلیون ساله از نخستین میمون ها است. مشخص نیست که این خانواده تحت چه پیچیدگی خود را ازحدود 40 میلیون سال قبل از سایر موجودات متمامیز کرده است وفاصله گرفته است. با وجود فسیل خیلی کمی دراینباره اما بشر به این دانش دست یافته است که انسان 75 میلیون سال قبل از میمون های بزرگ مثل گوریل درآفریقا جدا شده است. پیدا کردن پدران اولیه ما کارآسانی نیست.
بین 6 تا 7 میلیون سال وحتی 2 میلیون سال قبل تغییرات تکاملی بشر درآفریقا بوده است ولی از 2 میلیون سال قبل این نوع بشر در آسیا و اروپا زاد و ولد می کند و گسترش می یابند. اما باز تغییراتی حاصل واین شاخه از بین می رود و نوع جدید دیگری شکل می گیرد.
اسکلت بشربا ویژه گی ما به 40 هزارسال قبل برمی گردد. 40 هزارسال قبل پدران ما اروپا را گرفتند اما اولین نوع نبودند بلکه قبل هم نوع دیگری بود. در بین 80 تا 82 هزارسال قبل نیاندرتال ها بودند که نژادا موقرمز یا بلوند بودند و نژاد ما مو مشکی بودند. این دو نوع بشر متفاوت به لحاظ ژنتیک بودند اما در سطح تکاملی مشابه بودند. هردو انسان بودند ونیاندرتالها رفتارشان بیشتر این را(انسان بودن)نشان میدهد. مطابق اعتقادات مذهبی درآسیا و مدیترانه وغیرو چنین پذیرفته ایم که تنها نوع بشر شکل یا مثل خدا تکامل یافت. اما مطابق تحقیقات علمی به دو نوع بشر در مسیر تکامل برخورد می کنیم که از یکدیگربه گونه تکاملی جدا نشده اند بلکه دو ریشه ژنتیکی متفاوت داشتند. دو نوع بشر وجود دارند که به هدف زندگی یا به موضوع مرگ اندیشیده اند و از خود پرسیده اند که چرا بر روی زمین هستیم وبه منشاء اولیه خود نیزفکرکرده اند. ما چه کسی هستیم و از کجا آمده ایم؟
هرکدام از این دو نوع قادربه زندگی دریک شرایطی بودند که می توانستند خود را تطبیق دهند. می تواند بیماری یا گرسنگی یا قطحی یا سایر شرایط سخت زیستن آن دسته را نابود کرده باشد. درآن زمان شرایط جوی زمین هم مثل امروز نبود. اگر شرایط زیستی مناسب بود می توانستند هنوزنابود نشده وادامه یافته باشند وشاید می توانستیم با نیاندرتال ها مصاحبه کنیم
...ادامه دارد
منبع:
ArteThema : Schöpfung oder Evolation
تاریخ گزارش
:.08.12.2009.